خجالت وکمرویی
کم رویی به صورت دشمن درونی همانند دشمن بیرونی عمل می کند. برای مثال: یک دانش آموز کم رو و خجالتی نمی تواند مشکل خود را مطرح کند و همیشه منتظر می ماند از دهان دیگران سؤال خود را مطرح کند.
کم رویی فقط یک احساس است یعنی یک تصور باطل است و بر واقعیت مبتنی نیست. کم رو فکر می کند دارای ارزش اجتماعی نیست و دیگران برای او ارزشی قائل نیستند، در حالی که ممکن است چنین چیزی واقعیت نداشته باشد.تا وقتی که این تصور در انسان کم رو هست، نمی تواند از پی آمدهای آن در امان باشد. افراد کم رو خود را از نظر فکری ضعیف و حقیر می شمارند. اگر مطلبی می نویسند یا سخنی می گویند و نکته ای را می دانند، آن را بی ارزش و غیر قابل طرح می شمارند و فکر می کنند همه آن را می دانند لذا از اظهار نظر خودداری می کنند، کمتر می توانند خود را برای سخنرانی آماده کنند و زود دست و پای خود را گم می کنند، حرف خود رافراموش می کنند و خودشان باعث می شوند دیگران متوجه ضعف آنان بشوند. انزوا نتیجه این طرز تفکر و تصور باطل است.
کمرویی، از صفات پایدار شخصیت نیست و به صورت ژنتیک و ارثی به فردمنتقل نمی شود، بلکه مجموعه ای ازرفتارهای آموخته شده و اکتسابی است.اصولا" در حالات مشترک یک فرد خجالتی می بینیم که کمرویی حالتی عاطفی و هیجانی است که از نظر کیفی مربوط به رفتار یابرخورد متقابل با دیگران است و ممکن است تنها در برخورد با اشخاص یاموقعیتهای خاص بروز کند. فرد کمرو به سبب رنج ناشی از احساس ناامنی وبی کفایتی می تواند غمگین ترین افراد باشدکه پیوسته به دنیای درون خویش پناه می برد.برای عده ای، کمرویی تنها باعث کاهش رفتارهای اجتماعی می شود; اما برای بعضی پیامدهای جدی تری دارد. مثلا" قطع ارتباط گرم و صمیمانه با دیگران،اضطراب شدید در حضور دیگران،ناکامی و افسردگی به خاطر از دست دادن فرصتها، احساس حقارت، خود کم بینی و یاملامت خود.
نشانه های کمرویی
الف - در کمرویی های ناشی از ضعف اراده، شخص دچار بی حوصلگی می شود.میلی به شرکت در بحثهایی که حتی به خودوی مربوط می شود، ندارد. گاهی حتی به انجام دادن کارهای روز مره نیز تمایل ندارد.مسائل و مشکلات خود را با فرار از موقعیت و یا با پرخاشگری حل می کند. چنین افرادی در ازدواج با مشکل روبرو می شوند; چون به علت ضعف در تصمیم گیری، عملا" همه کارها را به دیگران محول می کنند و اجازه دخالت در امور خصوصی خود را به دیگران می دهند.
ب) معمولا" افراد کمرو از حرف زدن درجمع وحشت دارند. از شوخی کردن بادیگران پرهیز می کنند و دوری و گوشه گیری از مردم را ترجیح می دهند. فرد کمرواگر شاهد مشاجره و داد و فریاد دو نفرباشند - حتی اگر موضوع به او ربطی نداشته باشد - مضطرب می شود و یاممکن است به واسطه ترس و هیجان زیاد، حق را به فرد قوی تر بدهد. چنین اشخاصی معمولا" جرات شرکت درامتحانات شفاهی، سمینارها وکنفرانس ها و بحث های کلاسی راندارند.
ج) گاهی فرد برای پنهان کردن ضعف های شخصیتی و ناتوانی های خود در روابط اجتماعی، دست به یک رشته فعالیت هایی برای اثبات وجودخویشتن می زند. مثلا" فردی که هنگام سخن گفتن، به شیوه ای اغراق آمیز ازقدرت بیان و نفوذ کلام استفاده می کند، می خواهد خود را مهم و برتراز دیگران نشان دهد. حتی مواقعی نیزکه فرد به شیوه ای غیر قابل انتظار ازطریق دست انداختن دیگران و یامسخره کردن، سعی دارد خود را به شکلی تصنعی مطرح کند، احتمال زیادی وجود دارد که برای جبران عدم اعتماد به نفس و احساس کمرویی در خود دست به این اعمال می زند.
