چرا انضباط ؟

یکی از مسایل مهمی که اغلب معلمین با آن مواجه هستند موضوع انضباط دانش آموزان است .

عده ای می گویند در مدارس نسبت به دانش آموزان بسیار سختگیری می شود و عده ای می گویند

در تعلیم و تربیت به اندازه ی کافی انضباط در برنامه های مدارس گنجانده شده است در حالیکه

عده ای دیگر انضباط را کنترل و خودداری باطنی و فردی تفسیر کرده اند . نظم و انضباط دانش

آموزان در کلاس درس مخصوصا برای معلمان تازه کار مسئله ی مهمی می باشد زیرا به نظر

آنها مهمترین رمز موفقیت در امر تعلیم و تربیت کلاسداری خوب یا برقراری انضباط می باشد به

همین سبب غالبا نگرانی از موفقیت در این امر موجب ترس بعضی از معلمان می شود و این ترس

به صورت عدم اطمینان خاطر در رفتارشان ظاهر می شود و در نتیجه کلاسداری را عملا برای آنها

مشکل می سازد . نگرانی و اضطراب ناشی از عدم انضباط در کلاس و ناکامی در اداره ی بهتر

کلاس باعث یاس و نفرت آنها از شغل معلمی می گردد . بدون برقراری نظم در محیط آموزشی

رسیدن به هدف های تعلیم وتربیت مشکل و گاهی غیر ممکن است از این رو ضرورت دارد که

عوامل موثر در برقراری نظم در کلاس را مورد بررسی قرار دهیم . در تحقیقات انجام شده

می فهمیم که حداقل پنج عامل بسیار اساسی در تدریس و برقراری نظم در کلاس دخالت دارند که

عبارتند از :

الف- معلم با توجه به ویژگی های شخصی و حرفه ای او

 ب- دانش آموز با دانش پایه و خصوصیاتش

ج- کتاب با محتوا و پیامش

 د- محیط آموزشی با امکاناتش (اعم از فیزیکی وانسانی )

ر- موقعیت یادگیری

آن قسمت از ویژگی های معلم که در برقراری انضباط در کلاس درس موثر است عبارتند از:

الف- روش تدریس معلم

 ب- توجه معلم به همه ی شاگردان

 ج- رعایت عدالت

د- رابطه ی معلم با شاگردان

 ه- وضع ظاهری معلم

 ر- سخن گفتن معلم 

ز- وجود تیک در معلم .

در کنار این عوامل می توانیم به نقش دانش آموز در برقراری نظم نیز اشاره کنیم که از جمله

نوع تربیت خانوادگی – محیط های آموزشی قبلی – دانش پایه در رابطه با موضوع درسی و.....

می تواند بسیار در حفظ نظم کلاس و یا بر هم زدن آن موثر باشد .

در مورد تربیت خانوادگی می توانیم بگوییم که وقتی احتیاجات اساسی دانش آموز در خانه تامین

نمی شود یا محیط دیکتاتوری خانه حالت بد بینی و خصومت را نسبت به همه ی بزرگسالان در

دانش آموز بوجود می آورد قهرا معلم نباید انتظار داشته باشد که چنین بچه ای به طور عادی در

کلاس رفتار کند و مطالب درسی را خوب بیاموزد . ضعیف بودن پایه ی دانش آموز و عدم درک

موضوع درس موجبات بی نظمی را در کلاس فراهم خواهد ساخت . بعضی از بچه ها  فقط به خاطر

همرنگی با اکثریت به اجرای کارهایی بر خلاف میل باطنی خود مبادرت می ورزند . هم چنین دانش

آموز مطرود اعتراض روانی خود را به صورت بروز رفتارهای ناخوشایند اضطراب و افسردگی

ظاهر می سازد .

7 نکته طلایی برای  تشویق کودکان به آموختن

هفت نکته ی زیر کودک را به یادگیری تشویق وترغیب می کند :

همان گونه که مشاهده می کنید وظیفه ی شما به عنوان پدر ومادر بسیار حائز اهمیت است ،این شما هستید که با اعمال ورفتار خود می توانیدمسیر زندگی فرزندانتان را تعیین کنیدو ان ها را به سر منزل مقصود برسانید .البته ناگفته نماند که مدرسه نیز نقش مهمی در تربیت فرزندان دارد .

