قدرت تصمیم گیری

مقدمه:

تصمیم گیری بخش مهمی از زندگی شخصی و شغلی هر یک از ما را تشکیل می دهد. تصمیم گیرندگان افرادی هستند که که مسئولیت قضاوت یا انتخاب بین دو یا چند راه حل و یا پدیده را به عهده دارند. و این قضاوتها و انتخابها چه در زندگی شخصی و چه در محیط کار , با هر پست و مسئولیت , گاه می تواند بسیار مهم و حیاتی باشد.

همه ما هر روز تصمیم هایی می گیریم که بعضی از آنها بسیار مهم هستند و البته برخی نیز اهمیت کمتری دارند. برخی از این موقعیتهای تصمیم گیری فوری و اضطراری بوده و برای برخی دیگر زمان و فرصت بیشتری وجود دارد. به عنوان مثال برای یک نوجوان تصمیم گیری در مورد اینکه ادامه تحصیل دهد یا نه آن را کنار گذاشته و به دنبال شغلی باشد، یا تصمیم گیری برای اینکه آیا پیشنهاد دوستش را برای پرداخت نکردن هزینه ساندویچی که مصرف کرده اند قبول کند یا نه! بسیار مهم هستند.

تصمیم گیری شاخص بسیار مهمی برای شناخت رشد عقلی، عاطفی، اجتماعی و روانی افراد می باشد، بنابراین برای افرادی که به چنین رشدی نرسیده اند ، احتمال بیشتری وجود دارد اجازه دهند دیگران برای آنان تصمیم گیری کنند.


افرادی که درست تصمیم می گیرند، یعنی همه جوانب را سنجیده ، و تلاش می کنند به پیش بینی نتایج احتمالی تصمیم گیری خود دست پیدا کنند، احتمال موفقیت خود را افزایش می دهند و در نتیجه احساس رضایت بیشتری از خود خواهد داشت و مسلما" پی آمد چنین احساسی، اعتماد به نفس بیشتر و روحیه شادتر خواهد بود. و این حالت نه تنها تصمیم گیرنده را ، بلکه اطرافیانش را نیز به استفاده از چنین فرآیندی تشویق می نماید. بنابراین می توان پیش بینی کرد با بدست آوردن و افزایش مهارت تصمیم گیری، بهداشت روانی فرد و اعضاء خانواده ارتقاء پیدا کند.

ادامه نوشته

خجالت وکمرویی

     

img.tebyan.net/big/1384/07/3215102002042518720713943362289613921820.jpg

       خجالت و کم رویی آفتی است که مانع ترقی و پیشرفت انسان شده و سبب رفتارهای ناپخته و عکس العمل‌های نامناسب و حتی فرار از فعالیت ها، پایین آمدن شخصیت و مشکل دوست یابی می‌شود و سلامت جسم و روان را در معرض خطر قرار می‌دهد. روبرو شدن با افراد جدید را برای فرد نگران کننده و دشوار می‌کند، وارد شدن به اماکن جدید و کسب و کار و تجارت تازه را برای فرد سخت می‌نماید و مخفی شدن از انظار و احساس عجز در عین توانمندی را سبب می‌شود…

ادامه نوشته

برخوردار نشدن از بوی بهشت

 

یعقوب‌بن شعیب می‌گوید: امام صادق «علیه‌السلام» فرمود:

«روز قیامت پرده‌ای از پرده‌های بهشت کنار می‌رود و هر صاحب روحی بوی بهشت را (حتی) با 500 سال فاصله استشمام می‌کند. مگر یک گروه. پرسیدم آنها کیستند؟ فرمود: آزاردهندگان پدر و مادر » رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: «نسبت به مادر و پدر، نیکو‌ کار باش، جایگاهت بهشت است و اگر جفا‌کار شدی با جهنم بساز »

وجوب پرهيز از آزار پدر و مادر



خداوند در قرآن كريم نيكى به پدر و مادر را وظيفه‏اى واجب معرفى فرموده است؛ وظيفه‏اى كه پس از توحيد در پرستش ذكر شده است:

و قضى ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلا هما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كريما؛ (1 )
پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر خود احسان كنيد؛ اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها حتى اف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.

مطابق اين آيه به پدر و مادر امرى واجب وكوچك‏ترين بى‏احترامى به آنان ممنوع است.اين وجوب و ممنوعيت چنان كه گفتيم پس از بيان وجوب يگانه پرستى ذكر شده است و اين گواه اهميت حقوق والدين است.

اهانت و بى‏احترامى نسبت به والدين به هيچ روى پذيرفته نيست؛ حتى كوچك‏ترين رفتار يا گفتارى كه موجب آزار آنان باشد بر طبق اين آيه ممنوع است.

امام رضا (ع) فرمودند:

اگر لفظى كوتاه‏تر و سبك‏تر از اف وجود داشت خداوند آن را در آيه ذكر مى‏فرمود.(2)
و در روايت ديگرى آمده است كه مقصود از اف كمترين ازار است و اگر كلمه‏اى وجود داشت كه بر آزارى كوچك‏تر دلالت مى‏كرد، خداوند از آن نهى مى‏فرمود.

 روايات بسيارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر(ع) از پيامبر اكرم(ص) نقل فرموده‏اند:

اياكم و عقوق الوالدين فان ريح الجنة توجد من مسيرة الف سنة و لا يجدها عاق... (3)
از آزار پدر و مادر بپرهيزيد، زيرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوييده مى‏شود، ولى آزار دهنده پدر و مادر آن را نمى‏يابد.

آزار والدين حتى اگر آنان ظالم باشند جايز نيست. امام صادق(ع) فرمود:

من نظر الى ابويه نظر ماقت و هما ظالمان له لم يقبل اللَّه تعالى له صلوة؛ (4)

كسى كه به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمى‏پذيرد.


1 - اسراء، ۲۳.

۲ - اصول كافى، ج ۲، ص ۳۴۱، حديث ۷.

۳ - مجمع البيان، ج ۶، ص ۶۳۱.

۴ - همان، ص ۴۴۲.
۵ - همان.

احترام به پدر ومادر


احترام به پدر و مادر در منطق اسلام


اگر چه عواطف انسانى و حق شناسى به تنهايى براى رعايت احترام در برابر والدين كافى است. ولى از آنجا كه اسلام حتى در مسائلى كه هم عقل در آن استقلال كامل دارد و هم عاطفه آن رابوضوح در مى‏يابد سكوت روا نمى‏دارد و به عنوان تاكيد در اين گونه موارد هم دستورهاى لازم را صادر مى‏كند، درباره احترام به والدين آنقدر تاكيد كرده است كه در كمتر مسئله‏اى ديده مى‏شود به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره مى‏كنيم:


الف: در چهار سوره قرآن مجيد، به نيكى به والدين بلافاصله بعد از مسئله توحيد قرار گرفته است. اين همرديف بودن، بيانگر اين است كه اسلام تا چه حد براى پدر و مادر احترام مى‏گذارد.

  -1« لا تعبدون الا الله و بالوالدين احساناً» بقره /83 (.... بجز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.)

2  -  «واعبدوا الله و لا تشركوا به شيئاً و بالوالدين احساناً»  نساء /3 ( و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد. )

ب: اهميت اين موضوع تا آن پايه است كه هم قرآن و هم روايات، صريحاً توصيه مى‏كنند كه حتى اگر پدر و مادر كافر باشند، رعايت احترامشان لازم است.

1  - « وقضى ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احساناً» (اسراء 23) و پروردگارت حكم كرد كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.

2 - « الا تشركوا به شيئاً و بالوالدين احساناً» (انعام 151 ) چيزى را با او شريك نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.

 -3« و آن جاهداك على ا ن تشرك بى ماليس لك به علم فلا تطعمها و صاحبهما فى الدنيا معروفاً» (لقمان (15 و اگر آنان به تو اصرار كنند كه با من آنچه را كه علم به آن ندارى، شريك كنند اطلاعتشان مكن ولى در دنيا به نيكى با آنان رفتار كن.

ج: شكرگزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجيد در رديف شكرگزارى در برابر نعمتهاى خدا قرار داده شده است؛ چنانكه مى‏خوانيم: «ا ن اشكرلى ولوالديك الى المصير» (لقمان 14) مرا و پدر و مادرت را شكركن كه بازگشت به سوى من است؛ با اين كه نعمت خدا بيش از آن اندازه است كه قابل احصا و شماره باشد، پس، اين دليل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران است.
د:قرآن حتى كمترين بى‏احترامى را در برابر پدر و مادر، اجازه نداده است. در حديثى، امام صادق (ع) مى‏فرمايند: «لو علم الله شيئاً هو ادنى من اف لنهى عنده و هو من ادنى العقوق، و من العقوق ا ن ينظر الرجل الى و الديه فيجد النظر اليها» اگر چيزى كمتر از «اف» وجود داشت، خدا از آن نهى مى‏كرد. «اف» كمترين اظهار ناراحتى است. و از اين جمله، نظر كردن تند و غضب آلود به پدر و مادر است.

ه: با اينكه جهاد يكى از مهمترين برنامه‏هاى اسلامى است، تا هنگامى كه جنبه وجوب عينى نداشته باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهمتر است. پس اگر حضور در اين جهاد موجب ناراحتى آنان شود، جايز نيست. در حديثى از امام صادق (ع) آمده است كه مردى نزد پيامبر اسلام (ص) آمد و عرض كرد، جوان با نشاط وورزيده‏اى است و جهاد را دوست دارد، ولى مادرش از اين موضوع ناراحت مى‏شود. پيامبر (ص) فرمودند: «ارجع فكن مع والدتك فوالذى بعثنى بالحق لانسها بك ليله خير من جهاد فى سبيل الله سنه» برگرد و با مادر خويش باش. قسم به آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرد، يك شب مادر با تو مأنوس شود، از يك سال جهاد در راه خدا بهتر است.

پبامبر (ص) فرمودند: «اياكم وعقوق الوالدين فان ريح الجنه توجد ممن سيرع الف عام ولايجدها عاق» از عاق پدر ومادر بترسيد زيرا بوى بهشت از هزار سال راه به مشام مى‏رسد؛ اما هيچگاه به كسانى كه مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسيد. »

ّپدر

پدر


شور عشقت هست  در قلبم ای پدر


گرمی لبخندهایت هست در ذهنم ای پدر


مهربانی هایت همواره در من جاری است


ساز آوای صدایت هم همیشه با من است


از تو از عشق تو لبریز هستم ای پدر


من برای دیدنت با سر دوانم ای پدر


زندگی یعنی پرواز در آغوش تو


مرگ یعنی من بدون عطر تو


حرف آخر را برایت مینویسم ای پدر


با تو بودن را دوست دارم ای پدر

 

دستگاه تنفس

 

مقدمه

غریزه به همه ما این آگاهی را داده است که باید تنفس کنیم. اما این‌که برای چه همه حیوانات و گیاهان باید تنفس کنند، دلیلش روشن است؛ چرا که با تنفس می‌توان هوایی را وارد بدن کرد که دارای اکسیژن است.

بدون گاز اکسیژن، زندگی تحقق نخواهد یافت.
بر اثر بازدم، هوای درون دمیده را بار دیگر از بدن بیرون می‌رانیم. در این حال، هوا تغییر وضع داده است. هوا در لحظاتی که در بدن ما به سر می‌برد،‌ مقداری از «اکسیژن» خود را به آن داده بود؛ در برابر، اکنون مقداری «گاز کربونیک» و «آب» از بدن برگرفته است.
میزان ذخیره اکسیژن در طبیعت تقریبا همیشه ثابت است تا در کار تنفس جانداران، نابسامانی رخ ندهد. به سخن دیگر، در مقدار اکسیژن و گازکربونیک موجود در هوا سالانه تغییر ناچیزی رخ می‌دهد. گازکربونیکی که از بازدم ما در هوا پراکنده می‌شود، به وسیله گیاهان جذب می‌گردد. گیاهان نیز اکسیژن تولید می‌کنند که مورد نیاز ما است.

ادامه نوشته

پالایشگاه بدن


مهم‌ترین وظیفه کلیه‌ها برداشت مواد زائد از خون و بازگرداندن خون تصفیه شده به بدن می‌باشد. هر دقیقه حدود یک لیتر خون ( یک پنجم خونی که توسط قلب پمپ می‌شود) از طریق سرخرگ کلیوی وارد کلیه‌ها می‌شود. پس از اینکه خون تصفیه شد خون تصفیه شده از طریق سیاهرگ‌های کلیوی به بدن باز می‌گردد. داخل هر کلیه متجاوز از یک میلیون واحد بسیار ریز عملکردی بنام نفرون وجود دارد. هر نفرون از یک صافی بسیار کوچک بنام کلافه (گلومرول) که به یک لوله کوچک (توبول) متصل است تشکیل می‌شود. آب و مواد زائد توسط این صافی از خون جدا می‌شوند و بداخل لوله‌های ه کوچک (توبول ها) جریان پیدا می‌کنند. قسمت عمده این آب توسط لوله‌های کوچک باز جذب می‌شود و مواد زائد بصورت غلیظ وارد ادرار می‌شوند تا دفع گردند. ادرارهای جمع شده از لوله‌های کوچک وارد قسمت قیفی شکل بنام لگنچه کلیه شده و سپس از طریق لوله‌ای بنام میزنای وارد مثانه می‌شود. مثانه ادرار را تا زمانی که ادرار کنید نگهداری می‌کند. پس از مثانه ادرار از طریق لوله‌ای بنام میزراه از بدن خارج می‌شود. کلیه سالم بطور معمول یک تا ۲ لیتر ادرار در روز و بر اساس میزان مایعات دریافتی تولید می‌کند. کلیه سالم قابلیت افزایش فعالیت خود را دارد بطوریکه اگر یک کلیه از دست رود کلیه دیگر بزرگ شده و کار دو کلیه را انجام خواهد داد.

سه وظیفه اصلی کلیه‌ها

1-کلیه‌ها آب بدن را تنظیم می‌کنند: برای اینکه بدن شما بدرستی و به نحو مطلوب فعالیت کند لازم است که دارای حجم مناسب آب باشد. یکی از مهم‌ترین وظایف کلیه‌ها برداشت آب اضافی یا حفظ آب بدن در موارد ضرورت می‌باشد.