د) معمولا" در افراد کمرو،هوشیاری و دقت و توجه به حداقل می رسد. ترس و وحشت فوق العاده وفشار درونی، عقل و هوش فرد را درهاله ای از ابهام فرو می برد.
ه) این افراد در ابراز عقاید، علایق و احساسات خود دچار مشکلند و دربسیاری از مواقع درخواستها ومخالفتهای خود را بیان نمی کنند که طبیعتا این امر هم فشار درونی را برای آنها به دنبال دارد.
و) نشانه و جلوه های فیزیولوژیک مانند عرق کردن، خشک شدن بزاق دهان و فرو بردن مکرر آب دهان،انقباض عروق - که پریدگی رنگ صورت را به وجود می آورند -ناراحتی های مهم تکلم و تنفسی ،گرفتگی گلو و ارتعاش انگشتان و ....
علل کمرویی
روان شناسان برای کمرویی علل مختلفی را بر می شمرند که از میان آنهاسه عامل اهمیت بیشتری دارند:
1- ضعف مهارتهای اجتماعی: این افراد از دوران کودکی بر خورد وارتباط صحیح با دیگران و مهارتهای اجتماعی را نیاموخته اند و یا در این موارد یاد گیری ناقصی دارند. به همین ترتیب در طی دوران رشد و بزرگسالی هم در برقراری ارتباط های سالم وسازنده ناتوانند و یا احساس ضعف می کنند. اما علاوه بر این نوجوانان وجوانان معمولا" زندانی افکار غیرمنطقی خود هستند که ضعف برخوردهای اجتماعی همراه بااندیشه های نادرست در آنها تولیداضطراب می کند.
2) افکار غیر منطقی: مامی اندیشیم، احساس می کنیم و سپس عمل می کنیم. این فرآیندهای سه گانه هر لحظه بر هم اثر می گذراند و رفتارما را شکل می دهند. اندیشه یا تفکر،اغلب یک گفتگوی درونی است که درآن، خود، دیگران و موقعیتها را از نظرمی گذرانیم. اما احساس به حالتی مانند خشم و ترس یا غمگینی و ...اطلاق می شود.
آلبرت آلیس - روان شناس معاصر -عقاید و باورهای انسان را سازنده احساسات و خصوصیات شخصیتی اومی داند و به همین دلیل دیدگاه او درروان شناسی به نظریه عقلانی -عاطفی معروف است. آلیس معتقداست که افکار غیر منطقی باعث پاسخهای هیجانی شدید و رفتارهای نامطلوب می شود. در واقع او معتقداست که انسان پس از یک اندیشه غلطو غیر منطقی احساس ناخوشایندی پیدا می کند.
3) سابقه تنبیه و طرد بخاطررفتارهای اجتماعی: کودکی که به اقتضای سنش شیطنت می کند، بااین و آن سخن می گوید و در هرمجلس و نزد آشنا و غریبه اظهار نظرمی کند، چنانچه مکررا از طرف بزرگترها ملامت، تنبیه و طرد شود،اصولا" در ارتباطهای اجتماعی دچارمشکل خواهد شد. چنین مکافاتهای آزار دهنده ای باعث می شود که کودک از رفتارهای اجتماعی دوری کند و عارضه کمرویی در او تقویت شود.
کمرویی مشکل پیچیدهای است که برای غلبه برآن باید از روشهای مختلف استفاده کرد. توصیهها و تمریناتی که ارائه میشود، تنها زمانی میتوانند ارزشمند باشند که تصمیم خود را نسبت به تغییر روش زندگی خود اتخاذ کرده باشید و در کنار آن به این اعتقاد داشته باشید که امکان تغییر وجود دارد. درواقع تا زمانی که اعتقادی به تغییرپذیری نداشته باشیم، تصور تغییر یافتن محال است. عنصر لازم دیگر شجاعت در عملکرد است. این یعنی از تغییر نترسیدن و به پیشواز تغییرات رفتن در جهت بهبود روش زندگی و داشتن زندگی بدون کمرویی.