1-       خودتان مثل والگوی عملی برای او باشید .

کودکان دوست دارند ازوالدین ومعلمین خود بیاموزند وتقلید کنند.شما اولیای گرامی به مطالعه علاقه نشان دهید که آنها شما را الگو وسرمشق خویش قراردهندوبا صدای بلند برای آنها کتاب بخوانید، بعضی وقت ها اجازه دهید قسمت پایانی داستان راآن طور که دوست دارند ادامه دهند.

2-       میل به آموختن را به او تلفیق کنید .

خوب گوش دادن ،خوب نگاه کردن ،خوب اندیشیدن وخوب خواندن را به عنوان چهار اصل مهم یادگیری همراه وهماهنگ با مدرسه به او معرفی کنید تا دلبند شما دراین موارد مهارت پیدا کند.

3-       فرزندانتان را از تکنولوژی وعلم روز دنیا دور نکنید.

آنها را در جهت های مثبت هدایت کنید .

4-      فرزند خود را تنها به کتاب ها ومتن های درسی محدود نکنید.

کتاب مناسب بهترین وسیله برای غنی تر کردن اوقات فراغت ولذت بردن از اوقات فراغت است ، کتاب خوانی وقصه خوانی باعث رشد کلامی ، پرورش قدرت تفکر وغنی کردن اندوخته های ذهنی می شود وگنجینه ی واژگانی وافق درک مفاهیم در دانش آموزان را گسترش می دهد.

5-      تشویق وجایزه گرفتن

هیچ چیز به مانند تشویق به موقع وجایزه گرفتن ایجاد انگیزه نمی کند هنگام کسب موفقیت آنها را تشویق کنیم تا راه را برای آنها هموارکنیم.

6-  ازاونخواهید بهترین باشد.

همین که فرزندتان در مسیر جلو جرکت می کندوپیشرفت می کند اورا مورد تشویق قراردهیدوبه اوافتخارکنید.

7- به شادی او توجه کنید .

درحقیقت شادی یک نوع خوش بختی است که متاسفانه بسیاری ازوالدین کمتربه آن توجه می کننداگرشما دارای فرزند شادی هستید مطمئن باشید که به طورحتم درآینده اوازشما سپاسگزار خواهد بود.

عید ولایت وامامت بر عموم شیعیان مبارک .


غدیر نقش والاى على به سینه ی ما

 

غدیر عید همه عمر با على بودن‏

  غدیر آینه ‏دار على ولى الله ست

  غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر

  غدیر نقش ولاى على به سینه ماست

 غدیر یک سند زنده ، یک حقیقت محض‏

  غدیر از دل تنگ رسول عقده گشاست

 غدیر صفحه تاریخ وال من والاه‏

 غدیر آیه توبیخ عاد من عاد است

 هنوز لاله اکملت دینکم  روید

 هنوز طوطى  اتممت نعمتى  گویاست

  هنوز خواجه لولاک را نداست بلند  که هر که را که پیمبر منم ،

على مولاست  بگو که خصم شود منکر غدیر ،

 چه باک‏  که آفتاب ، به هر سو نظر کنى پیداست

 چو عمر صاعقه کوتاه باد دورانش‏

 خلافتى که دوامش به کشتن زهراست

 " حاج غلامرضا سازگار "

ده قانون برای تقویت رفتار خوب در بچه ها:

1) رفتار درست بچه‌ها را تقویت کنید نه بدرفتاری شان را:

درخواست‌های مودبانه بچه‌ها را تقویت کنید، نه نالیدن‌ها و فریاد زدن‌هایشان را یا سربه‌سر گذاشتن‌ها و کج‌خلقی‌ها و قهر کردن‌هایشان را. سعی کنید بحث و گفت‌وگوهای آرامی‌که در بین‌تان وجود دارد را چند برابر کنید، نه مجادله کردن و پافشاری و جنگیدن‌هایی که گاه و بی‌گاه بین‌تان به وجود می‌آید.