2-کلیه‌ها مواد زائد را برداشت می‌کنند: بسیاری از مواد در خون و مایعات بدن باید در اندازه مناسب وجود داشته باشند تا بدن به درستی عملکرد داشته باشد. برای مثال: سدیم و پتاسیم مواد معدنی هستند که از مواد غذایی بدست می‌آیند. این مواد معدنی برای سلامتی لازم هستند اما باید در حد معینی نگهداشته شوند. زمانیکه کلیه‌ها بدرستی فعالیت کنند، مواد زائد از بدن داخل ادرار ترشح می‌شوند همچنین کلیه‌ها در تنظیم سایر مواد معدنی در بدن مانند: کلسیم و فسفر که برای تشکلی استخوان لازمند، کمک می‌کنند مواد زائد مانند: اوره و کراتی نیز باید از بدن خارج شوند. اوره و سایر مواد زائد زمانی که بدن پروتئین‌ها مانند: گوشت را تجزیه می‌کند، تشکیل می‌شوند. کراتی نین یک محصول زائد ماهیچه است. اگر فعالیت کلیه‌ها کاسته شود، اوره و کراتی نیز در خون افزایش می‌یابند بسیاری از محصولات زائد اگر از مایعات بدن جدا نشوند برای بدن سمی هستند برای مثال، وقتی فردی دارویی مصرف می‌کند، مواد زائد شیمیایی که از مصرف این دارو در بدن بوجود می‌آیند، عمدتاً توسط کلیه‌ها از بدن خارج می‌شوند.

۳- کلیه‌ها هورمون می‌سازند: کلیه‌های سالم پیک (پیغام بر)‌های شیمیایی مهمی بنام هورمون‌ها را نیز می‌سازند. این هورمون‌ها در جریان خون گردش کرده و بعضی از عملکردهای بدن مانند: فشار خون، ساخت گویچه‌های قرمز و برداشت کلسیم از روده‌ها را تنظیم می‌کنند.

نشانه‌های بیماری کلیوی

بیماری کلیوی معمولاً بی سر و صدا پیشرفت می‌کند و پیش از ایجاد هر گونه شکایت موجب تخریب قسمت عمده‌ای از فعالیت و عملکرد کلیه می‌گردد. بنابراین افراد در معرض خطر پیشرفت بیماری کلیوی باید بطور مرتب مورد ارزیابی قرار گیرند. این افراد کسانی هستند که مبتلا به بیماری قند - دیابت - پرفشاری خون، بیماری عروقی و وابستگان نزدیک افراد مبتلا به بیماریهای ارثی کلیه می‌باشند.

گاهی اوقات افراد با بیماری شدید کلیوی نیز بدون علامت می‌باشند. این موضوع اهمیت آزمایش خون یا آزمایش ادرار را در بررسی مشکلات کلیوی روشن می‌کند. به هرحال شکایات و علائم زیر می‌توانند نشانگر بیماری کلیوی باشند که در صورت وجود، انجام آزمایشات و بررسی‌های بیشتر توصیه می‌شود. بعضی از علائمی که می‌تواند نشانگر بیماری کلیوی باشد عبارت‌اند از:

زمانی که کلیه‌ها نارسا شوند مواد زائد و مایعات در بدن تجمع پیدا کرده و شما نیاز به درمان دیالیز (برای تصفیه خون یا به وسیله ماشین یا از راه شکم و به صورت دیالیز صفاقی) یا پیوند کلیه دارید چگونه می‌توانید در پیشگیری از بیماریهای کلیوی موثر باشید. فشار خون خود را بطور منظم چک کنید. فشار خون بالا و کنترل نشده سرعت طبیعی هر گونه بیماری کلیوی را افزایش می‌دهد. اگر شما مبتلا به مرض قند می‌باشید، باید بیماری شما تحت کنترل درآید. تعداد زیادی از بیماران کلیوی مبتلایان به بیماری قند می‌باشند به ویژه و حتی الامکان از مصرف داروهایی که توسط پزشک تجویز نشده‌اند ماند مسکن‌ها خودداری کنید. پیش از مصرف هر دارو حتماً با پزشک خود مشورت نمائید. دیگر داروهای ویژه مانند سموم، آفت‌کش‌ها و مواد مخدر و ... نیز می‌توانند موجب آسیب کلیه شوند. پزشک شما مشکلات و عوارض ناشی از مصرف طولانی مدت و بدون مجوز این داروها را بیان می‌کند.

دستگاه  تصفیه ی خون

دستگاه های دفعی بدن :

دستگاه ادراري:

دستگاه ادراری ،مواد دفعي را از خون پاك كرده، آنها را به همراه آب اضافي با ادرار دفع مي كند. همچنين غلظت مايعات بدن را تنظيم و تعادل اسيد ـ باز بدن را برقرار مي كند. اين دستگاه از يك جفت كليه، مثانه، حالب كه كليه را به مثانه وصل مي كند( و پيشابراه )لوله اي كه از طريق آن ادرار از بدن خارج مي شود، تشكيل مي شود. كليه ها اعضايي لوبيايي شكل و به رنگ قرمز مايل به قهوه اي هستند كه در پشت شكم و در دو طرف ستون فقرات قرار دارند. آنها حاوي واحدهايي به نام نفرون هستند كه خوني را كه از كليه ها مي گذرد، تصفيه و ادرار توليد مي كنند. سپس ادرار از حالب ها به سمت مثانه پايين مي رود. مثانه به وسيله يك حلقه عضلاني (اسفنكتر) كه دور خروجي پاييني آن قرار دارد، بسته مي ماند. اين عضله مي تواند به طور ارادي شل شود و اجازه خروج ادرار از پيشابراه را بدهد. از آنجا كه پيشابراه زن كوتاهتر است و نزديك به مهبل و مقعد باز مي شود، زنان بيش از مردان، مستعد عفونت هاي ادراري هستند.

 کلیه ها

 

ساختار كليه:

كليه شامل۳ ‌ناحيه است: قشر (لايه خارجي)، مدولا(لايه مياني) و لگنچه كليوي (ناحيه داخلي). قشر حاوي واحدهاي كاركردي به نام نفرون است. هر نفرون شامل يك گلومرول (مجموعه اي از مويرگ هاي تخصص يافته كه خون در آنها تصفيه مي شود و يك لوله كليوي كه از آن مايعات دفعي حاصله عبور كرده، به ادرار تبديل مي شوند) است. مدولا شامل گروهي از مجاري جمع كننده ادرار اسـت. ادرار از اين مجـاري وارد كاليس هاي كوچك و سپس كاليس هاي بـزرگ مـي شود كه به لگنچه كليوي باز مي شوند. از اينجا ادرار وارد حالب مي شود.

 

 ادرار چگونه ساخته مي شود؟

ادرار از موادي تشكيل مي شود كه در نفرون ها بر اثر تصفيه خون ايجاد شده اند. هر كليه حدود يك ميليون نفرون دارد. هر نفرون از مجموعه اي از مويرگ هاي باريك به نام گلومرول و لوله اي به نام لوله كليوي تشكيل مي شود. اين لوله ۳ قسمت دارد: لوله پيچيده نزديك، قوس هنله و لوله پيچيده دور. خون ابتدا از گلومرول عبور مي كند. ديواره هاي مويرگ ها، منافذي دارند كه اجازه عبور آب و ذرات كوچك (مثل نمك ها ) را مي دهند، ولي ذرات بزرگتر مثل پروتئين ها و گلبول هاي قرمز از آنها عبور نمي كنند. مايعي كه از خون گرفته شده است و ماده تصفيه شده نام دارد، وارد لوله كليوي مي شود و در آنجا آب و ساير مواد مفيد آن مثل گوكز و نمك ها در صورت لوزم به داخل جريان خون بر مي گرداند.

 احساس دفع ادرار

 - احساس دفع ادرار نشانهٔ چیست؟
اجبار به دفع ادرار مانند خواب‌آلودگی یا گرسنگی است. ولی گاهی فشار وادار به رفتن به دستشوییتان می‌کند اما ادراری دفع نمی‌شود یا بسیار کم است. معمولاً چیزی مانع جریان ادرار شده یا مجرای ادرار را تحریک کرده است.
در حالت عادی، دستور تخلیه با اجازهٔ مثانه صادر می‌شود که یک کیسهٔ تو خالی است و ادرار از کلیه‌ها به آن می‌ریزد. وقتی مثانه پر شود، پیامی به مغز می‌فرستد تا دستور تخلیه ادرار بدهد
.
اما بعضی تحریک‌کننده‌ها می‌توانند مثانه را گول بزنند. الکل، نوشیدنی‌های کافئین‌دار مثل قهوه و چای مثانه را تحریک می‌کنند
.
تنش یا اضطراب هم شبکهٔ عصبی را گمراه کرده و ممکن است احساس نیاز به دفع ادرار را القا کند
.
عفونت‌ها هم مجاری ادراری را تحریک کرده و از علل شایع احساس دفع ادرار هستند. عفونت چه کلیه را گرفتار کند یا مثانه، میزراه، مهبل، یا پروستات، به هر حال، یا تولید ادرار را تحریک می‌کنند یا احساس نیاز به دفع آن را. عفونت‌ها سوزش ادرار هم دارند. یک عفونت کمتر شناخته شده به نام التهاب بینابینی مثانه احساس تقریباً مداوم نیاز به دفع ادرار را همراه با درد و ناراحتی به‌وجود می‌آورد
.
یبوست هم می‌تواند جریان ادرار را بند آورد. راست روده مجاور مثانه است. گاهی نیاز به ادرار کردن دارید، ولی پر بودن راست روده مانع دفع آن می‌شود
.
سنگ کلیه، سنگ مثانه، و بزرگ شدن پروستات هم جریان ادرار را بند می‌آورند. در این حالت، مثانه کاملاً تخلیه نشده و زود دوباره پر می‌شود. اگر این مشکل درمان نشود، دفع ادرار بسیار سخت شده و بی‌اختیاری را به‌دنبال دارد.

- درمان احساس رفع ادرار
اگر قرار باشد با هر احساس دفع ادرار به دستشوئی بروید، به‌زودی حجم مثانه را کوچک کرده و احساس دفع را بیشتر خواهید کرد. بنابراین، باید راه حل دیگری پیدا کرد.
خود را شل کنید. گرچه عجیب به‌نظر می‌رسد، ولی وقتی فشار دفع ادرار دارید، سعی در مقاومت با آن نکنید. در عوض خود را شل کنید. با این کار فشار انقباضی ماهیچه‌های روی مثانه را برداشته و از احساس فشار آن می‌کاهید. وقتی احساس دفع می‌کنید، بنشینید و با چشمان بسته چند نفس عمیق بکشید. اما مواظب باشید ماهیچه‌های لگن را که مسئول جلوگیری از بی‌اختیاری ادرار هستند شل نکنید
.
اسفنکتر را محکم کنید. همان پیامی که اسفنکترهای لگنی را محکم می‌کند، مثانه را هم شل می‌کند. ظرف یک دقیقه احساس دفع ادرار موقتاً برطرف می‌شود
.
یادداشت کنید. با یادداشت کردن آنچه که می‌خورید و زمان احساس دفع ادرار می‌توانید خوارکی‌هائی را که باعث احساس فشار می‌شوند پیدا کرده و آنها را از برنامهٔ غذائی حذف کنید یا کمتر بخورید
.
عفونت را درمان کنید. خوردن آنتی‌بیوتیک‌ به مدت چند روز عفونتی را که احتمالاً باعث احساس دفع ادرار شده است برطرف می‌کند. پزشک آنتی‌بیوتیک لازم و مقدار مصرف آن را تجویز می‌کند.


کیسه های قرمز رنگ

اجزای تشکیل دهنده خون را بشناسیم:

خون مهمترین عامل نجات دهنده بسیاری از بیماران مهمترین وظیفه خون انتقال اکسیژن و مواد مغذی به بافت ها و عضوهای مختلف بدن می باشد. همچنین جمع آوری مواد سمی و رساندن آنها به کبد، کلیه و ... به منظور تصفیه یا خارج شدن از بدن نیز توسط خون انجام می شود. از دیگر وظایف مربوط به خون می توان به کمک به بهبودی هنگام بیماری یا جراحت نام برد. با یک تقسیم بندی ساده اجزای تشکیل دهنده خون را می توان به چهار قسمت تقسیم کرد، گلبولهای قرمز، گلبولهای سفید، پلاسما و پلاکت.
گلبول قرمز

گلبولهای قرمز حاوی ماده ای بنام هموگلوبین (Hemoglobin) هستند که امکان برداشتن و رساندن اکسیژن به نقاط مختلف بدن را فراهم می کنند. به همین دلیل لازم است تا خون تازه برای جایگزینی و انجام وظیفه به فرد بیمار هنگام جراحی یا خونریزی های شدید، داده شود.
پلاکت
وظیفه اصلی پلاکت ها که به آنها Platelet هم گفته می شود، کمک به جلوگیری از خونریزی شدید به هنگامی است که در قسمتی از بدن جراحتی رخ داده. آنها عامل اصلی بند آمدن خون می باشند. هنگامی که یکی از راه های جریان خون دچار پارگی می شود پلاکت ها در آنجا جمع می شوند و بطور موقت مانع از خونریزی شدید می شوند. (در واقع نقش آنها تسریع انعقاد خون می باشد.)
پلاسما
Plasma ها حامل سلولهای خون هستند و شامل عامل لخته شدن خون می باشند. آنها ترکیبی از پروتئین، نمک و آب هستند و توانایی حمل مواد غذایی، مواد عالی، هورمونها و سلولهای خون را در مسیر جریان خون دارند. از وظایف مهم پلاسما کمک به پلاکت ها برای در کنار هم ماندن و لخته شدن خون هنگام خونریزی می باشد. (برای درک بهتر شما می توانید پلاکت ها را به آجر و پلاسما را به سیمان و عمل جلوگیری از خونریزی را به درست کردن یک دیوار با آجر و سیمان تشبیه کنید.)
گلبول سفید
این سلولها اولین وسیله تدافعی بدن در مقابل بیماری می باشند. آنها توانایی این را دارند که از خون بیرون آمده و به کمک بافت یا عضوی که دچار جراحت یا بیماری شده است بروند. در بسیاری از موارد که بدن برخی از بیماران به آنتیبیوتیک (antibiotic) ها پاسخ مناسب نمی دهد، برای بیمار گلبول سفید تجویز می شود.
در جریان معالجه بسیاری از بیماران احتیاج مبرم به آن است که به بدن بیمار خون تزریق شود که میزان و مقدار و حتی نوع فراورده خونی کاملا" بستگی به بیماری شخص دارد. برخی از انواع بیماری ها که در دوره درمان به فرآورده های خونی نیاز دارد از این قرار می باشد :
-
 بیماران سرطانی
-
 بیمارانی که سوختگی های شدید دارند
-
 بیمارانی که جراحی اهدا یا قبول عضو دارند
-
 بیمارانی که جراحی پیوند مغز استخوان دارند

چند نکته
 -  هنگامی که شما خون خود را در بیمارستانها یا مراکز مخصوص اهدا می کنید، ممکن است که خون شما به گلبولهای قرمز، پلاسما یا پلاکت تقسیم شود و هرکدام برای بیماران خاصی مورد استفاده قرار گیرد.
-
 گلبولهای قرمز را می توان در یخچال های مخصوص و بصورت یخزده تا 35 روز نگه داری کرد.
-
 پلاکت ها را در دمای معمولی اطاق و تا 5 روز می توان نگهداری کرد.
 -
پلاسما را می توان در حالت یخ زده تا یکسال هم نگهداری کرد.
 -
برای هر یک گلبول سفید شما 40 پلاکت و 600 گلبول قرمز دارید.

