یکی از سازوکارهای تعیین کننده وسر نوشت ساز جاری واساسی در مدرسه همانا ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است .اهمیت این ساز وکار در شکل دهی به فضای حاکم برمدرسه واصلاح وبهبود ساز وکارهای دیگر مانند تدریس  و یادگیری بی بدیل می باشد . در سالهای اخیر با عنایت به تحولات علمی در این حوزه ، سیاست گذاران تصمیم به تغییراتی گرفتند که برخی از مهم ترین آن ها ارزشیابی مستمر، ارزشیابی کیفی توصیفی واصول حاکم بر ارزشیابی در آموزش وپرورش می باشد .بی تردید این تغییرات در جهت اصلاح وبهبود وارتقاء کیفیت یاد دهی یادگیری صورت گرفته است .

        یکی از مهم ترین وبزرگترین اشکال ارزشیابی پیشرفت تحصیلی آزمون های پیشرفت تحصیلی در مقیاس وسیع است.که در بسیاری از نظام های آموزشی مورد استفاده قرار می گیرد آزمون های مقیاس وسیع آزمون هایی هستند که به منظور های خاصی در نظام ها ی آموزشی جهان مورد استفاده قرار می گیرد . گا ه این آزمون ها برای ارزشیابی یک برنامه درسی یا یک دور ی آموزشی در سطح ملی انجام می گیرد . در یک شکل عمده از آزمون های مقیاس وسیع ، هدف صرفا ارزشیابی از عملکرد یادگیری دانش آموزان نیست . بلکه هدف ارزشیابی از عملکرد نظام آموزشی ویا برنامه درسی یا یک برنامه آموزشی دیگر است وبه همین سبب ، باز خوردی به دانش آموز داد نمی شود .  زیرا نتایج آزمون برای بررسی میزان موفقیت و ضعف‌های برنامه آموزشی یا برنامه درسی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. شکل دیگر این آزمون‌ها به قصد ارزیابی و گزینش دانش‌آموزان برای ورود به دوره‌ی بالاتر اجرا می‌شود. مانند آزمون‌های کنکور و امتحانات نهایی در دوره‌ی متوسطه. شایان ذکر است که این گونه آزمون‌ها توسط نهاد‌های رسمی ذی‌صلاحیت و با اهداف ارزشمند  صورت می‌گیرد. امّا درست بر خلاف این جریان تحولی و اصلاحی و در کنار آن جریانی خزنده و آسیب زا در مدارس کشور به ویژه در دوره دبستان در حال نشو و نماست. این جریان توسعه و گسترش آزمون‌های در مقیاس وسیع است. آزمون‌های مقیاس وسیع  و آزمون‌های شبیه سازی شده با کنکور برای آمادگی شرکت در آزمون‌های مدارس نمونه مردمی و تیز هوشان  در دبستان‌های کشور همه گیر شده است. شواهد نشان می‌دهد که مؤسسات آزمون ساز دوره دبستانی را بازار پر سودی برای خود در نظر گرفته‌اند و برای این کار از روش‌های مختلف بهره می‌برند. در واقع تب رقابت برای اجرای این آزمون‌هادر مدارس دولتی و غیر دولتی بالا گرفته است.  پرسش این است که این رویکردها در مدرسه تا چه حد با اهداف و اغراض مدرسه در نظام آموزشی ایران سازگار است تا چه حد دانش آموزان از این برنامه‌ها سود می‌برند. برای پاسخ گویی به این پرسش کافی ست نظری به ویژگی‌های آزمون‌های مداد کاغذی که به صورت مسابقه و آمادگی در مدارس انجام می‌گیرد بیندازیم.

 به طور کلی   این آزمون‌ها دارای ویژگی‌های زیر است: 

       این آزمون‌ها از نوع  مداد کاغذی است و عمدتاً پرسش‌های چند گزینه‌ای  آن بر محتوای کتاب‌ها و اهداف شناختی (سطوح پایین) توجه دارد. به سخن دیگر نگاهی فرو کاهش گرایانه به اهداف برنامه‌های درسی دارند. در واقع  بخش کم ارزش‌تر برنامه درسی را فرا چنگ می‌آورند. به سخن دیگر آن برنامه‌ای که این آزمون‌ها می‌سنجند «پوسته تهی شده» است از برنامه درسی. مانند یک برنامه غذایی کم ارزش که نیاز های واقعی کودک را بر آورده نمی‌کند. اما به قول سعدی چون طبل غازی بلند آواز و میان تهی.