2) بیاموزید که قبل از صحبت فکر کنند:

 همیشه در حین حرف زدن با فرزندانتان از آنها بپرسید منظور تو دقیقا چیست؟ چقدر راجع به این حرف فکر کرده‌ای؟ از او بخواهید که همیشه حرف‌هایش را بسنجد بعد بزند؛ اگر به این روش عمل کرد‌ برای ثابت‌قدم بودنش به او پاداش دهید.

3) از فرزندان‌تان توقع رفتار خوب داشته باشید:

 بچه‌ها باید بدانند که شما چه توقعی از آنها دارید و آنها چه توقعی می‌توانند از شما داشته باشند. وقتی بچه‌ها بتوانند پیش‌بینی کنند که عکس‌العمل شما در برابر رفتارشان چگونه خواهد بود، می‌توانند رفتارهای انتخابی خود را بهتر کنند. مطمئن باشید که می‌توانید به آنها اعتماد کنید.

4) بچه‌ها به حرف‌های شما اعتماد دارند:

 بچه‌هایتان را به شیوه‌ای تربیت کنید که در هر موقعیتی به مقتضای آن موقعیت رفتار کنند. به آنها بیاموزید که تلاش کردن اساسی‌ترین چیز است. آنها را در موقعیت‌های خوب تشویق کنید. وقتی شما فرزندتان را تشویق می‌کنید، آنها ایمان و اعتماد شما را به خودشان می‌بینند و در نتیجه به خودشان و توانایی‌هایشان ایمان می‌آورند.

5) بگویید که کار خوب بدون پاداش نخواهد ماند:

برای اینکه نسبت به انجام کارهای درست احساس خوبی داشته باشند، به آنها بیاموزید که خودشان درپی به دست آوردن پاداش کار درست خود باشند.

6) وقتی الگوی بدرفتاری را تشخیص دادید، شیوه رفتاری‌تان را تغییر بدهید:

 به فرزندتان قوانین رفتاری حاکم بر خانواده‌تان را بگویید؛ دقت کنید که این قوانین باید مشخص‌، ثابت و عقلانی باشد. از جدول‌های رفتاری و تعهدات استفاده کنید، موفقیت‌ها و رفتارهای خوبشان را پررنگ کنید‌؛ از آنها حمایت کنید و تشویق‌هایتان را هم در این جدول بگنجانید.

7) تنبیه معقول در نظر بگیرید:

در برابر بچه‌هایتان از تنبیه‌هایی استفاده کنید که به آنها بیاموزد که در برابر اعمال و رفتارشان مسئولند. بچه‌ها با تنبیه‌های معقول به خوب زندگی کردن ادامه می‌دهند. این تنبیه‌ها می‌توانند شامل محدود کردن و کوتاه‌کردن زمان‌های بیرون بودنشان باشد. فراموش نکنید وقتی از دستشان عصبانی هستید به هیچ عنوان تنبیه نکنید!

8) از کودکی به آنها درس زندگی بدهید :

وقتی فرزندتان هنوز کوچک است، مسئولیت‌پذیری و تصمیم‌گیری را به آنها یاد بدهید: این دروس آنها را برای دنیای واقعی آماده خواهد کرد. به‌خاطر داشته باشید که بچه‌ها به محدودیت‌ها، ساختار و قوانینی پایدار و یکنواخت احتیاج دارند.

9) به آنها عشق بورزید:

 علی‌رغم رفتارهای خوب یا بد فرزندانتان به آنها عشق بورزید و روی نکات مثبت اخلاقی و رفتاری شان تمرکز و توجه کنید.

10) محیط و فضای خانوادگی سالم و دلپذیری را ایجاد کنید:

استعدادها و توانایی‌های شان را تایید کنید و ضعف‌های‌شان را بپذیرید و در رفع این ضعف‌ها به آنها کمک کنید. قبول کنید که هیچ‌کس بدون عیب نیست و به آنها فرصت جبران بدهید.