منبع:

: http://www.senmerv.com/archives/000073.php



 


گردش خون و تلمبه ی بدن

يكي از علائم زنده بودن انسان، تپش قلب است كه از دوران جنيني فعاليت خود را آغاز مي كند و تالحظه مرگ به آن ادامه مي دهد.


دستگاه گردش خون

عمل دستگاه گردش خون در بدن انتقال اکسیژن و مواد غذایی از شش ها و دستگاه گوارش به تمام نقاط بدن است .

 دستگاه گردش خون از سه جزء تشکیل شده است :

1 . مایعی به نام خون که مواد غذایی و اکسیژن در آن حمل می شود .

2. یک شبکه از رگها که خون در آنها حرکت می کند و انشعابات آنها به تمام نقاط بدن میرسد .

3. یک تلمبه بنام قلب که با تولید نیروی مکانیکی لازم ، خون را در رگها حرکت می دهد .

خون و دستگاه گردش دو عمل مهم دیگر را نیز انجام می دهند که یکی انتقال مواد دفعی سلولهای بدن به اندامهای دفعی مانند ششها و کلیه هاست و عمل مهم دیگر ، ایجاد یک سیستم ارتباطی بین سلولها ، اندامها و دستگاهای مختلف بدن جهت انجام انواع ارتباطهای شیمیائی و فیزیولوژیک است . مثلا هورمونهای مختلف غدد به خون می ریزند و از طریق گردش آن به اندامهای مختلف بدن میرسند . همینطور گلبولهای سفید در خون حرکت کرده و خود را به مناطق آسیب دیده بدن رسانده و با باکتریها مبارزه می کنند.

 قلب بخشي از دستگاه گردش خون است كه با انقباض وفعاليت خود و همكاري با ساير بخش ها خون را در همه رگ هاي بدن جاري مي كند.
قلب مرکز دستگاه خون بوده و اندامی است ماهیچه ای و حفره دار که بی وقفه و مدام با نظم مخصوص بخود همچون تلمبه ای خون دریافت شده را توسط عروق شریانی به تمام اعضاء و اندامهای مختلف بدن فرستاده و به وسیله عروق وریدی یا سیاهرگها خون منتشر در بدن را جمع آوری و برای ارسال مجدد آماده می نماید قلب از نظر تشریحی دارای چهار حفره مجزا از هم است که دو قسمت بالا را دهلیز راست و چپ می نامند و دو حفره پائین بطن راست و بطن چپ نامیده می شوند .

انتقال مواد
در دستگاه گردش خون سه نوع رگ وجود دارد.

 

 انواع رگها:

سه نوع رگ در بدن انسان وجود دارد .

 سرخرگ یا شریان

سرخرگها که خون را از قلب به اندامهای مختلف بدن می برند و هر چه از قلب دور می شوند انشعابات بیشتری حاصل کرده و کوچکتر می شوند . در مجاورت سلولها ، سرخرگهای کوچک به رگهای بسیار باریکی بنام مویرگ متصل می شوند که جدار آنها فقط از یک لایه سلول درست شده است و تبادل مواد بین سلول ها و خون در کنار مویرگها صورت می گیرد . مویرگها در سوی دیگر خود به ساهرگها متصل می شوند . سیاهرگها هم به یکدیگر متصل شده و خون را دوباره به قلب باز می گردانند .

سرخرگها دارای خون روشن همراه با اکسیژن می باشند . وقتی هموگلبین خون با اکسیژن ترکیب می شود تولید اکسی هموگلبین می کند که رنگ آن روشن تر از هموگلبین است و قرمزی خون شریانی بهمین دلیل است . نیروی ناشی از ضربان قلب مهمترین عامل گردش خون در سرخرگهاست و بعلت فشار خون در سرخرگها ، اگر سرخرگی بریده شود خون قرمز روشن به بیبرون فوران می کند ، جهت جریان خون در سرخرگها از طرف قلب به طرف اندامهاست .

سرخرگهای ششی استثنا خون تیره رنگ برای تصفیه را از بطن راست قلب به طرف ششها هدایت می نماید و از آنجا که هر رگی که از قلب خون می برد سرخرگ نامیده می شود . به این نام خوانده می شوند .

 سیاهرگ یا ورید:

سیاهرگها عروقی هستند که خون جمع آوری شده ار اندامهای بدن را به دهلیزهای قلب بر می گردانند . خون در سیاهرگها عموما از سمت اعضاء بدن به سمت قلب در جریان است .

هموگلبین خون با انیدرید کربنیک حاصل از سوخت و سازنسجی تولید کربوکسی هموگلبین می نماید که رنگ تیره تری دارد و بدین دلیل است که خون وریدها را برنگ قرمز تیره می بینیم . در سیاهرگها فشار خون باقیمانده از ضربان قلب بسیار ناچیز است و چنانچه سیاهرگی بریده شود خون قرمز تیره ، بدون جهش و فوران است و جهت حرکت آن از سمت اندامها به سمت قلب است .

سیاهرگهای ششی استثنا خون روشنی را که توسط سرخرگهای ششی به شش ها آورده شده و سپس تصفیه شده است از شش ها به دهلیز چپ هدایت می کنند از آنجا که هر رگی که به قلب خون می آورد سیاهرگ نامیده می شود به این نام خوانده می شوند .

 عروق لنفاوی:

قسمتی از مواد بخصوص که از پلاسمای خون جدا شده ، از طریق مویرگها به داخل بافت نفوذ کرده و وارد یک مویرگ بسته لنفی می شوند . این رگهای لنفی بیکدیگر متصل شده و رگهای بزرگتری را بوجود می آورند که عروق لنفاوی نامیده می شوند .

 همه ي موادي كه از خون وارد آب ميان بافتي مي شود به خون باز نمي گردد بنابراين خون سياهرگ ها غليظ تر از سرخرگ هاست. مايع باقي مانده در بين بافت ها به وسيله ي رگ هاي لنفي دوباره به جريان خون باز مي گردد كه لنف نام دارد.

همه مهره داران بجز ماهي ها گردش خون مضاعف دارند.


 

بنابراين انسان دو نوع گردش خون دارد.


1- گردش خون عمومي : در گردش خون عمومي يا بزرگ، خون از بطن چپ خارج شده و پس از تبادل مواد با بافت ها به دهليز راست مي ريزد.

2- گردش خون ششي: در اين گردش خون از بطن راست خارج و به ششها وارد مي شود و پس از تبادل گازهاي تنفسي به دهليز چپ مي ريزد.

 

فشار خون:


جريان خون در اندام ها و قسمت هاي مختلف بدن به صورت پيوسته وجود دارد و مداوم است كنترل مقدار جريان و فشار خون تحت كنترل اعصابي است كه از مغز با ديواره رگ ها ارتباط دارد. تنظيم فشار خون از يك سو تحت كنترل اعصاب و مراكز عصبي و از سوي ديگر تحت تأثير كليه ها و هورمون ها قرار دارد.
گيرنده هاي تنظيم فشار خون در قوس آئورت و سينوس هاي سرخرگ و با مركز تنظيم فشار خون كه در بصل النخاع قرار دارد در ارتباطند. مقدار فشار خون در افراد مختلف متفاوت است و در سنين بالا به علت رسوب بعضي از مواد در ديواره ي سرخرگ ها افزايش مي يابد.

 

مقدار خون در قسمتهای مختلف گردش خون

 

بیشترین مقدار خون موجود در گردش خون در وریدهای سیستمیک جای دارد. تقریبا 84 درصد حجم کل خون بدن در گردش بزرگ قرار دارد. به این ترتیب که 64 درصد در وریدها ، 13 درصد در شریانها و 7 درصد در آرتریولها و مویرگهای سیستمیک جای دارد. قلب محتوی 7 درصد خون ، رگهای ریوی محتوی 9 درصد خون هستند. موضوع بسیار تعجب آور حجم کم خون در مویرگهای گردش خون بزرگ است. با این وجود در این قسمت است که مهمترین عمل گردش بزرگ یعنی انتشار مواد بین خون و مایع بین سلولی و بالعکس انجام می‌شود.

 

رموز مسواک زدن

چرا وچگونه مسواک بزنیم؟

هدف از مسواک زدن، پاک کردن و برداشتن پلاک میکروبی از سطح دندان ها و لثه است.

·       استفاده از مسواک های سفت و سخت، یا محکم مسواک زدن هیچ تاثیری بر پاک کردن پلاک های میکروبی ندارد. بلکه باعث صدمه به دندان ها و لثه نیز می شود.

·       یک مسواک خوب باید دارای موهای نرم و نایلونی باشد و موهای آن مرتب و منظم باشد.

·       اندازه مسواک متناسب با سن است. در بچه ها مسواک های کوچک تر و در بزرگسالان مسواک های بزرگ تر استفاده شود.

·       باید توجه داشت که مسواک جزو وسایل شخصی است. هیچ کس نباید از مسواک کس دیگری استفاده کند.

زمان مناسب تعویض مسواک:

هر گاه که موهای مسواک از حالت عمودی خارج شدند یا رنگ موهای مسواک تغییر کرد زمان تعویض مسواک است. در هر حال نباید بیش از سه یا چهار ماه طول بکشد.

خمیر دندان ها:

استفاده از خمیر دندان باعث می شود دندان ها بهتر تمیز شده و براق شوند. دهان خوش بو شود و مقاومت دندان ها به دلیل داشتن فلوراید در مقابل پوسیدگی افزایش یابد.
البته وجود خمیر دندان الزامی نیست. حتی با آب خالی هم می توان مسواک زد. اما هرگز توصیه نمی شود که به جای خمیر دندان از نمک یا جوش شیرین استفاده کند. چون باعث خراشیدگی مینا و صدمه به لثه می شود. نمک را می توان به صورت آب نمک رقیق (یک قاشق چای خوری در یک لیوان آب جوشیده) استفاده کرد.

روش درست مسواک زدن:

1.    ابتدا مسواک را با آب خیس کرده، مقداری خمیردندان روی مسواک می زنیم.

2.    موهای مسواک را به طور مایل روی سطح خارجی دندان ها قرار می دهیم (با زاویه 45 درجه).

3.    در فک بالا موهای مسواک به طرف بالا و در فک پایین موهای مسواک باید به سمت پایین باشد.

4.    لثه در ناحیه طوق دندان حدود یک تا دو میلی متر به دندان نچسبیده و آزاد است و محلی است که مواد غذایی تجمع پیدا می کند. پس زمانی که موهای مسواک را با زاویه 45 درجه در سطح خارجی دندان قرار دادیم، با فشار کوچکی موهای مسواک زیر  لثه رفته و با حرکت  لرزشی، موهای مسواک باقی مانده ی مواد غذایی را از زیر  لثه به خارج می راند و بعد مسواک را به سمت  سطح جونده دندان ها می کشیم. (در فک بالا حرکت مسواک از بالا به پایین و در فک پایین از پایین به بالا)

5.    هر بار که این عمل انجام شود، سطح خارجی دو تا سه دندان تمیز می شود. پس حدود 15 بار این عمل باید انجام شود.

6.     بعد از این که سطح  خارجی دندان ها تمیز شد، سطح  جونده را مسواک زده و بعد به روش  قبل سطح  داخلی دندان ها تمیز می شود.

7.     برای تمیز کردن سطح داخلی دندان ها در قسمت جلوی دهان، مسواک را به صورت عمودی روی دندان ها قرار دهید و با حرکت  بالا و پایین، سطح  داخلی  دندان ها را تمیز کنید.

8.    در روی سطح زبان، برجسته گی و فرو رفته گی های ریزی وجود دارد که غذا در بین  آن ها گیر می کند و گاهی باعث بوی بد دهان می شود. بهتر است هر چند روز یک بار، مسواک را در عقب زبان قرار داده و به سمت جلو بکشید و این عمل را چند بار تکرار کنید تا خرده های غذایی از روی زبان تمیز شوند و بوی بد دهان از بین برود. بعد از مسواک کردن چند بار دهان را آب بکشید.

9.    بعد از مسواک زدن و شستن مسواک، نباید مسواک خیس را در ظرف  دربسته گذاشت. بهتر است محافظ  مسواک دارای سوراخ هایی باشد تا هوا جریان داشته باشد. در غیر این صورت، هوای داخل جعبه دم کرده و باعث رشد میکروب ها می شود.

 چند نکته:

·         مسواک زدن بهتر است بعد از هر وعده غذایی انجام شود و حداقل روزی دو بار باید مسواک زده شود، یکی قبل از خواب و دیگری صبح.

·        برای تمیز کردن فضای بین  دو دندان هیچ گاه از وسایل  تیز مثل  سوزن یا چوب کبریت استفاده نکنید.

 

سایت دندان پزشکی :

دکتر عیسی اصغر زاده علمداری جراح دندان پزشک

 

عشق ، موفقیت ،ثروت

 

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید .


به آنها گفت :


« من شما را نمی شناسم , ولی فکر می کنم گرسنه  باشید

 

بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم . »


آنها پرسیدند :


« آیا شوهرتان خانه است ؟ »


زن گفت :


« نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته . »


آنها گفتند :


« پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم . »


عصر وقتی شوهر به خانه برگشت ، زن ماجرا را برای او تعریف کرد .


شوهرش به او گفت :


« برو به آنها بگو شوهرم آمده ، بفرمائید داخل . »


زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد .


آنها گفتند :


« ما با هم داخل خانه نمی شویم . »


زن با تعجب پرسید :


« چرا !؟ »


یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت :


« نام او ثروت است . »


و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت :


« نام او موفقیت است .


و نام من عشق است .


حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم . »


زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد .


شوهـر گفت :


« چه خوب ، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود ! »


ولی همسرش مخالفت کرد و گفت :


« چرا موفقیت را دعوت نکنیم ؟ »


فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید ، پیشنهاد کرد :


« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و  محبت شود . »


مرد و زن هر دو موافقت کردند .


زن بیرون رفت و گفت :


« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست . »


عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند .


زن با تعجب پرسید :


« شما دیگر چرا می آیید ؟ »


پیرمردها با هم گفتند :


« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید ، بقیه  نمی آمدند

 

ولی هرجا که عشق است , ثروت و  موفقیت هم هست ! »



آری ...