    برخی از این آزمون‌ها به سبب تأکید بر آمادگی برای آزمون‌های ورودی مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی از سطح  توانایی ذهنی و آمادگی بیشتر دانش آموزان بالاتر است و پیچیدگی زیادی دارد. گروهی از مؤسسات آزمون گستر بر آماده کردن و باهوش تر کردن دانش آموزان دبستانی یا به سخن دقیق‌تر برچسب باهوش زدن تاکید دارند و در این راستا تلاش می‌کنند خدمات آموزشی و سنجشی به ویژه از نوع آزمون‌های پیچیده ارائه دهند. از نظر این گروه هوشمند بودن بالا بودن سطح انتزاعی آن‌ها ست در حالی که این تعریف سنتی از هوشمندی است. هوش در نظریات جدید مانند نظریه هوش‌های چندگانه هاوارد گاردنر توسعه معنایی پیدا کرده است؛ و ابعاد مختلفی علاوه بر انتزاعی بودن یا داشتن تفکر انتزاعی یا حل مسأله یافته است. طبق این نظریه هوشمندی دارای ابعاد  موسیقیایی،  درون فردی، برون فردی و مانند این‌هاست. از این رو به نظر می‌رسد این گونه آزمون‌ها و توسعه آن‌ها می‌تواند برای دانش آموزان آسیب زا بوده و آثار ناگوار روانی در پی داشته باشد. 

      در این آزمون‌ها بازخوردها  کمّی، رقابتی و ارائه رتبه‌های کلاسی، مدرسه‌ای، منطقه‌ای، استانی و کشوری  است. درست بر خلاف رویکرد ارزش‌یابی کیفی توصیفی این آزمون‌ها عملکرد دانش آموزان را با رتبه‌های هنجاری اعلام می‌کنند و وضعیت فرد را در کلاس و مدرسه و منطقه استان و کشور  گزارش می‌کنند. این رتبه‌های مقایسه‌ای بیش از آن که نقاط ضعف و قوت دانش آموز را در فرایند یادگیری بنمایاند. بیشتر فرد را در مقایسه مدام قرار می‌دهد. تصور بر این است که این رتبه بر انگیزاننده است و موجب انگیزش تحصیلی می‌شود. این وضعیت برای والدین حساس محملی برای فشار وارد کردن بر دانش آموزان محسوب می‌شود. توبیخ تحقیر، تهدید و تنبیه از نتایج آن است. به ویژه گروه کثیری از دانش آموزان که در این رقابت کمتر موفق می‌شوند از نتایج بهره می‌برند  یعنی به توسعه آسیب‌ها روانی منجر می‌شود. این  رویدادها خود یکی از منابع استرس زا  در مدرسه و در حیطه تجارب مدرسه‌ای محسوب می‌شوند. نگرش منفی نسبت به مدرسه و ترس از مدرسه و گریز عاطفی از مدرسه را به دنبال دارد.

      رقابت انگیز بودن این آزمون با هدف تشویق دانش‌آموزان به یادگیری، به رقابت بین دانش‌آموزان ساعی دامن می‌زند. دانش آموزان ضعیف در این نوع آزمون‌ها بی تفاوت شده یا نسبت به  توانمندی خود نگرش منفی پیدا می‌کنند و دانش آموزان  ساعی  را بیشتر به تشدید رقابت و در نتیجه تشدید اضطراب و استرس امتحان وامی دارد. این آزمون‌ها مبتنی بر نظریه رفتار گرایی هستند که اساساً منابع انگیزشی را در بیرون از وجود انسان در نظر می‌گیرند. فرض بر این است که دانش آموزان در چنین فضای رقابتی و در کنار پاداش‌ها و تنبیه‌ها به تلاش بیشتری واداشته می‌شوند. در حالی که نظریه انگیزشی رفتار گرایی با مشکلات جدی روبرو ست و اساساً این نظریه منابع انگیزشی درونی و میل به یاد گیری و فهمیدن و شناختن را که در وجود انسان نهاده شده است نادیده می‌گیرد.