 

 

50 روش برای به ظهور رساندن استعداد کودکان

1-  به فرزند خود اجازه دهید علائق خود را کشف کند. به فعالیتهایی که او انتخاب می کند توجه نشان دهید. این گونه بازیهای زمان- آزاد می تواند اطلاعات بسیاری درباره استعدادهای نهفته فرزندتان در اختیار شما قرار دهد.

2- فرزند خود را روی طیف وسیعی از تجارب قرار دهید. این امر باعث فعال شدن استعدادهای نهفته می گردد. فکر نکنید چون او علاقه ای نشان نمی دهد، بنابراین استعدادی هم در آن زمینه ندارد.

3- بگذارید مرتکب اشتباه شود. اگر همه کارها را به طور کامل و بی نقص انجام دهد، هرگز برای کشف و گسترش یک استعداد، خطر نخواهد کرد.

4- سؤال بپرسید. با پرسیدن سؤالهای اساسی از قبیل: چرا آسمان آبی است؟ به کودک خود کمک کنید تا با شگفتیهای دنیا مواجه شود. به اتفاق هم پاسخ سؤال را بیابید.

5- پروژه های خانوادگی ویژه ای را طرح ریزی نمایید. فعالیتهای مشترک می تواند استعدادهای جدید را بیدار کند و گسترش دهد.

6- کودک را مجبور به یادگیری نکنید. این امید که برای پیشرفت و رشد دادن استعدادهای کودکان، باید هر روز درسهای خاصی را به آنان آموخت، ممکن است آنان را مضطرب یا دلزده سازد.

 

ادامه نوشته

تقلید کورکورانه

شاگردی که شیفته  استادش بود، تصمیم گرفت تمام حرکات و سکنات استادش را زیر نظر بگیرد .فکر می کرد اگر کارهای او را بکند، فرزانگی او را هم به دست خواهد آورد .

 استاد فقط لباس سفید می پوشید؛  شاگرد هم فقط لباس سفید پوشید ، استاد گیاه خوار بود، شاگرد هم خوردن گوشت را کنار گذاشت و فقط گیاه خورد . استاد بسیار ریاضت می کشید، شاگرد تصمیم گرفت ریاضت بکشد و روی بستری از کاه خوابید .

 مدتی گذشت . استاد متوجه تغییر رفتار شاگردش شد .رفت تا ببیند چه خبر است .شاگرد گفت : دارم مراحل تشرف را می گذرانم .سفیدی لباسم نشانه  سادگی و جستجو است . گیاه خواری جسمم را پاک می کند . ریاضت موجب می شود که فقط به روحانیت فکر کنم .

استاد خندید و او را به دشتی برد که اسبی از آن می گذشت . بعد گفت :

 « تمام این مدت فقط به بیرون نگاه کرده ای؛ در حالی که این کمترین اهمیت را دارد . آن حیوان را آنجا می بینی ؟ او هم مویش سفید ، فقط گیاه می خورد و در اصطبلی روی کاه می خوابد . فکر می کنی قدیس است یا روزی استادی واقعی خواهد شد ؟

شیشه عمر

در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه ، استاد به زحمت جعبه سنگینی را به كلاس درس می آورد.

وقتی كه كلاس رسمیت پیدا كرد ،استاد لیوان بزرگ شیشه ای را از جعبه بیرون آورد و روی میز گذاشت. سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل لیوان انداخت.

آنگاه از دانشجویان پرسید: آیا لیوان پر شده است؟ همه گفتند:بله پرشده است.

استاد مقداری سنگریزه را از جعبه برداشت و آنها را روی قلوه سنگ های داخل لیوان ریخت.

بعد لیوان را كمی تكان داد تا سنگریزه ها به درون فضاهای خالی بین قلوه سنگ ها بلغزند.

سپس از دانشجویان پرسید: آیا لیوان پر شده است؟ همگی پاسخ دادند : بله پر شده است.

استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشتی شن برداشت و داخل لیوان ریخت. ذرات شنبه راحتی فضاهای كوچك بین قلوه سنگ ها و ریگها را پر كرد. استاد بار دیگر از دانشجویان پرسید: 

آیا لیوان پر شده است؟ دانشجویان هم صدا جواب دادند: بله ، پر شده است.