با عشق

 

  « هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید »


انواع روش های برقراری ارتباط با کودکان

انواع روشهای برقراری ارتباط با کودکان

دیده می‌شود که والدین مختلف شیوه‌های متفاوتی را برای ارتباط کودکان خود بکار می‌برند. این شیوه های مختلف مطمئنا نتایج مختلفی را به بار می‌آورند و اینکه آیا ارتباط مناسبی هستند یا خیر ، قابل بحث می‌باشند. هر چند روشهای متعددی هر یک از والدین می‌توانند داشته باشند، اما همه آنها را در یک چهار دسته می‌توان طبقه بندی کرد. این دسته بندی بر اساس دو ویژگی مهم در ارتباط با کودک صورت می‌گیرد شامل محبت و قاطعیت.
تعریف قاطعیت
با توجه به معنای لغوی قاطعیت در ارتباط با کودک به معنی استواری و ثبات در رأی و نظر و غیره است. بطوری که با دلیل خاصی کاری انجام شود و ادامه پیدا کند و براحتی تغییر نکند. برخی والدین بسیار قاطع و برخی فاقد کمترین قاطعیت هستند.
تعریف محبت
همانطور که پیداست منظور از محبت همان پذیرش و صمیمیتی است که والدین در مقابل کودک از خود نشان می‌دهند. برخی از والدین بسیار صمیمی و برخی طرد کننده هستند.

انواع والدین بر حسب نحوه برخورد با کودکان

والدین
را بر حسب اینکه چه میزانی از قاطعیت و محبت را در ارتباط با کودکان خود نشان می‌دهند می‌توان به چهار طبقه دسته بندی کرد.
والدین قاطع و محبت کننده
این دسته از والدین آنهایی هستند که قاطعیت در کلام و گفتار دارند. بدون دلیل کاری را انجام نمی‌دهند و وقتی دلیلی برای انجام کاری وجود داشته باشد با قاطعیت آن را انجام می‌دهند. یا برعکس ، اگر دلیلی منطقی وجود نداشته باشد با قاطعیت از انجام آن خودداری می‌کنند و تسلیم خواسته‌های کودک نمی‌شوند. آنها در عین قاطع بودن ، صمیمی و با محبت نیز هستند. به خواسته‌های کودک به صورت متعادل توجه دارند و از اینکه تمام خواسته‌های کودک را برای ساکت کردن او بپذیرند خودداری می‌کنند. فرزندان این والدین با اینکه محبت و صمیمیت زیادی از والدین خود دریافت می‌کنند لوس بار نمی‌آیند.
مثال: علی پسر 4 ساله است. او چند دقیقه پیش یک بستنی بزرگ خورده است. با اینحال یک بستنی دیگر از مادرش می‌خواهد. مادر احساس می‌کند که خوردن بستنی زیاد برای سلامتی او خوب نیست. بنابراین تقاضای او را با گفتن این جمله که عزیزم همین حالا بستنی خوردی ، فردا یکی دیگر برایت می‌خرم. علی پاهایش را به زمین می‌کوبد و بستنی می‌خواهد. مادر مجددا با همان لحن خوب و صمیمی برایش توضیح می‌دهد. علی قبول نمی‌کند و شروع به داد و بیداد می‌کند. مادر با حفظ قاطعیت خود و تسلیم نشدن در مقابل علی ناراحتی خود را یک اخم کوچک در چهره نشان می‌دهد. علاوه بر این علی قبلا هم یاد گرفته است که با این شیوه‌ها نمی‌تواند نظر مادر را تغییر دهد. از او می‌پرسد: فردا برایم می‌خری؟
چنین مادرانی کار تربیت کودک را با محبت و پذیرش جلو می‌برند و از تنبیه بدنی خودداری می‌کنند. و از شیوه‌هایی مثل قطع کوتاه محبت (مثل اخم ، مثل نگاه تنبیه آمیز) برای تنبیه استفاده می‌کنند. همچنین روشهایی در طولانی مدتی تأثیرات خوبی روی رفتار کودک خواهند داشت.
والدین قاطع طرد کننده
این دسته از والدین با وجود قاطعیت زیادی که دارند فاقد محبت و صمیمیت هستند. آنها در رفتار و گفتار خود چندان پذیرش و صمیمیتی از خود نشان نمی‌دهند. به عبارتی دیکتاتورمآب هستند، سختگیر و خشک و خشن می‌باشند. ممکن است از تنبیه‌های شدید هم استفاده کنند. کودکان این والدین نیز با اینکه یاد گرفته‌اند به هیچ طریق قادر به تغییر نظر والدین خود نخواهند شد، اما همیشه احساس خلاء عاطفی می‌کنند.
این کودکان یا مثل والدین خود طرد کننده و سرد و خشن بار می‌آیند یا شدیدا نیازمند محبت. چنین شیوه ارتباطی عواقب وخیمی برای کودک می‌تواند داشته باشد. چنین کودکانی اختیار ، عزت نفس و اعتماد به نفس کافی ندارند. در مثال فوق مادر قاطع و طرد کننده بودن اینکه توضیحی برای کودک بدهد از تسلیم شدن در مقابل او خودداری می‌کند و از تنبیه استفاده می‌کند.

والدین با محبت فاقد قاطعیت
این والدین شاید به همان اندازه والدین قاطع با محبت به کودکان خود محبت می کنند اما قاطعیت کافی ندارند. بطوری که با کوچکترین اصرار و پافشاری تسلیم کودک می‌شوند. رفتارهای خود را زود تغییر می‌دهند و شیوه تربیتی و ارتباطی ندارند. این کودکان یاد می‌گیرند که با کمی اصرار می‌توانند پدر یا مادر را راضی کند. در مثال فوق مادر با محبت و فاقد قاطعیت ممکن است با وجود عدم رضایت خود بستنی دوم و سوم را نیز برای کودک خود بخرد.
والدین فاقد قاطعیت طرد کننده
این دسته از والدین نه قاطعیت دارند نه محبت. معمولا کودکان را بحال خود می‌گذارند. بر شیوه‌های تربیتی پایبند نیستند. و بسیار سهل‌ گیر هستند. توجهی به نیازهای کودک چه جسمی و عاطفی ندارند و عمدتا به دنبال نیازها و خواسته‌های خود هستند. این کودکان یاد می‌گیرند روی والدین خود حساب نکنند. دارای آزادیهای مطلق هستند و سرخود بار می‌آیند.
کدام شیوه ارتباطی مناسبتر است؟
باید توجه داشته باشیم که قاطعیت و محبت و تعیین میزان آن در ارتباط با کودک اهمیت بسیار دارد. درجاتی از قاطعیت همراه با محبت برای ارتباط با کودک ضروریست. بطوری که سالمترین فرزندان را گروه والدین قاطع با محبت پرورش دهند. آنها اعتماد به نفس بالایی دارند و قدرت منطق و استدلال آنها در کنار تأمین شدن نیازهای عاطفی‌شان رشد پیدا می‌کند. آنها یاد می‌گیرند باید برخی خواسته‌ها را بنا به دلایلی به تأخیر انداخت. همچنین در کنار محبتی که از والدین خود دریافت می‌کند، می‌داند که قاطعیت پدر و مادر به معنی فقدان محبت آنها نسبت به او نیست.
توصیه‌های تربیتی برای ارتباط با کودک
*
اساسیترین بخش ارتباط با کودک از طریق زبان و گفتار است. در کنار اینکه سعی می‌کنیم توضیحات خود را در حد درک و توان کودک ارائه کنیم، از بکار بردن واژه‌ها و اصطلاحات و تلفظ کودکانه خودداری کنیم. کودک شیوه صحیح ارتباط زبانی را از پدر و مادر یاد می‌گیرد، بنابراین شیوه درست برقراری ارتباط زبانی را به او نشان دهیم.
*
از گول زدن و فریب دادن کودک بخاطر اینکه موقتا او را ساکت کرده باشیم یا بنا به دلایل دیگر خودداری کنیم. کودکان به زودی خواهند فهمید ما از همین شیوه‌ای استفاده می‌کنیم و این مسأله موجب خواهد شد اعتماد کافی بر ما نداشته باشند.

*
احساسات کودک را درک کنیم. کودکی که گریه می‌کند نیاز به درک شدن دارند. زمانی که کودک حس کند با او همدردی می‌شود، راحتتر آرام می‌گیرد تا زمانی که پدری به اجبار از وی می‌خواهد بس کند. مثال: کودکی شدیدا گریه می‌کند چون جوجه اردک او مرده است. پدر از او می‌پرسد: خیلی ناراحتی؟! کودک می‌گوید: بله. پدر دوباره می‌پرسد: خیلی اونو دوست داشتی؟ کودک کلی آرامتر می‌گوید: بله ، اون دوست من بود و پدر می گوید: آره خیلی بده آدم دوستش را از دست بده.
در ارتباط فوق با دریافت همدردی پدر به سرعت آرام می‌گیرد. در صورتی که قبلا هم به همین شیوه عادت کرده باشد. پدر و مادرانی که اولین بار از این شیوه استفاده می‌کنند مراقب باشند که این رفتار برای کودک تازگی دارد و ممکن است منظور شما را خوب درک نکند و در حالیکه منتظر واکنشهای قبلی شماست رفتارهای دیگری از خود نشان دهد. در هر حال تداوم چنین شیوه کودک را به این مسأله عادت خواهد داد.
*
اگر می‌خواهید قاطعیت داشته باشید، این رفتار را در مقابل هر خواسته کودک نمی‌توان بکار برد. خواسته‌هایی را که شما دلایل منطقی برای رد آنها دارید با قاطعیت رد کنید. در غیر اینصورت اگر قرار است رفتاری را با اصرار کودک تسلیم شده و انجام دهید بدون اصرار او در همان مرحله اول خواستن انجام دهید.
*
همینطور اگر خواسته‌ای از کودک دارید و می‌خواهید حتما کودک آن را انجام دهد تا آخرین مرحله یعنی زمانی که او رفتار مورد نظر را انجام می‌دهد قاطع بمانید.
*
با کودکان خود زیاد صحبت کنید. این کار علاوه بر سرعت بخشیدن به رشد کلامی او رابطه مناسب و نزدیکی را بین شما و او ایجاد می کند.
*
روش ارتباطی توام با احترام با کودک در پیش بگیرید. به این طریق او خود را موجودی ارزشمند خواهد دانست و عزت نفس او رشد پیدا خواهد کرد.
*
انتظارات خود را متناسب با تواناییهای او در آوریم.
*
به او فرصت دهید صحبت کند و دلایلش را توضیح دهد.
*
بازی بهترین موقعیت برای برقراری ارتباط با کودک است. ساعات زیادی را برای بازی با کودک اختصاص دهیم.
*
تنبیه را برای فرو نشاندن خشم و ناراحتی خود استفاده نکنیم. علاوه بر اینکه سعی می‌کنیم تنبیه‌ها بدنی نباشد آنها را به عنوان یک شیوه و با حفظ خونسردی خود بکار ببریم.

منبع : سایت روانشناسی

 ارتباط صحیح با کودک

شيوه هاي برقراري ارتباط صحيح با کودکان

ارتباط، فرآيندي کاملاً پيچيده است که طي آن کودک اطلاعات بسياري را از شما دريافت مي کند و چيزهاي زيادي مي آموزد، بنابراين يکي از پايه هاي صميميت و برقراري ارتباط، انتقال درست اطلاعات است و شما بايد قادر باشيد در کوتاه ترين زمان و با بهترين و مؤثرترين شيوه هاي ممکن، اطلاعات مورد نياز را به کودک انتقال دهيد.

● نحوه انتقال اطلاعات مي تواند به صورت هاي زير باشد:

▪ کلماتي که هنگام صحبت کردن به کار مي بريد.
▪
لحن و طنين صدايي که استفاده مي کنيد، بلند، آهسته، خشن يا زمزمه وار
▪
حرکات و اشاره هاي دست
▪
حالتهاي مختلف صورت
▪
نحوه ايستادن
اکثر ارتباطات ما از طريق کلامي و زباني صورت مي گيرد، اين در حالي است که براساس تحقيقات انجام شده، مهارتهاي کلامي تنها حدود ۱۰ درصد انتقال اطلاعات را به عهده دارند، يعني اگر هنگام برقراري ارتباط فقط به صحبت کردن بپردازيم و از زبان براي انتقال احساسات و اطلاعات کمک بگيريم، ارتباط ما ارتباطي کاملاً ضعيف خواهد بود، زيرا حدود ۳۰ درصد اطلاعات از طريق مهارت هاي فرازباني مانند لحن و طنين صدا و آهنگ کلام و حدود ۶۰ درصد آن از طريق مهارت هاي غيرکلامي مانند حالت نگاه، حرکات چشم و اشاره دست و صورت منتقل مي شود که بيشترين درصد را به خود اختصاص مي دهد و مؤثرتر است.
بنابراين، کودک نياز دارد ببيند، گوش کند و نسبت به اطلاعاتي که دريافت مي کند واکنش نشان دهد و به منظور ايجاد ارتباط با طرف مقابل تشخيص دهد کي و چگونه اين مهارتها را به کار برد.

مهارت های لازم برای ایجاد ارتباط خوب با کودک :

● زبان بدن

همان طور که گفته شد در امر ارتباط، مهارت هاي کلامي درصد کمتري از عمل انتقال را نسبت به ساير مهارت ها به خود اختصاص مي دهند، بنابراين با توجه به ميزان تأثير حرکات و حالت هاي مختلف صورت و استفاده از زبان بدن در ايجاد ارتباط بسيار مهم است.
لحظه اي جلوي آيينه بايستيد و خود را در آن نگاه کنيد. چه قيافه اي به خود مي گيريد؟ اخم آلود، گرفته، خندان يا خسته و ناراحت؟ هنگامي که با چهره اي خندان و رفتاري ملايم به کودک خود نزديک مي شويد او با اشتياق بيشتري پذيراي پيامهاي شما خواهد بود.
کمي به طرز برخورد و حالت هاي بدني خود بينديشيد آيا هنگام صحبت با او با حالت ايستاده و سلطه جويانه بالاي سرش مي ايستيد و با او سخن مي گوييد يا اينکه خم شده و با وي در يک سطح قرار مي گيريد و سپس صحبت خود را آغاز مي کنيد؟
براي درک بهتر اين مطلب موقعيتي را در نظر بگيريد که با يکي از دوستان خود در حال صحبت هستيد و اين در حالي است که او ايستاده و شما دوزانو روي زمين نشسته ايد. بي ترديد از گوش کردن يا صحبت کردن با فردي که حالت برتري نسبت به شما دارد احساس ناراحتي کرده و آن طور که بايد در برقراري ارتباط موفق نخواهيد بود. اين دقيقاً همان احساسي است که کودک در اين مواقع نسبت به شما دارد، پس سعي کنيد هنگام صحبت تا حد امکان خود را هم سطح و هم قد او قرار دهيد تا بهترين و مؤثرترين ارتباط را داشته باشيد.