: در این قسمت به روشهای درمان می پردازیم
تغییرات اساسی که باید انجام شود عبارتند از:
تغییر شیوههای فکری
· تغییر درنحوه نگرش به عملکردها و شیوههای فکری افراد دیگر
· تغییر نوع رفتارها
· تغییر ارزشهای اجتماعی مربوط به کمرویی
شجاع بودن
بسیاری از نیروهای درونی ، ما را در جایی که قرار داریم، نگاه میدارند و مانع از حرکت ما در جهت عملی ساختن تواناییهای بالقوهمان میشوند. غلبه بر چنین مخالفان نیرومندی نیازمند داشتن تعهدی قوی از جانب افراد است. انجام تمرینات روزانه ده دقیقهای در خلوت خانه کارساز نخواهد بود. در واقع برای کمرو نبودن باید تصمیم بگیرید، چه نوع انسان میخواهید باشید و آنگاه وقت و انرژی خود را در جهت جامه عمل پوشاندن به آنها صرف کنید.
اعتقاد به تغییرپذیری
اگر خواهان تغییر زندگی باشیم ولی اعتقاد به امکان تغییرپذیری نداشته باشیم، تغییر رفتاری و فکری اساسی در فرد بوجود نمیآید. بسیاری از افراد ، افسانه تغییر ناپذیربودن را پذیرفتهاند و به تغییرات ایجاد شده با بدبینی مینگرند. مثلا میگویند ممکن است در مورد دیگران موثر باشد، ولی نمیتواند در من تغییر ایجاد کند. اما شواهد زیادی از این نتیجه گیری متضاد حمایت میکنند، که شخصیت و رفتار افراد در صورت تغییر موقعیت کاملا تغییر پذیرند. در واقع طبیعت انسان به نحو قابل توجهی انعطاف پذیر است و به سرعت خود را با چالشهای موجود در محیط منطبق میکند. انطباق پذیری با تغییرات محیطی در واقع تمام حیات و زندگی است.
روشهای درمان
تمرینهایی وجود دارند که افراد را قادر میسازند که افکار و احساسات خودشان را با نگاهی نزدیکتر و دقیقتر به تصویر بکشند. بعضی از آنها عبارتند از:
یک ماه فرصت برای زندگی
فرض کنید، به یک بیماری لاعلاج دچار شده و فقط یک ماه فرصت زندگی کردن داشتید. این یک ماه را چگونه سپری میکردید؟ کجا میرفتید؟ دوست داشتید موقع مرگ چه کسی کنار شما باشد؟ دوست داشتید روی سنگ قبرتان چه چیزی نوشته شود؟
برچسب زدن به خود
فهرستی از ده لغت ، عبارت و ویژگی شخصیتی که به بهترین شکل معرف شماست، تهیه کنید. سپس هر یک از این عبارات را یکبار خودتان و بار دیگر توسط بهترین دوستتان از یک تا ده نمره گذاری کرده توسط کلمات مثبت ، منفی و خنثی رتبه بندی کنید. رتبه بندی و نمره گذاری خود و دوستتان را با یکدیگر مقایسه کنید.
درک کمرویی خود
اگر شما بتوانید علت کمرویی خود را مشخص کنید، مطمئنا عملکردتان اثر بخشتر خواهد بود. درک علل ، همبستهها و پیامدهای کمروی دو فایده مهم دارد. اول آنکه زمینه را برای ارائه طرحی عقلانی جهت دخالت و مداوا آماده میکند. علاوه بر آن با تجزیه و تحلیل صریح ماهیت و ابعاد کمرویی آن را ازحالت ذهنی خارج و به آن عینیت میبخشید. برای این شناخت باید به سوالات زیر پاسخ دهید.
چه موقعیتهایی باعث بروز احساسات کمرویی در شما میشوند ( نظیر جنس مخالف، موقعیتهای اجتماعی و … )
آیا خود را فرد کمرویی میدانید؟ به چه میزان؟ (از بینهایت کمرو تا فقط مختصری کمرو )
پیامدهای منفی و مثبت کمرو بودن کدام هستند؟
علت یا علتهای کمرویی خود را مشخص کنید ( عدم اطمینان به خود ،ترس از طردشدن و ...)
موقع احساس کمرویی چه نشانههایی در شما بروز میکند؟ ( افکار و احساسات ، علائم جسمانی و نیز رفتارهای خود را موقع کمرویی مشخص کنید).
آموزش مهارت اجتماعی
لازم است، به افراد کمرو مهارتهای اجتماعی آموزش داده شود تا از دستور العملهای ساده و مستقیم ویژهای برای تغییر الگوهای رفتاری خود جهت دریافت پاداشهای اجتماعی بیشتر استفاده کنند. در این زمینه لازم است آنها مطالبی را فرا بگیرند، تمرین کنند، تشویق شوند و روشهایی که آنها را از نظر جسمانی و اجتماعی جالب توج تر میکند، فرا بگیرند. بخش اعظم این روشها تحت عنوان جرات آموزی (Assertive Training) ارائه میشوند. برخی از این روشها شامل آموزش لباس پوشیدن و آراستگی ظاهر ، شروع یک گفتگو ، آموزش گفتگو با افراد ناشناس ، آموزش گوش کردن فعال ، آموزش نه گفتن است.