     کیفیت آزمون‌ها نامشخص است. روشن نیست که  تهیه کنندگان این آزمون‌ها آیا ملاک‌ها و شاخص‌های آزمون‌های استاندارد و معتبر را رعایت می‌کنند یا نه؟ هیچ گزارش علمی و متناسب با اصول آزمون سازی  را در این خصوص به مصرف کنندگان یا مراجع ذی‌صلاح ارائه نمی‌دهند. به طور کلی در این زمینه پاسخگو هم نیستند. کسی هم از آن‌ها طلب نمی‌کند.

·        این جریان پیوست‌های زیادی نیز دارد یکی از پیوست‌های آن توزیع گسترده کتاب‌های آزمون  در مدارس و استفاده بی حساب و کتاب آن‌ها در مدارس است. به گونه‌ای که برخی مدارس به ازای هر کتاب درسی یکی دو کتاب آزمون کمکی نیز برای دانش آموز تجویز و گاه تحمیل می‌کنند. اگر تعداد چاپ‌های کتاب‌های آزمون (که  گاهی برخلاف واقع آن را کمک درسی نیز می‌نامند) را ملاحظه کنیم می‌بینیم که به چاپ‌های بالاتر از بیست هزار رسیده است. این نشانه موفقیت آن جریان آزمون گستری و  به تبع آن این جریان ایجاد اشتهای مصرف این کتاب‌ها در خانواده‌ها و مدرسه است.

  دلایل ظهور پدیده ی آزمون های پیشرفت تحصیلی در مقیاس وسیع

    بی تردید شناخت دقیق یک پدیده از طریق بسترها و عوامل شکل دهنده آن میسر است. پدیده  ی ورود و گسترش تب آزمون‌های تستی مقیاس وسیع در مدارس ابتدایی کشور دلایل و بسترهایی دارد که لازم است مورد بررسی قرار گیرد:

نگاهی کمّی به موضوع پیشرفت و یادگیری:

 پیشرفت تحصیلی و یادگیری پدیده‌ای کیفی و پیچیده در نظام تربیتی است. تمامی امکانات و فرصت‌های مدرسه برای توسعه و اعتلای آن‌ها است. اندازه‌گیری پیشرفت و یادگیری رسمی مدرسه‌ای با مقیاس عددی (20-0) این نگاه کمی را به پیشرفت و یادگیری دامن زده است که گویی نمره مساوی است با یادگیری و پیشرفت امّا این تساوی میان آن‌ها برقرار نیست زیرا یادگیری و پیشرفت در اساس با عدد و رقم قابل شناخت و تبیین نیست.

تأکید بر محتوا و حفظ یا حداکثر فهم محتوا:

        یکی از جلوه‌های ناپسند تربیتی در نظام آموزشی همین محتوا مداری است. بسیاری چنین تصوری دارند که هدف اساسی تحصیل و تدریس، یادگیری محتوای کتاب است در حالی که در اغلب موارد محتوا وسیله‌ای برای رسیدن به هدف اصلی است؛ لذا ماندن در سطح محتوا، غفلت از اهداف اساسی‌تر است. این دیدگاه تربیتی بر گرایش آزمون‌های گسترده مداد کاغذی در کشور تأثیر گذار است. زیرا عمده این آزمون بر محتوای کتاب تأکید دارند و پرسش‌های آن بر مبنای محتوا شکل می‌گیرد.

تأکید بر رقابت بین فردی:

       رقابت برای دست‌یابی به موفقیت (طبق تعریف کمی نمره بالاتر و یا معدل بیست) جلوه ممتازی در نظام آموزشی ما دارد. کودکان از بدو ورود به مدرسه خود را  در یک فضای رقابتی سخت برای کسب نمره می‌بینند که با شرایط رشدی آنان ناسازگار است. جریان توسعه آزمون‌های مداد کاغذی و با شیوه ارائه بازخورد رقابتی آن با جو رقابتی حاکم تناسب زیادی دارد. گروهی از صاحب‌نظران تعلیم و تربیت رویکرد رقابتی در مدارس به ویژه دبستان‌ها  سر مخالفت دارند. زیرا این رقابت‌ها را آسیب زا می‌دانند.