استاد از داخل جعبه شیشه آبی برداشت و آن را درون لیوان خالی كرد. آب تمام فضاهای كوچك بین ذرات شن را هم پر كرد. این بار قبل از اینكه استاد سؤالی بكند، دانشجویان با خنده فریاد زدند:

بله، پر شده ...

بعد از آنكه خنده ها تمام شد، استاد گفت: این لیوان مانند شیشه عمر شماست و آن قلوه سنگ ها هم چیزهای مهم زندگی شما مثل سلامت و خانواده و فرزندان و دوستانتان. چیزهایی كه اگر هر چیز دیگری را از دست بدهید و فقط اینها برایتان باقی بماند، هنوز هم زندگی شما پر است. سپس نگاهی به دانشجویان انداخت و ادامه داد: ریگها هم چیزهای دیگری است كه در زندگی اهمیت دارد؛ مثل شغل، ثروت و ... .

ذرات شن هم مانند چیزهای كوچك و بی اهمیت زندگی است. اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل لیوان بریزید دیگر جایی برای سنگها و ریگها باقی نمی ماند.

چرا داد می زنیم ؟!

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را ازدست می‌دهیم.

 

استاد پرسید: اینکه آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمانقرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟

چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام استاد چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشاناز یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.

هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها بایدصدای شان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هایشانخیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است .

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟

آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشانباز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى استکه دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد ….

امیدوارم روزی رسد که تمامی انسان ها قلب هایشان به یکدیگر نزدیک شود.

 

چهل حديث از پيامبر اعظم (ص) درباره نماز

 1- نماز ستون دين شما است.

 2- نماز سيمای دین شماست.

 3- نماز چهره شیطان را سیاه می کند.

 4- مرز میان بنده و کفر ترک نماز است.

 5- پرچم ایمان نماز است.

 6- جایگاه نماز در دین همچون جایگاه سر در بدن است.

 7- نماز اولین دستوری است که بر امت من واجب شد.

 8- نماز اولین عملی است که از بنده به سوی خدا می رود.

 9- نماز اولین سؤال روز قیامت است.

 10- نماز اولین مهمانسرای خدا در زمین است.

 11- اول وقت رضوان خدا ، وسط وقت رحمت خدا و آخر وقت عفو خداست.

 12- نماز پشت سر مرد پرهیزگار مقبول است.

 13- نماز با لباس حرام قبول نیست.

 14- نماز کسی که شراب می نوشد قبول نیست.

 15- نماز برای برپا داشتن یاد خداست.

 16- مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است.

 17- هر چیزی زینتی دارد و زینت اسلام نماز است.

 18- روشنی چشم من در نماز است.

 19- نماز بهترین موضوع است.

 20- بیشترین هم و غمت نماز باشد.

 21- وضو کلید نماز و نماز کلید بهشت است.

 22- محبوبترین لباس ها نزد خدا لباس سفید است پس با لباس سفید نماز بخوانید.

 23- بهترین دوستانم مومنی است که بهره فراوان از نماز دارد.

 24- برترین اعمال نزد خداوند نماز در اول وقت است.

 25- دو رکعت نماز مختصر اما با تفکر از یک شب عبادت بهتر است.

 26- مانند کسی نماز بخوان که آخرین نمازش را می خواند.

 27- بالا آوردن دستها در آغاز نماز زینت نماز است.

 28- طول دادن قنوت در نماز سختی های مرگ را کاهش می دهد.

 29- هرکس نمازش را عمدا ترک کند دینش را نابود کرده است.

 30- بیشترین نگرانی من بر امتم ، پس و پیش کردن نماز از وقت آن است.

 31- شفاعت من به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد.

 32- اگر بر امتم سخت نبود مسواک زدن برای هر نماز را دستور می دادم.

 33- سعی کنید بیشتر اوقات با وضو باشید.

 34- اذان گویان ، بلند قامتان روز قیامت هستند.