پرورش اعتماد به نفس
اعتماد به نفس یا(self-confidence)به معنی میزان ارزشی که به خودمان در مقایسه با دیگران قائل هستیم. افرادی که برای خویشتن ارزش مثبتی قائل هستند، احساس امنیت و آرامش خاطر بیشتری دارند. چنین افرادی به تقویت کنندههای اجتماعی و ستایشهای دیگران وابستگی ندارند. زیرا آموختهاند چگونه بهترین دوست خود و بزرگترین مشفق خویشتن باشند. در مقابل افرادی که از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستند، معمولا منفعل تر ، ترغیب پذیرتر و دارای محبوبیت کمتر هستند. این افراد نسبت به انتقاد منفی به شدت حساس هستند و فکر میکنند که این انتقاد ناشایستگی آنان را ثابت میکند. تحقیقات مختلف همبستگی معنی داری را بین کمرویی و اعتماد به نفس پایین گزارش کردهاند. بدین معنی که زمانی که کمرویی شدید است، اعتماد به نفس نیز پایین است و زمانی که اعتماد به نفس بالایی وجود دارد، کمرویی از صحنه حذف میشود.
راههای مقابله با خجالتی بودن
· قبل از وارد شدن به یک جمع، اطلاعاتی در مورد آن جمع به دست آورید و درباره چیزهایی که میخواهید یا میشود در آنجا مطرح کرد، فکر کنید.
· معاشرت خود را با دیگران بیشتر کنید؛ از جمعهای دوستانه کوچک شروع کنید، به سؤالاتشان جواب دهید و از آنها درباره خودشان، آرزوهایشان، اهدافشان یا موضوعات دیگر سؤال کنید.
· صحبت کردن در جمع را یاد بگیرید. اگر از حرف زدن در جمع میترسید، در کلاسهایی که به همین منظور برگزار میشود، ثبتنام کنید.اگر خجالتی بودن، خیلی شما را آزار میدهد، به یک مشاور یا روانشناس مراجعه کنید.
· تا حد ممکن از انزوا و گوشهگیری دوری کنید. اگر چند نفری دوروبرتان هستند، کتاب خواندن را کنار بگذارید و سر صحبت را با آنها باز کنید.
· اگر به خاطر لهجه، صدا، بوی دهان یا نوع دندانهایتان از جمع گریزان هستید، چرا فکری به حال اصلاح اینها نمیکنید؟
· در جمعها کاری کنید که کسل، خسته و بیحوصله به نظر نیایید.
به یاد داشته باشید راه مقابله با خجالت این است که به چیزهای دیگری تمرکز کنید؛ مانند فکر کردن و تصور اینکه چطور میشود از اتفاقات اجتماعی لذت برد.
· از طرد شدن یا شکست خوردن، نترسید. قهرمانان ورزشی نیز با وجود احتمال شکست، باز هم به مبارزه و رقابت میپردازند؛ اما تقریبا همه آنها برای برد به میدان میروند و هیچگاه از شکست حرف نمیزنند.
· کمرویی، تـردید و دودلی هنگامی رخ میدهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر میکنید. افکـارتـان را متوجه شخصی کنید که در حال گفتوگو با او هستید. در این حالت، هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهید برد و هم طرف مقابل از توجه شما خوشحال خواهد شد.
· همهچیز را به خودتان نگیرید. نباید هر چیزی مانند شوخی و طعنه را به عنوان توهین تلقی کنید. مردم اغلب چیزهایی را میگویند که هیچ مقصود و منظوری از آن ندارند؛ هر چند گاهی اوقات مردم نـظـرات نابجا و بیموردی میدهند؛ در این صورت، قاطعانه از خودتان دفاع کنید.
· توقعتان را کم کنید. بنا نیست در پایان یک گفتوگو، شما افراد را کاملا مجذوب خود کرده باشید. همین که همه از همصحبتی یکدیگر لذت برده باشید، کافی است. باور کنید!
· هول نکنید. آدمهای روبهروی شما هر چقدر هم که مهم باشند، آدم هستند؛ آنها هم معایب و مشکلات و ضعفهای خودشان را دارند؛ عین شما! شاید هم مثل خود شما دارند سعی میکنند کسی متوجه نشود چقدر خجالتی هستند!
