تقلید کورکورانه

شاگردی که شیفته  استادش بود، تصمیم گرفت تمام حرکات و سکنات استادش را زیر نظر بگیرد .فکر می کرد اگر کارهای او را بکند، فرزانگی او را هم به دست خواهد آورد .

 استاد فقط لباس سفید می پوشید؛  شاگرد هم فقط لباس سفید پوشید ، استاد گیاه خوار بود، شاگرد هم خوردن گوشت را کنار گذاشت و فقط گیاه خورد . استاد بسیار ریاضت می کشید، شاگرد تصمیم گرفت ریاضت بکشد و روی بستری از کاه خوابید .

 مدتی گذشت . استاد متوجه تغییر رفتار شاگردش شد .رفت تا ببیند چه خبر است .شاگرد گفت : دارم مراحل تشرف را می گذرانم .سفیدی لباسم نشانه  سادگی و جستجو است . گیاه خواری جسمم را پاک می کند . ریاضت موجب می شود که فقط به روحانیت فکر کنم .

استاد خندید و او را به دشتی برد که اسبی از آن می گذشت . بعد گفت :

 « تمام این مدت فقط به بیرون نگاه کرده ای؛ در حالی که این کمترین اهمیت را دارد . آن حیوان را آنجا می بینی ؟ او هم مویش سفید ، فقط گیاه می خورد و در اصطبلی روی کاه می خوابد . فکر می کنی قدیس است یا روزی استادی واقعی خواهد شد ؟

شیشه عمر

در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه ، استاد به زحمت جعبه سنگینی را به كلاس درس می آورد.

وقتی كه كلاس رسمیت پیدا كرد ،استاد لیوان بزرگ شیشه ای را از جعبه بیرون آورد و روی میز گذاشت. سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل لیوان انداخت.

آنگاه از دانشجویان پرسید: آیا لیوان پر شده است؟ همه گفتند:بله پرشده است.

استاد مقداری سنگریزه را از جعبه برداشت و آنها را روی قلوه سنگ های داخل لیوان ریخت.

بعد لیوان را كمی تكان داد تا سنگریزه ها به درون فضاهای خالی بین قلوه سنگ ها بلغزند.

سپس از دانشجویان پرسید: آیا لیوان پر شده است؟ همگی پاسخ دادند : بله پر شده است.

استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشتی شن برداشت و داخل لیوان ریخت. ذرات شنبه راحتی فضاهای كوچك بین قلوه سنگ ها و ریگها را پر كرد. استاد بار دیگر از دانشجویان پرسید: 

آیا لیوان پر شده است؟ دانشجویان هم صدا جواب دادند: بله ، پر شده است.

استاد از داخل جعبه شیشه آبی برداشت و آن را درون لیوان خالی كرد. آب تمام فضاهای كوچك بین ذرات شن را هم پر كرد. این بار قبل از اینكه استاد سؤالی بكند، دانشجویان با خنده فریاد زدند:

بله، پر شده ...

بعد از آنكه خنده ها تمام شد، استاد گفت: این لیوان مانند شیشه عمر شماست و آن قلوه سنگ ها هم چیزهای مهم زندگی شما مثل سلامت و خانواده و فرزندان و دوستانتان. چیزهایی كه اگر هر چیز دیگری را از دست بدهید و فقط اینها برایتان باقی بماند، هنوز هم زندگی شما پر است. سپس نگاهی به دانشجویان انداخت و ادامه داد: ریگها هم چیزهای دیگری است كه در زندگی اهمیت دارد؛ مثل شغل، ثروت و ... .

ذرات شن هم مانند چیزهای كوچك و بی اهمیت زندگی است. اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل لیوان بریزید دیگر جایی برای سنگها و ریگها باقی نمی ماند.

چرا داد می زنیم ؟!

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را ازدست می‌دهیم.

 

استاد پرسید: اینکه آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمانقرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟

چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام استاد چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشاناز یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.

هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها بایدصدای شان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هایشانخیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است .

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟

آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشانباز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى استکه دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد ….

امیدوارم روزی رسد که تمامی انسان ها قلب هایشان به یکدیگر نزدیک شود.