● توجه به کودک

توجه و مراقبت کامل شماست که به کودک نشان مي دهد او را دوست داريد و به وي توجه مي کنيد. حتي زماني که او در منزل نيست و بيشتر وقت خود را در مدرسه سپري مي کند نيز به چنين توجهي نياز دارد و شما بايد در اين خصوص بيشتر تلاش کنيد تا پيام هاي محبت آميز خود را درست به او منتقل کنيد.
شيوه هاي توجه و مراقبت شما از کودک به مرور زمان و به طور نامحسوس با رسيدن به سن بلوغ و تغيير نيازهاي او، تغيير خواهد کرد، به طوري که در پنج سالگي هنوز علاقه خواهد داشت او را در آغوش گرفته و ناز و نوازشش کنيد. کودکان هنگامي که از سرشادي و لطف به آنها نگاه مي کنيد يا آنها را روي شانه هايتان مي گذاريد و موهايشان را ماساژ مي دهيد، غرق در نشاط مي شوند. بخصوص مواقعي که علايم تأييد و تصديق را درباره رفتارشان از سوي شما دريافت مي کنند.
نحوه ی خداحافظي هنگام رفتن به مدرسه نيز تأثير خاص خود را دارد، به طوري که اين احساس را در کودک ايجاد مي کند هنگام نبودن او در خانه نيز به يادش هستيد و به او فکر مي کنيد اين موضوع برايش بسيار خوشايند است.
آنها وقتي مي خواهند توجه شما را به خود جلب کنند اغلب از اين جمله استفاده مي کنند«مامان، بابا منو ببين» يا به روشي زيرکانه تر با نشان دادن نقاشي ها و کتاب هايشان از شما مي خواهند به آنها توجه کنيد.
اينکه آنها از شما توجه و مراقبت مي خواهند ادعاي زيادي نيست، زيرا به تأييد و رضايت شما نيازمند بوده و همين توجهات شما در دوران کودکي است که ميزان اعتماد به نفس آنها را در آينده رقم مي زند، بنابراين وقتي به سوي شما مي آيند در صورت امکان دست از کار بکشيد و تمام توجه خود را به آنها معطوف کنيد.

● انتقال درست پيام ها

کاملاً از جا برخيزيد و به سوي او برويد. اگر از فاصله دور يا از اتاق ديگر وي را صدا بزنيد، ممکن است به دليل وجود سر و صدا در محيط، نتواند پيام شما را به طور کامل دريافت کند، علاوه بر اينکه بسياري از اطلاعات ديگر مانند نگاه کردن به صورت شما، که نشانگر ميزان عصبانيت، جدي يا عادي بودنتان است و حرکات و اشاره هاي مورد نياز ديگر را از دست خواهد داد.
ابتداي پيام خود را با نام او آغاز کنيد. بسياري از افراد هنگامي که نام آنها را بيشتر از ساير کلمات به کار مي بريد، بسيار خوشحال مي شوند، زيرا مي فهمند پيام مورد نظر براي آنهاست و آنان مخاطب شما هستند. اگر نامشان را در آخر پيام ببريد ممکن است متوجه نشوند شما با چه کسي کار داريد و محتواي پيام را از دست خواهند داد. بي ترديد جمله «سارا، لطفاً بيا اينجا کارت دارم» بسيار مؤثرتر از «لطفاً بيا اينجا، کارت دارم سارا» خواهد بود. پس براي اينکه به نحو مناسب پيام خود را منتقل کنيد ابتداي هر پيام، کودک را به نام صدا بزنيد.
از جملات امري مثبت استفاده کنيد. کودکان جملات مثبت را بهتر مي پذيرند تا اينکه با جملات منفي به آنها امر و نهي کنيد. به طور مثال اگر به کودک خود بگوييد چه کاري از او مي خواهيد انجام دهد، بهتر پاسخ خواهد داد تا اينکه او را از انجام آن نهي کنيد.
مثلاًً استفاده از جمله «سارا، لطفاً لباس رو سر جالباسي آويزون کن» بسيار مؤثرتر از «سارا، لباستو روي زمين نينداز» است.
به کودک فرصت پاسخ دادن دهيد. کودکان اغلب چند ثانيه نياز دارند تا بتوانند آنچه را به آنان گفته ايد در ذهن خود پردازش کنند و سپس واکنش نشان دهند، پس اين فرصت را از آنان نگيريد.
جملات ساده به کار ببريد. کودکان اغلب فقط سه مورد از يک جمله را به خاطر مي سپارند. به عنوان مثال «سارا، لطفاً لباست رو دربيار، او نو سرجالباسي آويزون کن، بعد بيا اينجا» پاسخ بسيار خوبي در پي خواهد داشت، در حالي که جمله امري «سارا، لطفاً لباستو در بيار، اونو سرجالباسي آويزون کن، تکاليفتو انجام بده، وسايلتو جمع و جور کن، بعد بيا اينجا» براي کودک بسيار طولاني و مشکل به نظر خواهد رسيد.
منظور خود را واضح بيان کنيد. در اين مورد بهتر است انتخابهايي پيش روي او بگذاريد، زيرا قدرت انتخاب به استقلال فکري کودک بسيار کمک مي کند. مثلاً بگوييد: «سارا، دوست داري براي شام خوراک لوبيا درست کنم يا ماکاروني؟»
اما اگر واقعاً مي خواهيد کاري را به او امر کنيد هرگز سؤال نکنيد، چون بعد از آن بلافاصله منتظر «نه» گفتن کودک باشيد. مثلاً اگر بگوييد «مي خواي الآن بري بخوابي؟» خواهد گفت: «نه».

● در آخر اينکه

حدود ۱۵ سال بعد را در ذهن خود مجسم کنيد. اگر آن موقع از کودکتان که حالا براي خود کسي شده، بپرسيد کدام جمله هاي شما را که در دوران کودکي به او مي گفتيد بهتر به خاطر دارد، خواهد گفت: «دوستت دارم»، «چقدر تو خوبي!» و...
پس سعي کنيد هميشه با کلام محبت آميز و رفتار ملايم با او ارتباط برقرار کنيد و به احساساتش احترام بگذاريد، زيرا پيامهاي محبت آميز و زيباي شما براي هميشه در ذهنش ماندگار خواهد بود.

ترجمه: مليحه تراب پور
منبع: روزنامه قدس


 

انواع مشکلات تربیتی کودکان

انواع مشکلات تربیتی کودکان

لکنت زبان

افراد مبتلا به لکنت زبان اغلب در بیان حروف و کلمات دارای مشکل هستند. این مشکل ممکن است به صورت تکرار یک حرف یا فشار و سفتی در بیان یک کلمه باشد. علل آن به عواملی چون عوامل عضوی مثل ضایعات در دستگاه گویایی یا ضایعات مغزی مربوط باشد، یا عوامل روانی مثل ترس شدید ، ناراحتیهای روانی ، کشمکش خانوادگی ، خجالت و کمرویی ، فقر فرهنگی ، شیوه‌های نادرست تربیتی مثل تبعیض ، بچه‌گانه صحبت کردن والدین ، سرزنش و تحقیر از طرف والدین و ... .

درمان لکنت اگر به موقع انجام گیرد امید بخش خواهد بود و درمان آن تدریجی است و ابتدا باید وضعیت زندگی و نوع لکنت شناخته شود. کودک مبتلا هیچ وقت مورد ترحم اطرافیان قرار نگیرد و لکنت زبانش به او بازگو نشود و طوری با او رفتار شود که گویی هیچ مشکلی ندارد. برای صحبت آهسته و شمرده مورد تشویق قرار گیرد. کلمات را به آرامی بگوید و با صدای بلند سرود بخواند. رعایت رژیم غذایی و امتناع از خوردن غذاهای تند و محرک توصیه می‌شود. و حتما از یک متخصص در زمینه مشاوره و گفتار درمانی کمک گرفته شود.

گوشه گیری

کودک گوشه ‌گیر چون نمی‌تواند ارتباط مناسبی با محیط خود برقرار کند به عالم درون پناه می‌برد و به خیال بافی می‌پردازد. خجالت و سکوت ، فرار از فعالیتهای اجتماعی ، محدود بودن و گاه فقدان روابط دوستی نزدیک ، بی‌حوصلگی ، کمک نخواستن از دیگران ، سازش با وضع موجود و اعتراض نکردن ، تسلیم شدن در برابر خواستهای دیگران ، تقصیر گناهان را به گردن گرفتن ، اجتناب از رقابت ، بی‌علاقگی به کلاس ، بی‌اعتمادی نسبت به تواناییهای خود و ... ، از علائم کودکان گوشه‌ گیر است.

پذیرفته شدن در خانه و مدرسه ، تکبر و غرور ، احساس حقارت شدید ، نداشتن الگوی اجتماعی مناسب و شیوه های تربیتی نامناسب مثل حمایت افراطی از کودک ، طرد کودک ، انتقادهای والدین از کودک ، بیماریهای طولانی کودک ، اختلال در عملکرد غدد فوق کلیوی و ... ، از عمل گوشه‌ گیری است. برای درمان با شناسایی علل تلاش شود کودک برای برقراری ارتباط مورد تشوریق قرار گیرد. در فعالیتهای اجتماعی مختلف شرکت داده شود و فعالیتهایش مورد تشویق قرار بگیرد. از یک مشاور کودک کمک گرفته شود.

ترس

علائم ترس در کودکان متفاوت است و به صورتهای مختلف از جمله فرار ، چنگ زدن ، کمک خواستن ، جیغ زدن ، خشک شدن دهان ، لرزش اندام ، پریدن رنگ ، تنگی نفس ، عرق کردن ، احساس خستگی شدید ، از دست دادن کنترل ادرار ، تضعیف قدرت اندیشه و تصمیم گیری ، لکنت زبان ، نگاههای غیر طبیعی ، گوشه گیری و انزوا طلبی ، اختلالات خواب ، اختلال گوارش ، ناخن جویدن ، شب ادراری ، خشم و عصبانیت مشاهده می‌شود.

پیشگیری از ترس مهمتر از درمان آن است، بنابراین تا حد امکان با حذف علل از بروز ترس جلوگیری شود. علل ترس مثل ترساندن کودک ، داستانها و فیلمهای وحشتناک و ... می‌باشد. از طریق استدلال و عمل به کودک نشان داده شود که ترس او بی‌مورد و بیجاست، به کودک جرات و مهرت مبارزه با ترس آموخته شود. اعتماد به نفس کودک افزایش داده شده و در صورت لزوم از یک مشاور کمک گرفته شود.

ناخن جویدن

ناخن جویدن که یکی از اختلالات عادتی است، در بین کودکان و نوجوانان شایع است و با افزایش سن معمولا از شدت آن کاسته می‌شود. هنگام نگرانی و ناراحتی تشدید می‌شود و با علایم دیگری مثل شب ادراری و پر خوری ، شکست تحصیلی ، بی حوصلگی ، احساس ناآرامی و ناامنی ، انقباض غیر ارادی آرواره‌ها ، تیک ، اختلالات خواب ، نگرانی ، ترس ، شک و تردید ، تحرک زیاد ، دندان قروچه کردن ، زود رنجی ، تمارض ، خرابی دندانهای جلو و ... همراه می‌شود.
علل آن را احساس ناخشنودی ، کشمکشهای خانوادگی ، عادت و تقویت عادت ، تربیت نادرست ، یادگیری و تقلید از اطرافیان ، کمبود محبت ، تامین ویتامین و ... را معرفی کرده‌اند. برای درمان لازم است انگیزه‌ها و علل شناسایی گردد. هیچگاه نباید برای درمان از زور و کتک و فشار استفاده شود. روشهایی نظیر تلخ کردن و بستن ناخن ، فایده عمل و پایداری نخواهد داشت.

شب ادراری

عبارت است از تخلیه مکرر و بی‌اختیاری ادارای بعد از سه سالگی که هنگام شب یا روز یا در هر دو موقع اتفاق می‌افتد. گاه علل عضوی مانند عدم تکامل دستگاه عصبی ، بیماری دیابت ، بیماری کلیه ، کمبود کلسیم و ... علت آن است و گاه علل روانی مثل استرس ، تضاد و کشمکش خانوادگی ، بدرفتاری والدین با کودک ، جدایی از مادر ، خستگی کودک و ... باشد. گاه علل فیزیکی مانند دور بودن توالت از محل خواب ، سرگرمی و علاقه فراوان کودک به بازی ، تاریکی ، سرما می‌تواند علت شب ادراری باشد. مهمترین مرحله درمان ، رفع علل بروز شب ادراری است. در کنار آن روشهایی نظیر استفاده از بازتابهای شرطی ، بیدار کردن ، تجویز دارو و آموزش افزایش حجم مثانه استفاده می‌شود.

حسادت

علل حسادت ریشه در روشهای تربیتی نادرست در خانواده مثل تقویت برتری طلبی در کودک ، احساس حقارت ، مقایسه ی کودک با دیگر کودکان ، ناکامیهای دوران کودکی ، تولد نوزاد در خانواده و ...  می باشد . طلاق و ازدواج مجدد والدین ، نقایص عضوی نیز می‌تواند از علل حسادت شمرده شود. آگاه کردن کودک از اینکه مورد توجه و محبت والدین قرار دارد، رعایت عدالت و انصاف در روابط ، محبت به کودک ، ایجاد زمینه اعتماد و توجه ، سپردن کودک کوچکتر به کودک حسود برای نگهداری ، جرات دادن ، جایگزین کردن احساسات خشم کودک به چیزی مثل عروسک به جای خواهر کوچکتر ، حل مشکلات خانوادگی ، استفاده از نقاشی و بازی درمانی و دیگر روشهای تخصصی برای درمان حسادت مفید خواهند بود.

پرخاشگری

یادگیری پرخاش به عنوان وسیله‌ای برای نشان دادن اعتراض و ناراحتی ، رسیدن به خواسته‌های فرد با انجام پرخاشگری ، تنبیه‌های شدید ، تشویقهای بیجا ، حسادت ، دخالت بیش از حد و بی‌مورد بزرگتران در کارهای کودکان ، فقر ، فیلمها و داستانهای خشن و علل جسمی مثل کم خونی و ... از عوامل موثر در بروز پرخاشگری کودکان هستند. جهت درمان بایستی الگوهای مناسب در اختیار کودک قرار گیرد تا یاد بگیرد چگونه ناراحتی خود را بطوری مناسب نشان دهد، آرامش کودک مورد تشویق قرار گیرد، مقابله به مثل صورت نگیرد و رفتاری خالی از درک و همدردی نشان داده شود. مشکلات جسمی مورد توجه قرار گیرد و بطور کلی عواملی که می‌تواند علت پرخاشگری باشد شناسایی و مرتفع گردد و در صورت لزوم از متخصص کمک گرفته شود.