 35- کسی که دعوت مؤذن را پاسخ گوید در قیامت زیر پرچم من است.

 36- مسجدها را وسیع بسازید و آنها را پر کنید.

 37- من در قیامت امت خود را از آثار سجده می شناسم.

 38- پیش نماز تو شفیع تر به درگاه خداست.

 39- اگر رشد و بالندگی نمازتان را می خواهید پس بهترین خودتان را به امامت برگزینید.

 40- اگر مردم ارزش اذان و صف اول جماعت را می دانستند بر سر آن قرعه کشی می کردند.

 منبع : www. yazduni-namaz.blogspot.com

فهمیدم که بیمارم !

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم …

خدا فشار خونم را گرفت ، معلوم شد که لطافتم پایین آمده .

زمانی که دمای بدنم را سنجید ، دماسنج ۴۰ درجه اضطراب نشان داد .

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم ، تنهایی سرخرگهایم

را مسدود کرده بود … و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند .

به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها رادر آغوش بگیرم .

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم …

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم ، چون نمی توانستمدیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم !

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است

که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم …!

.

.

.

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد ومن به شکرانه‌اش

تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که درکلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتنم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم .

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

.

.

.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان

لبخندی به ازای هر اشک

دوستی فداکار به ازای هر مشکل

نغمه ای شیرین به ازای هر آه

و اجابتی نزدیک برای هر دعا

سخن آخر آن که عیب کارم در اینجاست که من «آنچه هستم» رابا «آنچه باید باشم» اشتباه می‌کنم!

خیال می‌کنم که آنچه  که باید  باشم هستم، در حالی ‌که  آنچه که هستم نباید باشم .

زنده یاد احمد شاملو/ منبع : دو کلام حرف دل

من خدا را دارم !

عید فطر

شکرانه طاعت

بخوان! به شکرانه توحید. بخوان! به شکرانه این عید!

بخوان، به پاس سرافرازی‏ات در بندگی و خاکساری حضرت حق (جلّ جلاله)، بخوان:
اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبرِیآءِ وَ الْعَظَمَةِ، وَ اَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ،...
الهی، ای عظمت بی‏پایان وَ ای دارنده هر دو جهان! ای ذات بی‏مثال سخاوت!
ای کمال بی‏زوال قدرت! ای بخشنده‏ترینی که معنای بخششی!
و ای آمرزنده‏ای که پدید آورنده تقوایی!
أَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیدا؛
از تو می‏خواهیم به حق این روز مبارک، که برای دل‏های مؤمن، عید قرار داده‏ای:
درود و سپاسمان را نثارِ پیامبر عشق و رحمت، حضرت ختمی مرتبت،
مُحمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس� �� �م و اهل بیت طاهرینش علیهاالسلام نمایی!
الهی! در این روز مبارک، از تو می‏خواهیم که ما را در سایه امنیت چترِ نورانیّت
محمد و آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس� �� �م قرار دهی.
الهی! از تو می‏خواهیم که به پاداش طاعتمان،
ما را از ترفندهای رنگارنگ اهریمن محفوظ بداری
الهی! ما را عبادتی بیاموز که بتوانیم شُکر نعمت‏هایت را پاس بداریم.
الهی! عبادت خاصّانت را به ما بیاموز؛ عبادتی که توأم با عشق توست، عشق!
الهی! به پاداش عبادتمان، به پاس روزه‏هایمان، ما را استقامت در راهی ببخش
که راه انبیا و اولیای توست!
ما را در راهی هدایت فرما که رضایت تو و پیام‏آور راستین تو در آن است.
الهی! به بهروزی این عید که روز سرافرازی در امتحان تو بود،
توانایی‏مان بخش، تا بار دیگر از عهده امتحان تو برآییم!
الهی! به پاس یک ماه برخورداری از نعمت‏های «ویژه‏ات»
که مخصوص «ماه مبارک رمضان» است،
چشم ما را هرچه زودتر به نعمت نهایی حضرتت ،
ظهور حضرت موعود عجل‌الله‌فرجه روشن فرما!
الهی! یک ماه با میزبانیِ ویژه‏ات، امساک از گناه را به ما آموختی
و نگاه ناسوتی‏مان را روشن از انوار لاهوتی خویش کردی؛
در حالی که کم‏تر قدر چنین نعمتی را می‏دانیم!
رمضان سایه مهر از سرِ ما می‏گیرد بال رأفت که فرو داشت، فرا می‏گیرد
چون نگیرد دلم از رفتن ماهِ شب قدر که خدا سایه مهر از سرِ ما می‏گیرد
رمضان دار شفایی است که هر جان و دلی داروی دردی از این دار شفا می‏گیرد
روزه با فطره، امان است و بَراتِ شب قدر هر که شد در دو جهان کامروا می‏گیرد
... و ما امروز، ماه مبارک رمضان را در حالی بدرقه می‏کنیم
که لب‏های خشکیده خود را با تسبیح نامت صفا داده‏ایم
و با امیدی بیشتر، قدم در راه زندگی نهاده‏ایم؛
امیدی که با پالودگی از گناه، چون بذری، در دل ریشه می‏کند
و در هوای رسیدن به غایتِ مُراد خویش.
الهی! ما را در ادامه این راه خطیر، راهنما باش
و از فریب اهریمن قسم خورده دورمان بدار!
الهی! چشممان را به جمال دلارای مهر موعود عجل‌الله‌فرجه،
در هم شکننده ظلمت و تاریکی، روشن کن، تا نماز عید را،
با ایشان و در فضای عطرآگین ولایت، به جای آوریم!
نمازی که آکنده از روح اجابت باشد؛ آکنده از قنوت‏های سبز آرزومندی!
الهی! هر روزمان را در سایه آقا امام زمان عجل‌الله‌فرجه عید بگردان! عید!....