 

چهل حديث از پيامبر اعظم (ص) درباره نماز

 1- نماز ستون دين شما است.

 2- نماز سيمای دین شماست.

 3- نماز چهره شیطان را سیاه می کند.

 4- مرز میان بنده و کفر ترک نماز است.

 5- پرچم ایمان نماز است.

 6- جایگاه نماز در دین همچون جایگاه سر در بدن است.

 7- نماز اولین دستوری است که بر امت من واجب شد.

 8- نماز اولین عملی است که از بنده به سوی خدا می رود.

 9- نماز اولین سؤال روز قیامت است.

 10- نماز اولین مهمانسرای خدا در زمین است.

 11- اول وقت رضوان خدا ، وسط وقت رحمت خدا و آخر وقت عفو خداست.

 12- نماز پشت سر مرد پرهیزگار مقبول است.

 13- نماز با لباس حرام قبول نیست.

 14- نماز کسی که شراب می نوشد قبول نیست.

 15- نماز برای برپا داشتن یاد خداست.

 16- مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است.

 17- هر چیزی زینتی دارد و زینت اسلام نماز است.

 18- روشنی چشم من در نماز است.

 19- نماز بهترین موضوع است.

 20- بیشترین هم و غمت نماز باشد.

 21- وضو کلید نماز و نماز کلید بهشت است.

 22- محبوبترین لباس ها نزد خدا لباس سفید است پس با لباس سفید نماز بخوانید.

 23- بهترین دوستانم مومنی است که بهره فراوان از نماز دارد.

 24- برترین اعمال نزد خداوند نماز در اول وقت است.

 25- دو رکعت نماز مختصر اما با تفکر از یک شب عبادت بهتر است.

 26- مانند کسی نماز بخوان که آخرین نمازش را می خواند.

 27- بالا آوردن دستها در آغاز نماز زینت نماز است.

 28- طول دادن قنوت در نماز سختی های مرگ را کاهش می دهد.

 29- هرکس نمازش را عمدا ترک کند دینش را نابود کرده است.

 30- بیشترین نگرانی من بر امتم ، پس و پیش کردن نماز از وقت آن است.

 31- شفاعت من به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد.

 32- اگر بر امتم سخت نبود مسواک زدن برای هر نماز را دستور می دادم.

 33- سعی کنید بیشتر اوقات با وضو باشید.

 34- اذان گویان ، بلند قامتان روز قیامت هستند.

 35- کسی که دعوت مؤذن را پاسخ گوید در قیامت زیر پرچم من است.

 36- مسجدها را وسیع بسازید و آنها را پر کنید.

 37- من در قیامت امت خود را از آثار سجده می شناسم.

 38- پیش نماز تو شفیع تر به درگاه خداست.

 39- اگر رشد و بالندگی نمازتان را می خواهید پس بهترین خودتان را به امامت برگزینید.

 40- اگر مردم ارزش اذان و صف اول جماعت را می دانستند بر سر آن قرعه کشی می کردند.

 منبع : www. yazduni-namaz.blogspot.com

فهمیدم که بیمارم !

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم …

خدا فشار خونم را گرفت ، معلوم شد که لطافتم پایین آمده .

زمانی که دمای بدنم را سنجید ، دماسنج ۴۰ درجه اضطراب نشان داد .

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم ، تنهایی سرخرگهایم

را مسدود کرده بود … و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند .

به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها رادر آغوش بگیرم .

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم …

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم ، چون نمی توانستمدیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم !

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است

که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم …!

.

.

.

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد ومن به شکرانه‌اش

تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که درکلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتنم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم .

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

.

.

.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان

لبخندی به ازای هر اشک

دوستی فداکار به ازای هر مشکل

نغمه ای شیرین به ازای هر آه

و اجابتی نزدیک برای هر دعا

سخن آخر آن که عیب کارم در اینجاست که من «آنچه هستم» رابا «آنچه باید باشم» اشتباه می‌کنم!

خیال می‌کنم که آنچه  که باید  باشم هستم، در حالی ‌که  آنچه که هستم نباید باشم .