دروغگویی

علل دروغگویی می‌تواند تقلید و یادگیری از خانواده ، دوستان و ... باشد، یا نیاز به تعلق و همبستگی و مورد توجه واقع شدن ، احساس کمبود ، ترس و تهدید شدن ، انتظار و توقع بیش از حد از کودک و ... باشد. در درمان دروغگویی همکاری خانواده و اعضاء و اولیاء مدرسه ضروری است. تغییر شیوه‌های تربیتی ، آگاهی دادن به کودک برای پذیرش کمبودها ، توجه دادن کودک به ارزشمندیها و تواناییهای دیگر خود و خانواده و عدم مقایسه خود با دیگران ، از میان برداشتن علل ترس در کودک ، اجازه برای بیان احساسات و تعدیل انتظارات از کودک شیوه‌هایی مفید خواهند بود.

دزدی

علل دزدی می‌تواند علتهای مادی باشد، مثل فقر ، تغذیه ناکافی ، بی‌توجهی والدین به نیازهای کودک ، عدم استفاده یا استفاده نامناسب از فرآیند پول توجیبی یا علل روانی مثل بی‌همسری والدین ، یادگیری ، جبران احساس حسادت ، تنبیه و خشونت والدین و بطور کلی شیوه‌های تربیتی نامناسب ، میل به خودنمایی و ... . برای درمان همچون سایر مشکلات ، باید علل اساسی شناسایی و مرتفع گردند.

منبع : سایت روانشناسی کودک،  انجمن روانشناسی 

 

رویارویی با شعله های خشم

رویارویی با شعله های خشم

سرکوبی و فرو بردن خشم در زمان شروع آن آسان تر است و هنگامی که شدت پیدا کند و شعله ور شود، از کنترل و اختیار فرد  خارج می شود. بنابراین پیش از آنکه این حالت در فرد شدت یابد و آتش آن، نور ایمان و عقل را خاموش سازد، باید به رویارویی با آن پرداخت.

   پیش از بروز خشم، با استفاده از روش های زیر می توان آن را کنترل کرد و در اختیار گرفت:

1. به هنگام خشم، ذکر خدا بگویید و از شر شیطان به خدا پناه ببرید.

2. اگر هنگام خشم ایستاده اید، بنشینید و اگر نشسته اید، بخوابید. علت این امر، جلب توجه فرد به این نکته است که انسان از خاک آفریده شده و موجودی ذلیل و حقیر است و سرانجام روزی نیز به خاک باز خواهد گشت، در این صورت از غرور و تکبر او کاسته می شود.

3. هنگام مواجهه با خشم، با آب سرد وضو بگیرید یا غسل کنید؛ زیرا خشم برخاسته از حرارت درون است و آب سرد این حرارت را فرو می نشاند.

4. سکوت کنید، چون ممکن است در این حالت، فرد حرف هایی بزند که بعدا پشیمان شود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: « خشم خود را با سکوت و هوای نفس را با خرد درمان کنید».

5. جا به جایی محل نیز در کاهش خشم مؤثر است.

در این حالت پند و نصیحت اثر بخش نخواهد بود و اگر بخواهند جلوی خشم او را بگیرند، باید از فردی که از او حساب می برد و روی او نفوذ دارد، طلب کمک کنند.

بنابراین با توجه به پی آمدهای زیان بار و ناپسند خشم و دشواری کنترل و ایستادگی در برابر آن، عامل دیگری که در این باره مطرح می شود، تقویت تمایلات فطری و عواطف والای انسانی است که نقش مهمی در کاهش تأثیر ناکامی ها و پرخاشگری ها دارد. از طریق آموزش های تربیتی و مذهبی و پای بندی وجدانی و اخلاقی به وظایف اجتماعی، این فضائل در فرد به صورت عادت و ملکه درمی آید و فرد و جامعه را از آثار ناخوشایند خشم، دور نگاه می دارد. عفو و گذشت و کظم غیظ، از جمله ارزش هایی هستند که در اخلاق اسلامی به عنوان روش های رویارویی با خشم مطرح است.

پدیدآورنده: زینب جعفری

 

کودک خجالتی ودارای اعتماد به نفس

 

تفاوت میان بچه‌های خجالتی و کودکان فاقد اعتمادبه‌نفس

  پرسش: 
میان کودکی که خجالتی است و کودکی که از حرمت و اعتمادبه‌نفس پائینی برخوردار است، چه تفاوتی وجود دارد؟ این پرسشی است که من و همسرم همواره دربارهٔ فرزندانمان داریم.
●
پاسخ
کودک خجالتی، کودکی درونگرا است که به‌طور معمول، این صفت بر اثر ارث از مادر و پدر و یا بی‌توجهی مادر و به‌خصوص در سنین بین ۱۴ تا ۳۶ ماهگی در او به‌وجود می‌آید، به این معنا که او نیازمند توجه داشت، اما شما به او توجه لازم از ابراز نمی‌کنید؛ بنابراین، او ممکن است به این نتیجه برسد که به‌طور ختم، بچهٔ خوبی نیست و عینی در او هست که به او توجهی نمی‌شود؛ از طرفی شما نیز با گفتن و تکرار اینکه ”کودک من خجالتی است“، این صفت را در او ماندگار می‌کنید؛ او با این این صفت، زندگی می‌کند و هر چه بیشتر به طرف خجالتی بودن سوق داده می‌شود، به یاد داشته باشید که این روشی است که این نوع کودکان، توجهی را که از سوی افراد بزرگسال و در شرایط عادی دریافت نمی‌کنند، با رفتارهای شرم‌گینانه و خجالتی به‌دست می‌آورند، اما کودکی که دارای اعتمادبه‌نفس پائینی است، کودکی است که خود را قبول ندارد؛ به‌عبارتی خود را تحقیر می‌کند و خوار می‌شمارد؛ چرا که همواره تصور می‌کند دیگران نیز درباره‌اش این‌گونه قضاوت می‌کنند.
این کودک در ضمیر ناخودآگاه خود پذیرفته است که ”من کودک بدی هستم“، ”من بی‌عرضه و دست‌وپاچلفتی هستم“، ”من زشت و بی‌ریخت هستم“ کودکی که دارای اعتمادبه‌نفس پائینی است، از این روش برخلاف کودکان خجالتی، برای جلب‌توجه بزرگترها استفاده نمی‌کند، بلکه یقین دارد که دارای صفت‌های خوب نیست و احساس گناه می‌کند. این صفت را هم مادر و پدر در او به‌وجود می‌آورند، به‌طور مثال وقتی که کار ناشایستی می‌کند، در عوض اینکه به او بگوید: ”تو خودت خوبی، اما این کارت درست نبود“ شروع به تحقیر او کرده و از این طریق و با گفتن جمله‌هائی مانند بی‌عرضه، کودن، دست‌وپاچلفتی و از این قبیل، او را به جائی می‌رسانند که احساس گناه می‌کند و از این طریق، حرمت و اعتمادبه‌نفس او را از بین می‌برند.

نمونه هایی از اشخاصی که مشکلات مالی ، خانوادگی و... زیادی داشتند ولی با اعتماد به نفس کامل توانستند افراد مهم وسرشناسی در دنیا شوند:
”
کوکوشانل“ ابتدا بسیار فقیر بود. او در یتیم‌خانه بزرگ شده بود. به تنهائی شروع به یادگیری خیاطی کرد و تبدیل به اولین زن طراح لباس در دنیا و مسبب تغییر الگو و مدل لباس زن‌ها از عصر ویکتوریا به بعد شد. پشتکار او در غلبه بر مشکل‌های زیادش، منجر به ایجاد امپراتوری او در طراحی لباس شد. امروز بعد از گذشت هشتاد سال هنوز محصولات او کیفیت بالائی دارد و شهرت خود را در جهان حفظ کرده است.
”
توماس ادیسون“ قبل از اختراع برق به‌طور تقریبی ده هزار بار تلاش کرد تا سرانجام موفق شد. اگر او تسلیم شده بود، اکنون شما این مبحث را زیر نور چراغ نفتی می‌خواندید.
طرح اولیه شرکت ”فدرال اکسیرس“ بارها با شکست مواجه شد. ابتدا شرکت تلاش زیادی می‌کرد تا کارمندان در عوض نقد کردن چک‌هایشان در بانک از خدمات ”فدرال اکسیرس“ استفاده کنند. زمان بسیار زیادی طول کشید تا مردم با خدمات ”فدرال اکسیرس“ آشنا شدند، اما در نهایت امروزه مشتریان بسیار زیادی دارد.
””
یلوستر استالونه“ هزار بار از شرکت‌های فیلم‌سازی جواب در شنید و قبل از اینکه شرکت تولیدکنندهٔ فیلم”راکی“ را پیدا کند، آخرین پس‌اندازش را که ششصد دلار بود نیز خرج کرد. اما سرانجام شرکتی را پیدا کرد که حاضر به تولید فیلم ”راکی“ شد و در نهایت، او تبدیل به هنرپیشه‌ای تاریخی و معروف شد.
به‌طور حتم: موفقیت نیازمند تعهد و چشم برنداشتن از اهداف است. بیشتر مردم وقتی فاصله بسیار کمی با موفقیت دارند، به اشتباه دست از تلاش برمی‌دارند و تسلیم می‌شوند. به تلاش ادامه دهید. مهم نیست چطور و چقدر. اگر در واقع به آنچه انجام می‌دهید، اعتقاد دارید؛ همه تلاش و امکانات خود را به‌کار ببرید و هرگز تسلیم نشوید در نهایت موفق خواهید شد.
در واقع چیزی به عنوان شکست وجود ندارد. هر عملی پیامدی دارد و ممکن است آن پیامد همیشه آنچه شما در جستجویش هستید، نباشد. اما به هر حال، پیامد است. اگر نتیجهٔ تلاش خود را بررسی تلاش خود را بررسی کنید و پیوسته آنچه را کارآئی ندارد. اصلاح کنید، در نهایت به نتیجه دلخواه خود دست می‌یابید.
مقاوم باشید. ”ری کراک“، مؤسس رستوران‌های زنجیره‌ای ”مک دونالد“، این مطلب را به بهترین نحو توضیح می‌دهد: ”هیچ چیز در دنیا نمی‌تواند جایگزین پشتکار شود. استعداد نخواهد توانست. چون دنیا پر است از اشخاص ناموفق با استعدادهای عالی، نبوغ هم نمی‌تواند زیرا نابغه‌های ناموفق بسیار زیاد هستند. تحصیلات نیز نخواهد توانست، زیرا دنیا پر است از تحصیلکرده‌های وظیفه‌نشناس، پشتکار، عزم، اراده و عشق است که قدرت مطلق است.

 منبع: ” روزنامه جوان

 سفر به دنیای شادی، نویسنده : جیم دناوان،  مترجم: الهام آرام‌نیا - سیدشمس‌الدین حسینی

اعتماد به نفس =شادی

اعتماد به نفس بالاتر یعنی شادی بیشتر

اعتماد به نفس برای کودک مثل سپری است در برابر چالش های زندگی. کودکان که نگاه مثبت به خود دارند راحت تر می توانند از پس ناسازگاری ها و تضادها برآیند و در مقابل فشارهای منفی مقاومت کنند. آنان به راحتی لبخند می زنند، از زندگی لذت می برند و واقع گرا و به طور کلی خوش بین هستند. برخلاف آنان، برای کودکانی که اعتماد به نفس پائینی دارند، چالش های زندگی تبدیل به منبعی برای اضطراب ها و تشویش ها می شود. کودکانی که درباره خود بد فکر می کنند به سختی می توانند راه حلی برای مشکلاتشان بیابند. اگر آنها دچار افکار خود انتقادی شده و جملاتی چون «من خوب نیستم»، «من هیچ کاری را درست نمی توانم انجام دهم» را تکرار کنند، منفعل، انزواطلب و افسرده می شوند و هنگام روبه رو شدن با یک چالش جدید، پاسخ و عکس العمل سریعی که نشان می دهند این است: «نمی توانم.»

● نشانه های اعتماد به نفس سالم و ناسالم
اعتماد به نفس با رشد کودک نوسان پیدا می کند. این حس به طور مرتب تغییر می کند و دوباره تنظیم می شود چرا که متأثر از تجربیات و ادراکات جدید اوست. این مسئله به والدین کمک می کند تا از سلامت یا ناسالم بودن اعتماد به نفس کودک آگاه شوند.
کودکی که اعتماد به نفس پائینی دارد، معمولاً تمایلی به انجام کارهای جدید ندارد. او به طور مرتب با دید منفی درباره خودش صحبت می کند وجملاتی چون «من کودن هستم»، «هیچ وقت یاد نمی گیرم کاری را درست انجام دهم» و یا «چه اهمیتی دارد هیچکس توجهی به من نمی کند.» به کار می برد. این گروه از کودکان معمولاً در برابر فشارها و اضطراب ها صبوری کمتری از خود نشان می دهند. آنها به شدت خود را نقد کرده و در مورد خود ناامید هستند. این کودکان اگر در موفقیت شان وقفه ای ایجاد شود آن را دائمی و غیرقابل تحمل می پندارند و معمولاً یک نوع احساس بدبینی بر آنها غالب است.
کودک با اعتماد به نفس بالا از ارتباط و تعامل با دیگران لذت می برد. او در محیط اجتماع راحت است و همانطوری که از سرگرمی و بازی های فردی لذت می برد، فعالیت های گروهی نیز برایش لذت بخش است. وقتی مشکلی ایجاد می شود به دنبال راه حل می گردد و به جای این که خود یا دیگران را تحقیر کند، نارضایتی خود را از این وضع بیان می کند. برای مثال به جای این که بگوید: « من یک احمق هستم» می گوید: «من این مسئله را متوجه نمی شوم.» او توانایی ها و ضعف هایش را می شناسد و آنها را قبول کرده است. در واقع یک نوع خوش بینی بر او حاکم است.
●
کمک والدین به رشد اعتماد به نفس
آنچه را که می بینید بگویید :

کودکان در برابر کلماتی که والدین شان به کار می برند بسیار حساس هستند. فراموش نکنید فرزندتان را فقط به خاطر انجام دادن فعالیت اش تحسین نکنید، بلکه سعی و تلاش او را نیز مدنظر قرار دهید. صادق باشید؛ برای مثال اگر کودکتان در مسابقه تیم اش بازنده شد به او نگویید «خب، دفعه بعد اگر سخت تر تلاش کنی حتماً برنده خواهی شد.» به جای آن بگویید: «تو بازی را نبردی اما من به سعی و تلاشی که انجام دادی افتخار می کنم.» به جای پاداش دادن به نتیجه کار به سعی و تلاش صورت گرفته پاداش بدهید.
الگوی مثبتی باشید:

اگر شما با خود با بی رحمی رفتار کرده و درباره توانایی های خود بدبین و غیرواقع گرا هستید، کودک شما کم کم آینه شما خواهد شد، اعتماد به نفس خود را پرورش دهید تا کودکتان سرمشق خوبی داشته باشد.
باورهای غلط کودکان را شناخته و به آن جهت دهید :