دست

 

دست همیشه برای زدن نیست …

 

کار دست همیشه مشت شدن نیست …

 

دست که فقط برای این کار ها نیست …

 

گاهی دست میبخشد ... نوازش میکند ... احساس را منتقل میکند ...

 

گاهی چشمها به سوی دست توست ...

 

دستت را دست کم نگیر …

 

شکسپیر گفت :

 من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

 برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم …

 انتظارات همیشه صدمه زننده هستند …

 زندگی کوتاه است …

 پس به زندگی ات عشق بورز …

  خوشحال باش و لبخند بزن

 فقط برای خودت زندگی کن و …

 قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن

 قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن

 قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش

 قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش

 قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن

 قبل از تنفر ؛ عشق بورز

 زندگی این است…

احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

منبع:

http://myfidownload.ir

 

امگا 3 چیست و چه خواصی دارد؟

این روزها بیشتر از هر زمان دیگری صحبت از امگا 3 می‌شود، اما ممکن است برخی از خانواده‌ها هنوز نسبت به نیاز تأمین امگا 3 از طریق تغذیه مناسب اطلاعات کافی نداشته باشند.

ادامه نوشته

مبارزه استاد با دانشجو

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد. او پرسید: `آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟`

 دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: "بله."

 استاد پرسید: "هر چیزی را؟"

 پاسخ دانشجو این بود: "بله هر چیزی را."

 استاد گفت: "در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد."

 ... برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند. استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است.

 ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: "استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟"

 استاد پاسخ داد: "البته."

 دانشجو پرسید: "آیا سرما وجود دارد؟"

 استاد پاسخ داد: "البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟"

 دانشجو پاسخ داد:

 "البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد. بدون گرما، اشیاء بی حرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم."

 دانشجو ادامه داد: "و تاریکی؟"

 استاد پاسخ داد: "تاریکی وجود دارد."

 دانشجو گفت:

 "شما باز هم در اشتباه هستید، آقا. تاریکی فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور، نور می تواند تجزیه شود. تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم."

 و سرانجام دانشجو پرسید:

 - "و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟

 خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود."

 و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند.

 نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود.