زنده یاد احمد شاملو/ منبع : دو کلام حرف دل

من خدا را دارم !

عید فطر

شکرانه طاعت

بخوان! به شکرانه توحید. بخوان! به شکرانه این عید!

بخوان، به پاس سرافرازی‏ات در بندگی و خاکساری حضرت حق (جلّ جلاله)، بخوان:
اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبرِیآءِ وَ الْعَظَمَةِ، وَ اَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ،...
الهی، ای عظمت بی‏پایان وَ ای دارنده هر دو جهان! ای ذات بی‏مثال سخاوت!
ای کمال بی‏زوال قدرت! ای بخشنده‏ترینی که معنای بخششی!
و ای آمرزنده‏ای که پدید آورنده تقوایی!
أَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیدا؛
از تو می‏خواهیم به حق این روز مبارک، که برای دل‏های مؤمن، عید قرار داده‏ای:
درود و سپاسمان را نثارِ پیامبر عشق و رحمت، حضرت ختمی مرتبت،
مُحمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس� �� �م و اهل بیت طاهرینش علیهاالسلام نمایی!
الهی! در این روز مبارک، از تو می‏خواهیم که ما را در سایه امنیت چترِ نورانیّت
محمد و آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس� �� �م قرار دهی.
الهی! از تو می‏خواهیم که به پاداش طاعتمان،
ما را از ترفندهای رنگارنگ اهریمن محفوظ بداری
الهی! ما را عبادتی بیاموز که بتوانیم شُکر نعمت‏هایت را پاس بداریم.
الهی! عبادت خاصّانت را به ما بیاموز؛ عبادتی که توأم با عشق توست، عشق!
الهی! به پاداش عبادتمان، به پاس روزه‏هایمان، ما را استقامت در راهی ببخش
که راه انبیا و اولیای توست!
ما را در راهی هدایت فرما که رضایت تو و پیام‏آور راستین تو در آن است.
الهی! به بهروزی این عید که روز سرافرازی در امتحان تو بود،
توانایی‏مان بخش، تا بار دیگر از عهده امتحان تو برآییم!
الهی! به پاس یک ماه برخورداری از نعمت‏های «ویژه‏ات»
که مخصوص «ماه مبارک رمضان» است،
چشم ما را هرچه زودتر به نعمت نهایی حضرتت ،
ظهور حضرت موعود عجل‌الله‌فرجه روشن فرما!
الهی! یک ماه با میزبانیِ ویژه‏ات، امساک از گناه را به ما آموختی
و نگاه ناسوتی‏مان را روشن از انوار لاهوتی خویش کردی؛
در حالی که کم‏تر قدر چنین نعمتی را می‏دانیم!
رمضان سایه مهر از سرِ ما می‏گیرد بال رأفت که فرو داشت، فرا می‏گیرد
چون نگیرد دلم از رفتن ماهِ شب قدر که خدا سایه مهر از سرِ ما می‏گیرد
رمضان دار شفایی است که هر جان و دلی داروی دردی از این دار شفا می‏گیرد
روزه با فطره، امان است و بَراتِ شب قدر هر که شد در دو جهان کامروا می‏گیرد
... و ما امروز، ماه مبارک رمضان را در حالی بدرقه می‏کنیم
که لب‏های خشکیده خود را با تسبیح نامت صفا داده‏ایم
و با امیدی بیشتر، قدم در راه زندگی نهاده‏ایم؛
امیدی که با پالودگی از گناه، چون بذری، در دل ریشه می‏کند
و در هوای رسیدن به غایتِ مُراد خویش.
الهی! ما را در ادامه این راه خطیر، راهنما باش
و از فریب اهریمن قسم خورده دورمان بدار!
الهی! چشممان را به جمال دلارای مهر موعود عجل‌الله‌فرجه،
در هم شکننده ظلمت و تاریکی، روشن کن، تا نماز عید را،
با ایشان و در فضای عطرآگین ولایت، به جای آوریم!
نمازی که آکنده از روح اجابت باشد؛ آکنده از قنوت‏های سبز آرزومندی!
الهی! هر روزمان را در سایه آقا امام زمان عجل‌الله‌فرجه عید بگردان! عید!....