روش گزینش مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی :

        گرایش بسیاری از خانواده‌ها برای ورود فرزندانشان به مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی و رقابت مدارس برای اعلام میزان موفقیت دانش‌آموزان در ورود به این‌گونه مدارس موجب شده است که سبک و سیاق گزینش این مدارس در این آزمون‌ها دنبال شود.  به سبب رقابت بین مدارس به ویژه غیردولتی‌ها برای کسب رضایت ظاهری مشتریان (والدین دانش آموزان) از طریق ارائه این آزمون‌ها، ملاک‌ها و معیارهای مناسب برای مدیریت فرصت‌های تربیتی در این گونه مدارس عمدتاً مغفول مانده  و ملاک و معیارهای ظاهری فاقد ارزش اصیل تربیتی جایگزین آن‌ها شده است. به سخن دیگر دغدغه جاری برخی از این مدارس توجه به کمیت یادگیری است و از توجه به کیفیت یادگیری غفلت می‌نمایند؛ لذا برخی مدارس غیردولتی و حتی دولتی در رقابت اقدام به توسعه این آزمون‌ها می‌نمایند تصور بسیاری از مدارس بر این است که آزمون‌ها موجب بهبود یادگیری می‌شود و از این رو به افزایش پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان منجر می‌شود.

     در حالی که به سیاق مرسوم این آزمون‌ها تأثیر قابل ملاحظه‌ای  بر پیشرفت دانش آموزان ندارد. زیرا منطق آن ارزش‌یابی ها، اندازه گیری میزان یادگیری است نه ارزش‌یابی برای یادگیری  بهتر و بیشتر دانش آموزان. البته در شرایطی این آزمون‌های پیوسته می‌تواند به بهبود پیشرفت تحصیلی کمک نماید. اما  تحقق آن شرایط به سختی ممکن است. یکی از این شرایط وجود انگیزه بالای تحصیلی در این دانش‌آموزان و فهم منطق تکرار این آزمون‌ها،  دو دیگر ارائه  بازخوردهای مناسب و برای کشف نقاط ضعف و قوت یادگیری و توصیه‌ها و راهکارهای بهبود یادگیری به دانش‌آموزان. در حالی که اساساً چنین روالی وجود نداشته است زیرا منطق این آزمون‌ها بر توسعه رقابت بین فردی استوار است نه رقابت درون فردی.

بستر نامناسب :

      به نظر می‌رسد علت (زمینه‌ای) مهم و قابل توجه که به عنوان بستر گسترش این جریان محسوب می‌شود چیزی فرا تر از این عنوان است. این علل خلأ و شاید بگوییم فقر تفکر عمیق تربیتی در عرصه آموزش و پرورش است. منظور این نیست که ما کارگزاران اندیشمند و فکور نداریم منظور این است  که کارگزاران تربیت فکور کم داریم. آنقدر که می‌گوییم با  چند گل بهار نمی‌شود. تفکرات عمیق تربیتی در نظام  تربیت رسمی ما نهادینه نشده یا کمتر نهادینه  شده است. این معضل در تمامی سطوح  از صدر تا ذیل دیده می‌شود. این وضعیت  شرایط مناسبی را برای رشد افکار نا مناسب و ارزش‌های نادرست  تربیتی فراهم می‌آورد. بهترین  راه مبارزه با این اندیشه‌ها  توسعه اندیشه‌های تربیتی اصیل و عمیق است.

       با این عوامل و نشانه‌های یاد شده می‌توان نتیجه گرفت که نظام تربیت رسمی  و عمومی ما به بیماری سندرم آزمون! مبتلا ست. نشانه‌هایش هم این است که  این نظام به آزمون از نوع مداد کاغذی و به ویژه تراکمی آن با شکل پرسش‌های چند گزینه اهمیت می‌دهد. انگیزش تحصیلی به وسیله این آزمون‌ها، ایجاد رقابت با این آزمون‌ها، گسترش بی رویه این مؤسسات سودجوی آزمون گستر و مانند این‌ها همه نشان از این بیماری را می‌دهد.