برای درمان این بیماری در دوران جوانی مطالب زیر باید رعایت گردد:
۱٫ تلقین:
به نظر روان شناسان؛ تلقین در درمان بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی مؤثر است. این جمله را همواره با خود تکرار کنید که: من از عهده ی کارها بر می آیم مثلا می توانم در برابر دیگران سخن بگویم، زیرا کم رویی نشانه ی ترس از شکست و دلیل وحشت از برخورد با اشخاص است و این ضعف روحی با فرار از معاشرت برطرف نمی شود. شب ها موقع خوابیدن و آرامش بدن این جملات را به آرامی تکرار کنید: من نیز مثل دیگران دارای توانایی ها و قابلیّتهایی هستم و این یک واقعیّت است که پیامبر اکرم (ص) از آن پرده برداشته است آنجا که می فرماید: “مردم گنج هستند، مثل گنج های طلا و نقره”[۱]، من قادرم هر سخنی را که می خواهم ابراز دارم. من از دیگران هیچ هراسی ندارم. من قادر خواهم بود آن گونه که دوست دارم باشم.
۲٫ اعتماد به نفس:
انسان برای تأمین خوش بختی و سعادت خود باید به شخص و به نیت و عمل خویش تکیه نماید و باور کند که باید پلههای ترقی و تکامل را با پای خود بپیماید[۲]. وقتی به فکر و عقل خود مراجعه کرد و درست تجزیه و تحلیل نمود و دریافت که خداوند مهربان است و او را مانند سایر بندگانش آفریده و عقل و بدن سالم عنایت نموده و استعداد خوبی داده است به این جا می رسد که چیزی از دیگران کم ندارد. وقتی فهمید مانند دیگران هست، باور می کند باید همانند آنان معاشرت کند و ا ز سخن گفتن در مقابل دیگران خجالت به خود راه ندهد.
خداوند در انسان نیرویی به نام اراده قرار داده که اگر همین نیرو را به کار بیندازد، قادر به برطرف کردن مشکلات خواهد بود.
اگر انسان به خدا متکی شد اعتماد به نفس پیدا می کند و در راه هدف های انسانی خود تزلزل پیدا نمی کند. سعادت انسان بستگی به عقاید و اعمال او دارد و بدبختی های او هم ناشی از رفتار ناپسند او است. کسی که با بی اعتنایی به وسوسه های دشمن یا دوستان نادان، کار و تلاش می کند به زودی نتیجه می گیرد و روز به روز بر امیدش افزون می گردد. کسی که با نگاه تحقیر آمیز دست از کار می کشد و ناامید می گردد روز به روز بر کسالت و افسردگی اش افزوده می گردد.
۳ . تمرین:
برای از بین بردن یک عادت ناپسند باید تمرین کرد، مانند شرکت در بحث های گروهی و همکاری با اعضای گروه و مطرح کردن دیدگاه ها و نظریات خود و نگریستن به چشم مخاطبان در هنگام صحبت؛ این طبیعی است که همه ی گویندگان کم و بیش در ابتدا با مشکلی هم چون مشکل شما مواجه می شوند و حتی از ضعف و نارسایی در ادای کلمات رنج می برند، اما با صبر و تمرین نقایص خود را برطرف می کنند و کم کم بر اثر تکرار و تمرین کاملاً کم رویی را از خود دورمی کنند .
۴ – امید:
امیدوار بودن و یقین داشتن و یک تصمیم قاطع و اراده آهنین داشتن، مشکل کم رویی را به طور کلی حل می کند.
حضرت موسی که لکنت زبان داشت، با اتکا بر خدا در برخوردهای اجتماعی به گونه ای ظاهر شد که حتی دشمنان نتوانستند این نکته را وسیله ی تمسخر قرار دهند و او را به انزوا بکشانند. برای رهایی از ناامیدی راه های زیادی وجود دارد، یکی از آن ها توکّل بر خدا است. انسان با دلگرمی و اتکال برآفریننده و هستی بخش جهان می تواند از کابوس تنهایی و ناامیدی و بی ارادگی رهایی یابد.
۵٫ نترسیدن از عیب گرفتن دیگران:
هیچ کس در دنیا بی عیب و نقص نیست. آدم فهمیده و عاقل کسی است که در راه برطرف نمودن عیبش قدم بردارد، نه این که از شنیدن عیبش ناراحت شود و از آن بترسد.
