خدا
خدا
دوستی دارم صبور ومهربان
پیش چشمش کوچک است این آسمان
دوستم با آرزوها آشناست
خوب می داند حواس من کجاست
دست خوبش سایبان خستگی
سر پناه فرصت دلبستگی
می شود در پیش اوبی رنگ بود
شادمان شد ، دادزد ، دلتنگ بود
می شود آرام وراحت حرف زد
مثل باران با صراحت حرف زد
حرف هایش درس ودرسش تکیه گاه
درس هایی بی گچ و تخته سیاه
درس هایش پر تپش چون زندگی است
مثل ورزش ، مثل انشا ، مثل بیست
« شهرام رجب زاده »
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۷:۲۲ ب.ظ توسط فریده سلطانی
|