شعری از دختر خوب وعزیز خودم فاطمه جان

شاپرک!
من در این دنیا چونان شاپرکی هستم که
در میان چمن و گلزار ها

می روم تامی توانم

وسپس من در اوج

در میان ابر ها

من به خود می بالم

من در آن بالا وچمن در پایین

ناگهان بارانی

بال من را خیس کرد

ومن اکنون

در میان چمن و گلزارم

من به دنبال مکانی ام که

بتوانم لحظه ای بنشینم

جان پناهی خواهم

تا در آن بنشینم،بنگرم دنیا را

من چه گونه می توانم که در این لحظه در این جا باشم

مگر آن بالا چه داشت که من به خود بالیدم

با تکیر نگرسیتم به زمین

من پشیمانم زمین

می توانی که به من فرصت دهی

می توانی که مرا عفو کنی

ناگهان آوایی،از ته قلب زمین

قلب من را شکافت

تو همان شاپرکی هستی که

دل من را بشکست

پر کشید و پر زد

تا رسید آن بالا،به خودش مغرور گشت

من صدایت را شنیدم،من تو را بخشیدم

و تو هم این را بدان

که چرا سهراب می گوید که

زندگی جیره ی مختصری است

مثل یک فنجان چای

مثل یک حبه ی قند

زندگی را با عشق نوش جان باید کرد

و من اکنون می دانم

زندگی در اوج بودن نیست

زندگی این جاست

زندگی خالیست،از تکبر،از غرور

زندگی این است

پر است از فریاد و شور

زندگی زیستن نیست

زندگی شادیست

و من اکنون می دانم این را

که چرا سهراب می گوید که

زندگی را ، نوش جان باید کرد...!

خدا

خدا

دوستی دارم صبور ومهربان

پیش چشمش کوچک است این آسمان

دوستم با آرزوها آشناست

خوب می داند حواس من کجاست

دست خوبش سایبان خستگی

سر پناه فرصت دلبستگی

می شود در پیش اوبی رنگ بود

شادمان شد ، دادزد ، دلتنگ بود

می شود آرام وراحت حرف زد

مثل باران با صراحت حرف زد

حرف هایش درس ودرسش تکیه گاه

درس هایی بی گچ و تخته سیاه

درس هایش پر تپش چون زندگی است

مثل ورزش ، مثل انشا ، مثل بیست

 « شهرام رجب زاده »

قد یک سانتی

قد یک سانتی

اگه آدم یه سانت قد داشت ،می تونست سوار یه کرم ، بره مدرسه

اشک مورچه براش قد یه استخر می شد .

با یک ذره ی کیک

هفت روز میهمانی می داد.

پشه براش یه غول بزرگ و وحشتناک می شد.

اگه آدم یه سانت قد داشت ،می تونست اززیر در  رد بشه .

یک ماه طول می کشید تا به مغازه برسه.

یه تکّه پنبه می شد رختخوابش.

تار عنکبوت می شد طناب برای تابش.

اگرآدم یه سانت قد داشت ،

سوار چوب آب نبات توظرف شویی آشپزخانه موج سواری می کرد .

به جای مامان انگشت شست اونو توبغلش فشار می داد.

از زیر پای آدما با وحشت وترس ولرز درمی رفت.

برای برداشتن یک مداد یک روز وشب وقت صرف می کرد.

(این شعر چهارده سال طول کشید ،

چون من یک سانت قد دارم .)

« شل سیلور استاین »

کودکان ناسزاگو ( علل وراهکارها )

      امروزه بسیاری از والدین نگران بددهانی یا بدزبانی فرزندانشان هستند و از خود می پرسند که آنها این صحبت ها را چگونه یاد گرفته اند؟ چرا این اتفاق برای فرزند ما افتاده؟ آیا خودمان مقصر بوده ایم؟ جمعی از والدین می گویند، ما که این حرف های زشت را بر زبان نمی آوریم، پس چگونه فرزندمان چنین حرف هایی می زند؟! در نهایت نیز این سؤال برایشان مطرح است که چه باید کرد تا کودک این عادت ناپسند را ترک کند. در این نوشتار به علل اصلی بدزبانی و راه حل هایی برای رفع آن اشاره شده است.

ادامه نوشته