عواقب و آثار نامناسب این پدیده:

   علی‌رغم این که توسعه آزمون‌ها در دبستان‌های کشور با تصور آثار مثبت پیامدهای سازنده صورت می‌گیرد امّا نگاه ژرف‌تر بر آن دوری از سطحی‌نگری و چشم و هم‌چشمی‌ها، عواقب ناگوار این پدیده را آشکار می‌گرداند که در ادامه بحث به آن‌ها می‌پردازیم.

      کاهش بهداشت روانی دانش‌آموزان در محیط یادگیری

     یکی از شاخص‌های اساسی بهداشت روانی در محیط‌های یادگیری فقدان یا نبود استرس و اضطراب است. مربیان و مدیران آگاه در تلاشند به روش‌های مختلف محیط‌های آموزشی خود را شادی‌آور و بانشاط سامان دهند به گونه‌ای که کودکان در آن احساس آرامش کنند.یکی از عوامل استرس زا و اضطراب‌آور در محیط‌های یادگیری طبق مشاهدات و مطالعات مکرر امتحان و نحو اجرای آن است.

      آزمون‌ها و نحوه بازخورد و رویکرد رقابتی حاکم بر آن بی‌تردید در بخش قابل توجهی از دانش‌آموزان اضطراب ایجاد می‌کند. تکرار این  تجربه‌های اضطراب‌آور (آزمون‌ها) علاوه بر عواقب جسمانی عواقب روانی بلند مدتی را برجای می‌گذارد؛ لذا در نظام‌های آموزشی با استانداردهای بالا، به ویژه در دوره دبستان ملاحظات دقیقی در خصوص عوامل استرس زا در مدرسه به ویژه چگونگی این آزمون‌ها دارند؛ لذا نمی‌توان نسبت به این موضوع بی‌تفاوت بود. این خطای بزرگی است که برای یادگیری بیشتر، آرامش و امنیت روانی دانش‌آموزان کاهش یابد. زیرا حقوق انسانی کودکان در تعارض است. این موضوع اگر با انگیزه شهرت آموزشگاه صورت گیرد که خطای بزرگ‌تر و نابخشودنی خواهد بود.

       کاهش کیفیت یادگیری و توجه صرف به محتوا

        آزمون‌های مداد کاغذی علی‌رغم کاربرد گسترده و فوائد زیادی که دارند محدودیت قابل توجهی نیز دارند. توسعه و گسترش این ابزار ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و محوریت دادن به آن‌ها به سبب همین محدودیت‌ها عوارض ناگوار تربیتی دارد. از جمله این که این آزمون به دلیل ماهیتشان بر محتوای کتاب و اهداف سطوح پایین شناختی مانند (حافظه و فهم) تمرکز دارند؛ از این رو، این  آزمون‌ها خود، مانع کاربرد گسترده روش‌های نوین و فعال تدریس به شمار می‌روند. به سخن دیگر این آزمون‌ها بر راهبرد «درس خواندن برای نمره گرفتن» تاکید می‌کنند وقتی نمره گرفتن از طریق موفقیت در آزمون‌ها مداد کاغذی با کیفیت آن چنانی صورت می‌گیرد لذا شیوه  ی یادگیری دانش آموز و نحوه ی مداخله والدین تعریف می‌شود. دانش آموزان به محفوظات و نهایت فهم محتوا می‌پردازند و والدین هم برای بالا بردن نمرات فرزندشان به تولید پاسخ و تولید کا رمی پردازند یعنی به جای فرزندشان فعالیت‌های یادگیری را انجام می‌دهند زیرا یادگیری در حاشیه است و هدف نمره است.