مسئله مهمی است که والدین، باورهای غیرمنطقی و غیرعقلانی چون کمال، خوبی، جذابیت، توانایی یا هر چیز دیگر کودک خود را بشناسند. به کودکان خود کمک کنید معیارهای درستی داشته و در ارزیابی خود واقع گرا باشند تا به خود ادراکی بهتری دست یابند. ادراک غلط از خود می تواند ریشه دوانده و به واقعیتی برای کودک تبدیل شود. به عنوان مثال کودکی که در مدرسه شاگرد خوبی است اما در درس ریاضی مشکل دارد شاید با خود بگوید «من نمی توانم مسائل ریاضی را حل کنم. من دانش آ موز خوبی نیستم.» این مسئله نه تنها تعمیم دادن و کلی گویی غلط و اشتباهی است، بلکه سرآغاز اشتباهات دیگر کودک نیز می شود. فرزند خود را تشویق کنید تا نگاه درستی به موقعیت خودش داشته باشد. کمک شما می تواند به این صورت باشد: «تو یک دانش آ موز خوب هستی. ریاضی یک درس است و تو باید زمان بیشتری را به آن اختصاص دهی. با همدیگر تمرین می کنیم.»
با کودکتان مهربان و پرمحبت باشید :

محبت شما راه طولانی ای را باید طی کند تا اعتماد به نفس فرزندتان بالا برود. او را در آغوش بگیرید و به او بگویید که به وجودش افتخار می کنید. برای او یادداشتی بگذارید، برای مثال: «تو فوق العاده هستی!» به فرزندتان صادقانه هدیه بدهید اما در این کار زیاده روی نکنید.
واکنش مثبت و صحیح از خود نشان دهید :

بیان جمله ای مانند: «وقتی عصبانی هستی مثل دیوانه ها می شوی!» بر کودک تأثیر می گذارید و او احساس می کند توانایی کنترل رفتار و عصبانیتش را ندارد. بهتر است بگویید: «تو واقعاً از دست برادرت عصبانی بودی اما من تشکر می کنم که سر او داد نکشیدی و یا او را کتک نزدی!» این تشکر و قدردانی از انتخاب درست کودک موجب می شود او تشویق شود و دفعه بعد راه صحیح تر را انتخاب کند.
محیط امنی در خانه ایجاد کنید:

 کودکی که در خانه احساس امنیت نکند و مورد بدرفتاری واقع شود، دچار کمی اعتماد به نفس می شود، کودکی که شاهد دعوا و مشاجره والدین است، افسرده و گوشه گیر می شود. همیشه به یاد داشته باشید که به کودکتان احترام بگذارید.
خانه را به پناهگاه امنی برای خانواده تبدیل کنید :

به مشکلات کودک خود مانند مشکلات مدرسه، درگیری با همسالان و مسائل بالقوه دیگر که می تواند بر اعتماد به نفس کودک شما تأثیر گذارد توجه کنید و آنها را با حساسیت و ظرافت اما به سرعت حل نمایید.
به کودکان کمک کنید تا در تجربیات سازنده شرکت کنند :

فعالیت هایی که همکاری و نه رقابت را تشویق می کند در کمک به پرورش اعتماد به نفس نقش مؤثری دارد. مثلاً از کودکان بزرگتر بخواهید تا به کودکان کوچکتر کتابخوانی را یاد بدهند. این کار برای هر دوی آنها جالب خواهد بود.
از حرفه ای ها کمک بخواهید :

 اگر شما احساس می کنید فرزندتان اعتماد به نفس پائینی دارد، می توانید از متخصصان کمک بگیرید. آنها می توانند علت ناخشنود بودن کودکتان را کشف کنند و دید او را نسبت به دنیا و زندگی تغییر دهند. این مسئله به کودک کمک می کند تا بیشتر واقع گرا باشد و خود را به درستی قبول کند. با کمک های کوچک می شود اعتماد به نفس کودک را افزایش داد تا احساس شادی بیشتری کند. منبع :روزنامه ایران

نویسنده :شیما جمالی

 

 

 

خشونت وپرخاشگری در کودکان

خشونت و پرخاشگری در کودکان و راه های مقابله با آن

روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساسا با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.
گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد (زدن - لگد زدن - گاززدن) یا لفظی (فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران (چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.


ادامه نوشته

زیباترین ها

زیباترین ها

زيباترين شعار : صلـــــــــــــــوات برمحمّد وآل محمّد

 


و .......

 

 

زيباترين شروع

بـسم الله الر حمن الر حيـم

 

زيباترين سفر

حج

زيباترين كلام

لااله الااللّه

زيباترين خانه

كعبّه

زيباترين معجزه

قران

زيباترين چشمه

زمزم

زيباترين سلسله

انبيا

زيباترين بنّا

حضرت ابراهيم

زيباترين دين

اسلام

زيباترين سنگ

حجرالاسود

زيباترين انسان

پيامبر

زيباترين قرباني

حضرت اسماعيل

زيباترين پارسا

حضرت علي(ع)

زيباترين آواز

اذان

زيباترين مادر

حضرت  فاطمه (س)

زيباترين ستون

نماز

زيباترين سخاوت

امام حسن(ع)

زيباترين اشك

از گناه وتوبه

زيباترين شهيد

امام حسين(ع)

زيباترين مولود

حضرت عيسي

زيباترين سخنگو

حضرت زينب

زيباترين مرد جوان

حضرت يوسف

زيباترين جانباز

حضرت ابولفضل

زيباترين زن جوان

حضرت مريم

زيباترين غنچه

حضرت علي اصغر

زيباترين صعود

معراج

زيباترين پيرمرد

حبيب ابن مظاهر

زيباترين جنگ

جنگ بانفس

زيباترين زمين

كربلا

زيباترين كوشش

في سبيل الله

زيباترين خاك

تربت امام حسين(ع)

زيباترين حرف

حرف حق

زيباترين لباس

احرام

زيباترين ابزار

قلم

زيباترين بيابان

عرفات

زيباترين كلمه

محبت

زيباترين عمل

عبادت

زيباترين استاد

امام صادق(ع)

زيباترين ناله

نيايش

زيباترين رحمت

باران

زيباترين روز

جمعه

زيباترين لحظه

پيروزي

زيباترين عهد

وفا

زيباترين شب

قدر

زيباترين سوره

حمد

زيباترين نيكي

نيكي به پدر ومادر

زيباترين منتقم

حضرت مهدي (عج)

زيباترين سرمايه

زمان

زيباترين مرگ

شهادت

زيباترين سرانجام

شهادت

 

 

 «سرنوشت را نمي توان ازسرنوشت»

منبع:

maghsody.blogfa.com 

 

منظومه ی شمسی

منظومه شمسي

جهان در بردارنده تمام چيزهايي است که وجود دارد، نه فقط زمين و چيزهايي که در آن قرار دارد بلکه شامل تمام سيارات و ستارگان و کهکشانها و فضايي که بين آنها قرار دارد مي شود. خورشيد در مرکز منظومه شمسي يکي از حدود ۱۰۰ بيليون ستاره اي است که در کهکشان ما و يا مجموعه ستارگاني است که راه شيري ناميده مي شود.




ادامه نوشته

پادشاه سیاره ها

مشتري، پادشاه سياره ها

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

غول سياره هاي منظومه شمسي مشتري است. اين سياره را با نام هاي «هرمزد»، «برجيس» يا «ژوپيتر» هم مي شناسيم؛ سياره يي که نسبت به ديگر سياره هاي منظومه شمسي از جنبه هايي رکورددار است. مشتري، اين بزرگ ترين سياره منظومه شمسي، يک کره تشکيل شده از گاز است. مشتري بعد از عطارد، زهره، زمين و مريخ در جايگاه پنجمين سياره منظومه مان قرار دارد. چهار سياره اول را سياره هاي زمين مانند مي دانيم زيرا جنسي از خاک دارند اما مشتري و سياره هاي بعد از آن، هيچ کدام داراي جنسي همانند زمين نيستند بلکه آنها مانند خورشيد از گاز تشکيل شده اند اما همانند خورشيد ستاره نيستند و همچنان در قلمرو سياره ها به حساب مي آيند زيرا مانند ستارگان داراي نور و روشنايي نيستند و فرآيند همجوشي هسته يي انجام نمي دهند.

اگر بخواهيم روي سياره هاي گازي فرود بياييم هرگز به سطحي مستقل همچون سطح سياره هاي سنگي مانند زمين و مريخ نخواهيم رسيد بلکه تنها با نزديک شدن به مرکز سياره از لايه هاي مختلف گازي با فشارهاي متفاوت عبور مي کنيم. اما در مرکز سياره به دليل فشار زياد مي توان گاز را به صورت مايع يافت. مشتري سياره يي گازي از جنس هيدروژن است.

از روي زمين و با يک تلسکوپ مناسب آماتوري مي توانيم تصويري شگفت انگيز از مشتري در آسمان شب مشاهده کنيم. لکه يي که ناشي از جريان هاي سطحي سياره است به راحتي مشاهده مي شود؛ حتي با يک دوربين دوچشمي ساده به راحتي مي توانيم رقص چهار قمر را که به نام اقمار گاليله يي معروفند، به دور اين سياره مشاهده کنيم.
۴۰۰ سال پيش هم زماني که گاليله تلسکوپ خود را به سوي آسمان نشانه برد براي اولين بار همين اقمار را رصد کرد و ايده خورشيد مرکزي را در ذهن خود پروراند.

مشتري آنچنان بزرگ است که زمين در برابرش تنها مانند يک نوزاد است. براي درک بهتر مي توانيم بگوييم قطر مشتري
۱۱ برابر قطر زمين است و حجمي برابر ۱۳۰۰ برابر زمين دارد. اما آنچه جالب است آن است که مشتري با اين بزرگي همچون فرفره يي غول پيکر آنچنان سريع به دور خود مي چرخد که هيچ سياره يي در منظومه شمسي به اين سرعت حول محور خود نمي چرخد. سرعت اين گردش (حرکت وضعي مشتري) به صورت يک دور کامل ۹ ساعت و ۵۶ دقيقه طول مي کشد.

مشتري همچنين رکورددار تعداد قمر در منظومه شمسي است. تا به حال
۶۳ قمر به دور اين سياره کشف شده است. اگر به عکس هاي گرفته شده از مشتري نگاه کنيم، نوارهايي را در رنگ ها و اندازه هاي مختلف مي بينيم که موازي با استواي سياره، تمام سطح را پوشانده اند. اين نوارها در واقع جريان هايي از گاز است که روي سطح گازي مشتري از گذشته تاکنون وجود داشته اند و هر کدام با سرعت هاي مختلف و جهت هاي گوناگون نسبت به يکديگر در گردشند. در لبه اين نوارهاي رنگارنگ بر اثر برخوردي که با هم به دليل اختلاف جهت حرکت و سرعت دارند، اصطکاک ايجاد مي شود و موجب پديد آمدن توفان هايي مارپيچي مي شوند که نمايان ترين آن را مي توانيم در لکه يي قرمز و به بزرگي دو برابر زمين که به نام «لکه سرخ بزرگ مشتري» مشهور است، مشاهده کنيم.

مشتري به دليل بزرگي، داراي گرانشي قوي است که در جارو کردن تمام خرده سنگ هاي اطراف خود همانند يک جاروبرقي عمل مي کند حتي گاهي ستاره هاي دنباله داري که از کنار مشتري رد مي شدند، به دام جاذبه مشتري افتاده و خرد و تکه تکه شده و بر مشتري سقوط کرده اند. برخي مواقع هم در اين اجرام به دليل جاذبه قوي مشتري انحرافاتي در مدارشان پديد آمده است.

فاصله ميانگين مشتري از خورشيد
۷۷۸۵۷۰۰۰۰ کيلومتر يا به عبارت ديگر حدود پنج برابر فاصله زمين از خورشيد است. با توجه به اين فاصله دماي ميانگين اين سياره تقريباً منهاي ۱۲۰درجه سانتيگراد است. البته هرچه به مرکز مشتري نزديک تر مي شويم، به دليل افزايش فشار، دما هم بيشتر شده به طوري که در مرکز اين سياره دما به صورت شگفت انگيزي بالاست. مشتري در مدار بيضي شکل خود به دور خورشيد با ميانگين سرعت ۱۳ کيلومتر در ثانيه، ۱۲ سال زميني طول مي کشد تا يک دور کامل به دور خورشيد بزند.

با توجه به جرم مشتري که
۳۱۸ برابر زمين و چگالي آن ۴/۱ برابر چگالي زمين است، جاذبه سطحي آن ۴/۲ برابر جاذبه روي سطح زمين است. به اين ترتيب شخصي که هزار نيوتن روي زمين وزن دارد، در مشتري ۲۴۰۰ نيوتن وزن پيدا خواهد کرد. شتاب گريز از سياره مشتري در سطح بالايي آن ۵۹ کيلومتر در ثانيه (در زمين=۱۱ کيلومتر در ثانيه) است يعني اگر جسمي با اين سرعت از سطح مشتري پرتاب شود ديگر به سطح اين سياره باز نخواهد گشت.

تا به حال کاوشگران زيادي براي بررسي مشتري به سمت اين سياره فرستاده شده اند که موجب کشف ميدان مغناطيسي قوي و مشاهده رعد و برق در ميان ابرهاي مشتري شده است. اين کاوشگران علاوه بر بررسي مشتري به اقمار در حال گردش به دور اين سياره هم توجه کرده اند تا جايي که توانسته اند وجود اقيانوس هايي از آب يخ زده که محل خوبي براي تشکيل حيات است و همچنين وجود فعال ترين آتشفشان هاي منظومه شمسي را بر سطح برخي از اقمار مشتري بيابند.

 منابع :

aftab.ir
www.Nutshell.ir
روزنامه اعتماد (
www.etemaad.ir )

.niazemarkazi.com

راه های علا قه مند کردن کودک به درس خواندن


وقتی موضوع تحصیل بچه‌ها به میان می‌آید، پدر و مادران اغلب افراط یا تفریط را پیشه می‌کنند؛ یا نسبت به این مسئله بی‌توجه هستند یا بیش از حد نگران.

 چگونه می‌توانیم به‌‌طور همزمان به موفقیت و رشد و شکوفایی فرزندانمان کمک کنیم؟ متخصصان به ما کمک می‌کنند تا به شکل درست در این زمینه رفتارکنیم.

کمک به علاقه کودک به یادگیری

کودک از همان اوان کودکی، میل به یادگیری را نشان می‌دهد؛ بدنش را لمس می‌کند، و بعد اشیایی که در اطرافش وجود دارند را در دستانش می‌گیرد. اولین نقشی که والدین در این زمینه دارند این است که به این کنجکاوی طبیعی کمک کنند. این کمک خیلی زود از سنین بسیار پایین آغاز می‌شود. دونالد وینیکوت، متخصص اطفال و روان‌درمانگر انگلیسی از یک بازی که آن‌را «معرفی اشیاء» می‌نامد، صحبت می‌کند: اشیاء را به کودک نشان می‌دهید و در عین حال نام آنها را همراه با لبخند بر زبان می‌آورید، سپس به او اجازه می‌دهید آن‌را در دستانش بگیرد. بعد‌ها وقتی کودک بزرگتر شد مثلا طی سفر یا بازدید از موزه‌ها او را به فرهنگ علاقه‌مند می‌کنید... کودک باید ایفاگر نقش بماند و پدر و مادر در تکامل و پیشرفتش از او حمایت کنند.