امام جعفر صادق(ع) فرمود: محبوبترین دوستانم کسی است که عیب هایم را به من بگوید[۳]. وقتی نقصمان معلوم شد و کسی به ما تذکر داد که فلان نقص را داری، به جای ناراحتی، باید خوش حال شده و از او تشکر نماییم و هر چه زودتر به فکر علاج و اصلاح باشیم. از این جهت مثلا برای سخن گفتن نباید ترسید که ممکن است نقصی از ما مشاهده شود، بلکه باید با کمال شجاعت سخن را آغاز کرد.
۶٫ اجتماعی شدن:
برای از بین بردن خجالت باید اجتماعی بود و این با رعایت نکات زیر تحقق می پذیرد: الف. پیش قدم شدن در سلام ؛ ب. احوالپرسی کردن بعد از سلام با جملات مرسوم و جدا نشدن سریع از فرد مقابل؛ ج. تلاش کردن در کارهای اجتماعی، در محیط خانه، مدرسه و دانشگاه مانند اردو و بازیهای دسته جمعی؛ د. توجه نکردن به اعضای بدن خود (دست، پا، نحوه صحبت و…) و تمرکز بر مطالب مورد نظر در هنگام صحبت با دیگران یا در مقابل جمع؛ ه. مأنوس شدن با افراد خوبی که پرتحرک و فعال بوده و احساس خجالت نمیکنند.
۷٫ تلاوت آیات ۲۵ تا ۲۸ سوره ی طه: قالَ رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری و یسّر لی امری وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلی.
(موسى) گفت: «پروردگارا! سینهام را گشاده کن و کارم را برایم آسان گردان! و گره از زبانم بگشاى تا سخنان مرا بفهمند!
سعهى صدر اوّلین شرط موفقیّت در هر کارى است. انسان به جاى ترس و فرار از مسئولیّت، باید امکانات و مقدّمات و ابزار آن را با استعانت از خداوند فراهم کند.[۴] این آیه حکایت از ماجرای حضرت موسی دارد که حضرت موسى (ع) نه تنها از مأموریت سنگینى که خدا به او سپرده بود وحشت نکرد، و حتى کمترین تخفیفى از خداوند نخواست، بلکه با آغوش باز از آن استقبال نمود، منتهى وسایل پیروزى در این مأموریت را از خدا خواست. و از آنجا که نخستین وسیله ی پیروزى روح بزرگ، فکر بلند و عقل توانا و به عبارت دیگر گشادگى سینه است، عرض کرد: پروردگار من! سینه مرا گشاده بدار»، و از آنجا که این راه مشکلات فراوانى دارد که جز به لطف خدا گشوده نمىشود در مرحله دوم از خدا تقاضا کرد که کارها را بر او آسان گرداند و مشکلات را از سر راهش بردارد، «و کار مرا آسان گردان»، سپس موسى تقاضاى قدرت بیان هر چه بیشتر کرد و عرضه داشت: «و گره از زبانم بگشا»، و مخصوصا علت آن را چنین بیان کرد: «تا سخنان مرا درک کنند».[۵]
هر چند شأن نزول این آیه در باره ی سخن گفتن در مقابل دیگران است ولی در موارد دیگر خجالت نیز کارایی دارد پس از آیه، درس توکل به خدا و نهراسیدن از شرایط اجتماعی و تمسخر دیگران و… را استفاده می کنیم و با خواندن این آیه در موقعیت خجالت این درس ها را به خود متذکر می شویم.
پی نوشتها:
[۱] النَّاسُ مَعَادِنُ کَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّة؛ بحارالأنوار، ج۵۸ ، ص ۶۵٫
[۲] قرآن در این باره می فرماید: ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم؛ خداوند حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که آن مردم حالشان
را تغییردهند؛ رعد، ۱۱٫
[۳] أَحَبُّ إِخْوَانِی إِلَیَّ مَنْ أَهْدَى عُیُوبِی إِلَی؛ بحار الأنوار، ج۷۱، ص۲۸۲؛ میزان الحکمه، ماده عیب، شماره ۱۴۶۸۴٫
[۴] نک: تفسیر نور، ج۷، ص ۳۳۷٫
[۵] برگزیده تفسیر نمونه، ج۳، ص
منابع:
شارتیه - ژان تالهوه: کمرویی و راههای درمان آن، ترجمه رزم آزما، انتشارات سپنج
http://www.bia2kermansha.blogfa.com
http://irandabir.ir