       گسترش و توسعه کتاب‌های آزمون  یا به اصطلاح کمک آموزشی 

         از گذشته‌های دور منابع به اصطلاح «کمک آموزشی» برای دانش‌آموزان توسط اشخاص یا مؤسسات نوشته می‌شد تا دانش‌آموزان را در فهم محتوای کتاب یاری نماید. رویکرد این کتاب‌ها  عمدتاً حافظه‌محور بود و تلاش می‌شد تا دانش‌آموزان محتوای کتاب را بیش‌تر و بهتر حفظ کنند. بر همین اساس این کتاب‌ها بیش‌تر حاوی پاسخ پرسش‌های کتاب و یا پرسش‌های اضافی، بر اساس متن کتاب بود. یا حداکثر تلاش نویسنده بر این بود تا با ارائه‌ی فعالیت‌های تمرینی و تکراری، دانش‌آموز را در حوزه‌ی مفاهیم کتاب به حد تسلط برساند.  تردیدی نیست که این رویکرد امروزه مطلوب نیست و با یافته‌های دانش روان شناسی یادگیری سازگاری ندارد. از سوی دیگر، برنامه‌های درسی و کتاب‌های درسی رویکردهای جدیدی را انتخاب کرده‌اند که با روش این گونه کتاب‌ها سازگار نیست. مثلاً کتاب درسی علوم دوره‌ی دبستان برخلاف کتاب‌های سال‌های پیش در انتهای فصل‌ها پرسش طرح نمی‌کند. زیرا اعتقاد بر این است که معلم به جای پرسش‌های ساده، باید فعالیت‌های یادگیری و مسئله های متناسب با زندگی روزمره دانش‌آموزان طراحی کند. از این رو، امروزه دیگر کتاب‌های کمک آموزشی حاوی پاسخ پرسش‌های کتاب و یا پرسش‌های مبتنی بر متن کتاب، جایگاه خود را از دست داده‌اند و در آینده بیش‌تر از دست خواهند داد.

با کاربرد عمومی این کتاب‌ها در کلاس درس تفاوت‌های فردی و نیازهای آموزشی متفاوت دانش‌آموزان نادیده گرفته می‌شود و یک دسته فعالیت‌های  یادگیری یکسان را برای همه دانش‌آموزان پیش نهاد می‌کند. در این صورت  دانش‌آموزان با توانایی یادگیری متفاوت و عملکرد ضعیف و قوی، باید یک نوع فعالیت را انجام  دهند.

نتیجه گیری.

       سالیانی است که نظام آموزشی متوسطه ما در اسارت دو جریان اسطوره گونه قرار گرفته است. به گونه‌ای که بسیاری از طرح‌ها و برنامه‌های اصلاحی را که به قصد بهبود کیفیت یادگیری اجرا شده است از بازدهی و ثمر بخشی دور کرده است. این اسطوره عبارتند از: کنکور و مسابقات المپیادی. هنوز تلاش‌ها برای حذف کنکور بی نتیجه  مانده است و جریان دوم نیز به همان قدرت سابق ادامه دارد. در مجموع این دو جریان مسائل و مشکلات زیادی بر نظام آموزشی و حتی جامعه ایجاد نموده است.

      در نظام آموزشی دبستانی نیز مشابه این دو جریان اسطوره‌ای در حال شکل گیری است. جریان نخست آزمون‌های شبیه سازی شده با آزمون‌های ورودی مدارس تیز هوشان و نمونه  مردمی و جریان دوم آزمون‌های مسابقات علمی در مقیاس وسیع (کشوری) این دو جریان به شدت در حال گسترش می‌باشد. بی تردید مسائل و مشکلاتی به مراتب شدید تر از دوره متوسطه برای دوره دبستانی را به وجود خواهد آورد. دلیل اصلی این آسیب شدید هم حساسیت دوره رشدی کودکی است. کودکان سن دبستانی بیشتر از ناملایمات و دشواری‌های تجارب تربیتی مدرسه‌ای آسیب می‌بینند. در مجموع می‌توان گفت که سندرم آزمون بیماری مزمن نظام آموزشی ماست.  به طور کلی اگر بررسی دقیقی صورت گیرد ورود این جریان به نظام آموزشی ابتدایی از جنبه‌های مختلف برای دانش آموزان آسیب زا ست  و این آسیب‌ها موجب ضایع شدن حقوق، دانش آموزان  خواهد بود.

منبع :

وبلاگ حکمت تربیت  جناب دکتر محمد حسنی (عضو هیأت علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش)

http://www.baher.sub.ir/