نقش معلم را برایش ایفا نکنید

در مهد کودک و دوران ابتدایی، بین نقش والدین و معلم تقریبا تفاوتی وجود ندارد: برای کودک کتاب می‌خوانند، شمردن را به او یاد می‌دهند و او را تشویق می‌کنند نقاشی بکشد... اما لازم است همگام با رشد کودک، نقش والدین و معلمان از یکدیگر مشخص شود. این بدان معنا نیست که خود را از آموزش به کودک منع کنیم بلکه از ایفاکردن نقش معلم خودداری کنیم. چنانچه خواسته شما از فرزندتان بیش از حد باشد و همه چیز حالت تربیتی و آموزشی داشته باشد، قطعا این خطر وجود دارد که او را نسبت به هر گونه یادگیری دلزده کنید. علاوه بر آن، در رابطه پدر و مادر- فرزندی، رابطه عاطفی از اهمیت بسیارزیادی برخوردار است. پدر یا مادر می‌خواهند آمال و آرزوهای خود یا روند دوران تحصیلی خودشان را در مورد دختر یا پسرشان پیاده کنند. فرزند برای آنکه نسبت به پدر و مادر و معلمش «وفادار»بماند، سعی می‌کند خواسته آنان را عملی کند و در این‌صورت احتمال دارد دچار تعارض شود.

علاقه‌مندی به تحصیل کودک

برای یک کودک، علاقه داشتن به تحصیل او به معنای علاقه داشتن به خود او است.اما زندگی تحصیلی او در کتاب و دفترش خلاصه نمی‌شود. صحبت در مورد مدرسه این فرصت را به او می‌دهد تا در مورد دوستانش، معلمان، فعالیت‌هایش، مشکلاتش، رویاهایی که در مورد شغل آینده‌‌اش در سر دارد و... با او گفت‌وگو کنید.

خصوصیات او را بشناسید

از طریق این گفت‌وگوها، پدر و مادر موفق می‌شوند به علائق، نقاط ضعف و قوت فرزندشان پی ببرند. به عبارتی، فرزند خود را همانگونه که هست بشناسند، نه آنگونه که تصور می‌کنند هست یا می‌خواهند باشد. بدین‌ترتیب از تحمیل خواسته‌های شخصی و روند تحصیلی خود به او خودداری می‌کنیم.

اهداف مشخصی را با او تعیین کنید

موفقیت تحصیلی کودک شامل «قراردادی» است که بین او و والدینش گذاشته می‌شود و بر مبنای اهدافی مشخص و قابل‌دسترس است؛ مثلا «در این ساعت باید کارهایت را انجام داده باشی»، «قبل از اینکه دوباره بهت سر بزنم، باید برنامه‌ای بریزی و نوشتنی‌هایت را نوشته باشی»، «قبل از پایان 3ماه، در این درس باید پیشرفت کرده باشی» و... موعد مقرری که هریک از طرفین باید آن‌را رعایت کنند کمک می‌کند تا کودک کنترل زمان را یاد بگیرد و کارش را به‌طور سازنده و با انگیزه دنبال کند.

درس خواندن را برایش معنادارکنید

برای آنکه کودک برای درس خواندن انگیزه داشته باشد و احساس مسئولیت کند باید درک کند که برای پدر و مادرش درس نمی‌خواند بلکه این کار را برای خودش انجام می‌دهد تا به هدفی شخصی دست یابد. همچنین او باید قادر باشد بین زندگی کنونی‌‌اش به‌عنوان دانش‌آموز و زندگی آینده‌‌اش به‌عنوان فردی بزرگسال ارتباط ایجاد کند و از کودکی برنامه یا رؤیای شغل آینده‌‌اش را در ذهن بپروراند.«می‌خواهی یک دامپزشک بشوی؟ درس علوم خیلی برایت مهم است»، «یک خبرنگار بزرگ؟ یادگیری زبان‌های خارجی به تو کمک می‌کند»... البته این بدان معنا نیست که او را دربند برنامه‌ای دست نیافتنی و غیرعینی کنید بلکه به او کمک کنید تا به تلاش‌هایی که مدرسه از او می‌خواهد، معنا ببخشد.

به او یاد دهید زمان را اداره کند

اغلب بچه‌ها وقتی عادت می‌کنند تکالیفشان را به‌طور نامنظم انجام دهند، عاجز می‌شوند. ازاین رو باید خیلی زود به آنها ریتم منظم کاری داد. وقتی کودک از مدرسه به خانه برمی‌گردد، چه زمانی بیشتر احساس راحتی می‌کند تا تکالیفش را انجام دهد؟ با درنظر گرفتن علائق او و محدودیت‌های خانواده، یک ساعت مشخص را برایش تعیین کنید. بدین‌ترتیب کودکی که از همان کلاس اول هر روز بعد از خوردن عصرانه به خواندن عادت کند، بعد‌ها نیز راحت‌تر می‌تواند وقت بیشتری را به‌‌طور منظم به انجام تکالیف مدرسه‌‌اش اختصاص دهد.

برای انجام تکالیف محیط مناسبی برایش فراهم کنید

بستگی به انتخاب خود کودک دارد؛ داخل آشپزخانه، داخل اتاقش یا مکانی که همه افراد خانواده دور و بر او هستند... . بعضی از بچه‌ها بیشتر از بچه‌های دیگر نیاز دارند تا با حضور والدینشان احساس حمایت کنند. اما در کل، هر چه کودک بزرگ‌تر شود، برای انجام تکالیفش بیشتر به تنهایی نیازدارد. بنابراین روش درست، آن است که از این استقلال حمایت کنیم: برای آنکه مطمئن شوید تکالیفش را انجام داده او را«نپایید» بلکه نشان دهید که به او اعتماد دارید؛ در عین حال نشان دهید که برای پاسخگویی به سؤالاتش در دسترس و مراقب ادامه روند تحصیلی‌‌اش هستید.

به جای قضاوت کردن بر او نظارت کنید

در هر حالتی، کودک باید تکالیفش را خودش به تنهایی انجام دهد. چنانچه تکالیفش را «به جای او» انجام دهید، باعث می‌شود همه اعتمادی که به قابلیت‌هایش برای پیشرفت کردن دارد را از دست بدهد و در حالی‌که اجازه نمی‌دهید پیامدهای اشتباهاتش را تجربه کند، او را بی‌مسئولیت بارمی‌آورید. پدر و مادر بنا به درخواست کودک و برای آنکه ببینند تکالیفش را به اتمام رسانده است باید مداخله کنند. این نظارت فرصتی است تا نقاط ضعف دانش آموز را مشخص کنند و به‌ویژه نشان دهند که شاهد تلاش‌ها و زحمات او هستند. هیچ قضاوتی در مورد او نکنید، نمرات کلاسی‌‌اش کفایت می‌کند. همچنین افکاری از این دست را کنار بگذارید: «تو هیچی نفهمیدی»، «تومی‌تونستی بهتر از اینها کار کنی» و... . به جای گفتن «تو» ترجیحا عباراتی بدون منظور به‌کار برید که او را برای اصلاح خود تشویق می‌کنند؛ مثلا، به جای آنکه بگویید: «تو 3بار اشتباه کرده‌ای» بگویید: «3 اشتباه وجود دارد» و به‌خصوص فراموش نکنید که به ازای هر موفقیت به او تبریک بگویید.

نقاط قوتش را بازشناسید

اغلب پدر و مادرها در حالی‌که فراموش می‌کنند نقاط قوت فرزندشان را بشناسند، روی نمرات بد او تمرکز می‌کنند. زبان، هنرهای تجسمی، جغرافی، ورزش و...، هیچ درسی نباید بی‌ارزش شمرده شود. همچنین می‌توان از طریق دروسی که فرزندتان بر آنها تسلط دارد، او را به سمت دروسی که در آنها مشکل دارد سوق دهید؛ علاقه او به هنرهای تجسمی فرصتی است تا او را به تاریخ علاقه‌مند کنید. علاقه او به ورزش باعث می‌شود تا در مورد نیرو، زمان و فاصله با او صحبت کنید و اهمیت ریاضی را به او نشان دهید.

برایش الگو باشید

چرا کودک وقتی از مدرسه به خانه برمی‌گردد باید تکالیفش را انجام دهد درحالی‌که پدر و مادرش وقتی از سر کار به خانه بازمی‌گردند تلویزیون تماشا می‌کنند؟ چرا کودک باید بخواهد برای درس و مدرسه تلاش کند درحالی‌که می‌شنود که پدر و مادرش حرف‌های خوبی در مورد کارشان نمی‌زنند؟ چرا وقتی‌که پدر و مادرش مطالعه نمی‌کنند، کودک باید کتاب بخواند؟ لازم است بین خواسته و توقعی که از فرزندمان داریم و عملی که خود انجام می‌دهیم انسجام وجود داشته باشد. برای آنکه فرزندتان را به درستی طی دوران تحصیلی‌‌اش همراهی کنید، ابتدا باید خودتان در زندگی روزانه برایش یک الگو باشید.

به جای اینکه نگران شوید درک کنید

کجا مشکل داشته؟ چه چیزی را نفهمیده؟ چه کار کنیم تا دوباره این اشتباهات را تکرار نکند؟ اگر بنا باشد که با دیدن فقط یک نمره بد نگران نشویم، خوب است که در مورد علت‌های آن به روشنی و فورا با کودک و درصورت لزوم با معلمش صحبت کنیم. زیرا اگر مشکلات را به حال خود رها کنیم، احتمال دارد که یا نسبت به کودک خیلی «سختگیر» شویم یا بیش از حد او را به حال خودش رها کنیم. «هیچ کاری نمی‌شه کرد»، «هر کار بکنی، هیچی از ریاضی سرش نمی‌شه»؛ این دو برخورد انگیزه کودک برای درس خواندن را به شدت از بین می‌برد.

منبع:

سایت های اینترنتی : پرشین وی     ، اصلاح ، همشهری انلاین

چگونه ریاضی را تدریس کنیم ؟



اصولی برای تدریس ریاضیات :

1- حل مسئله یکی از روشهای آموزش ریاضیات است .

2- در تدریس ریاضیات باید عواملی که کودکان را به کلاس درس علاقه مند می کند شناخته شود .

3- مبنای همه آموزشها باید بر آزمایش استوار باشد . بخصوص آزمایش با مواد
کمک آموزشی که ساخته خود کودکان است .

4- گفتگو در مورد ریاضیات باید یکی از اهداف آموزش باشد .

5- این مفهوم که بسیاری از اندیشه های ریاضیات با هم ارتباط دارند باید
گسترش داده شود .

6- معناجویی در ریاضیات باید به عنوان زمینه ای در آموزش مورد توجه قرار گیرد .

7- کار گروهی در ریاضیات باید به یک روش معمول تبدیل شود .

8- نیازهای متفاوت کودکان باید مورد ملاحظه قرار گیرد .

9- برای کودکان باید فرصتهایی برابر در یادگیری ریاضیات فراهم شود .

10 - پیشرفت کودکان در زمینه ریاضیات باید از طریق آزمونهای کتبی
تشخیص داده شود .

شواهد نشان می دهد که در بیشتر مدارس به جای آنکه به کتابهای متعدد رجوع کنند یا حتی آنها را متناسب با نیازهای گروهی یا فردی تغییر دهند تنها از یک کتاب درسی برای همه دانش آموزان استفاده می کنند . کتابهای درسی زمینه یا چهارچوب را فراهم می کند که از طریق آن می توانید برنامه ریاضی محکم و استوار تدارک ببینید . از طریق انجام آزمایش ، فعالیتهای کلاسی و مواد آموزشی دست ساز می توان به آموزش ریاضیات یاری کرد .

     منبع :  

  www.sohila.blogfa.com

         

 

درس شیرین ریاضی

شیرین کردن ریاضی برای کودکان شیرین

جلب کردن کودکان به سمت برخی علوم مثل ریاضی برای والدین کار آسانی نیست. به ویژه اگر خود والدین علاقه چندانی به این علوم نداشته باشند. اگر شما هم کودکی در منزل دارید که تازه وارد دبستان شده و نسبت به برخی دروس مثل ریاضی بی علاقگی نشان میدهد، با ما همراه شوید.

از چه سنی باید آموزش ریاضیات را به کودکان آغاز کرد؟

آموزش ریاضیات باید از پیش دبستانی با آموزش اعداد شروع شود و به مرور به کمک بازیها از همان سن لذت حل معادلات ریاضی به کودک چشانده شود.

چه کودکانی استعداد ریاضی دارند؟

کودکانی که علاقه زیادی به بازی کردن دارند و کنجکاو رسیدن به جواب و حل معماها هستند، معمولا استعداد خوبی در ریاضی دارند. البته باید قبول کرد که آموزش های معلمان نیز بی تاثیر نیست و یک آموزش درست می تواند بسیار کارآمد باشد و هوش ریاضی دانش آموزان را تقویت کند.

چگونه کودکان را به ریاضی علاقه مند کنیم؟

بازی بهترین وسیله برای جذب کودکان به ریاضی است. از جدول اعداد و سودوکو میتوان شروع کرد، استفاده از رایانه و سر زدن به برخی سایت های مربوط نیز میتواند به این ماجرا کمک کند. والدین باید اجازه دهند هر از چند گاهی، فرزندشان با همکلاسی هایش ریاضی کار کند. وقتی کودکان خود به مانعی برمی خورند و با هم سن و سالان شان برای حل آن تلاش میکنند، خوشحال ترند. گاهی لازم است در کنار کودکان حضور داشته باشید و به سوالات آنها پاسخ دهید. توضیح این مطلب که اصلا ریاضی به چه دردی میخورد نیز موثر است.

چرا برخی دانش آموزان از ریاضی متنفرند؟

این امر میتواند دلایل بیشماری داشته باشد. اما مهمترین آن نوع آموزش ریاضی به کودکان است. در صورت وجود خلاقیت در آموزش ریاضی است که کودکان به آن جلب شده و آن را فرا میگیرند. در این حالت داشتن یک رابطه نامناسب با معلم، فقدان اعتماد به نفس برای حل معادلات و رسیدن به جواب و حتی داشتن یک مشکل فیزیکی مثل پایین بودن قدرت درک و بیان یا نوشتن، میتواند سبب تنفر از درس ریاضی شود.

منبع : ماهنامه شهر زاد  ، نویسنده سمیه علیزاده